بعد از شش سال مديريت سرشار و چهار سال مديريت دكتر ولايتي، هنوز هم از دورهي دو سالهي رضا اميرخاني ميگويند!
توضيح سايت: چهل و نهمين شمارهي پنجره حاويِ چهار يادداشت و گفتوگو است، پيرامونِ فعاليتهاي انجمنِ قلم كه در برخي يادداشتها -روا و ناروا- نكاتي راجع به دورهي دو سالهي مديريتِ انجمنِ قلم توسطِ رضا اميرخاني درج شده است. اين كه هنوز بعد از گذشتِ دو دوره، و چهار سال مديريتِ دكتر ولايتي، و شش سال مديريت محمدرضا سرشار، هنوز برخي راجع به مديريتِ 84 تا 86 رضا اميرخاني صحبت ميكنند، به كفايت گوياي بيلانِ كاريِ مجموعه است! رضا اميرخاني همچنان بر بيگفتي با اين گروه (شامل خانمها تجار و اصلانپور و آقايان پارسينژاد و سرشار و پرويز و زنوزي و همين!) پاي ميفشارد كه سالارِ افغان گفت، بيگفتي كردن، سوزندهترين گفتهاست!
سميرا اصلانپور: انجمن قلم به انسجام قابلقبول نرسيد
http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&UID=593830
در برخي دورهها هياهو بيشتر از آن چيزي بوده كه بتوان از آن بهعنوان يك كار اساسي ياد كرد. مثلا در دوره رياست رضا اميرخاني يك سالني در انجمن بود كه با هزينههاي بسيار زياد بازسازي شد و مخارج زيادي را به انجمن تحميل كرد؛ در حاليكه تزئينات، وسايل و مصالحي كه براي ساخت سالن بهكار رفته، چيز بسيار زائدي است كه حتي دور انداختن آن هم معضلي شده است. اين سالن يك فضاي خيلي گرفته و تنگ و تاريكي است كه اصلا براي مقاصد انجمن مناسب نيست. اين يك نمونه است كه بگويم در برخي دورهها خيلي از كارها بيشتر هياهو بود.
در دوره مسئوليت آقاي اميرخاني، خيلي سر و صدا شد و بيشتر هياهو بود تا كار. وقتي الان مي پرسيم چه كاري آن دوره شد كه ماندگار شود، پاسخ هيچ است. مثلا كتاب فروشي انجمن مدت ها بهخاطر لج بازي هاي كودكانه تعطيل شد.
اميرحسين انبارداران: برنامههاي انجمن قلم روزآمد نيست
http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&UID=593848
وقتي رضا اميرخاني رييس انجمن قلم شد، همان موقع رييس اداره فرهنگ قشم بودم و با توجه به اينكه مي دانستم انجمن قلم مي تواند واقعا جريان ادبيات كشور را هدايت كند، اميرخاني و حميد گروگان (عضو هيئت مديره) را به قشم دعوت كردم. آنجا با حضور اين دو نفر، دفتر انجمن قلم ايران تأسيس شد و حمايت هايي را از منطقه آزاد قشم جذب كرد.
گروهي كه حيات معنوي و مادي اش با جريان مخالف اميرخاني گره خورده بود و فكر مي كرد اگر او نباشد، بهتر است، اجازه نداد اين مدير جوان به كار ادامه دهد. چون اين تفكر حاكم بود كه با ما باش، والا نبايد باشي.
...اينكه شما مي گوييد، بايد دليل اقامه كنيد و سند ارائه دهيد. اينطور حرف زدن كه خيلي ساده است. من هم مي گويم در دوره رياست رضا اميرخاني، چند نفر از اعضاء كه تعهد ديني و انقلابي نداشتند و از انجمن كنار گذاشته شده بودند، به انجمن برگشتند.
افرادي بودند كه مي گفتند اين انجمن، انجمن يك اسم خاص است، نه انجمن قلم ايران. رضا اميرخاني تأليف قلوب كرد و اينها را برگرداند. اميرخاني چند نفر را از جمله آقاي ابراهيم زاهدي مطلق يا حبيب احمد زاده را مي خواست بياورد. منتها خيلي از اين افراد، آدم هايي هستند كه چشم قربان نمي گويند. آنوقت هم نمي گفتند، كنار رفتند و وقتي ديدند ديگر نيازي نيست به كسي چشم قربان بگويند، برگشتند. آيا اين دو نفري كه من اسم بردم، آدم هاي غيرانقلابي و غيرمتعهدي هستند؟
هيئتمديرهاي كه وقتي مي خواهد تشكيل شود، از قبل به شما يك نامه مي دهند كه بايد به چه كساني رأي بدهي، آيا قابلنفوذ است؟
يعني شما مي گوييد انتخابات انجمن از پيش تعيين شده است؟
بله. مي گويند به اينها رأي بده. سند دارم، ولي به شما نمي دهم. اينها همان كساني بودند كه رضا اميرخاني را ساقط كردند و با ايجاد فروشگاه انجمن قلم به مخالفت برخاستند و آن را به تعطيلي كشاندند.
فروشگاه انجمن قلم در زمانيكه شما بوديد از لحاظ اقتصادي بهصرفه بود؟
100 درصد. اميرخاني كار قشنگي كرده بود و از يك ساختمان مخروبه، يك فروشگاه زيبا و يك سالن آمفيتئاتر مناسب درست كرده بود. در اين سالن، مراسماتي برگزار مي كرديم كه فروشگاه در يك روز، يك ميليون تومان فروش داشت.
گويا سرشار مي گويد كه من كنار كشيدم كه كار دست جوان ها باشد، ولي آنها از پس كار برنيامدند.
به هر صورت رضا اميرخاني شده بود رييس انجمن قلم. شايد سرشار نمي خواست نايبرييس باشد.
بعد كه اميرخاني از انجمن قلم رفت، چه شد؟
بهنظر من عملكرد را بايد ديد. مي گويند گوسفندي از گله دور افتاد، بعد از يكي ـ دو ماه كه پيدايش كردند، گفت: عجب آبي و علفي؛ گفتند: خب با اين تفاسير دنبه ات كو؟ آن فروشگاه با آن سالن، عملكرد رضا اميرخاني است. اين دوستان هم بيايند گزارش كار بدهند كه ببينيم چه عملكردي دارند. غير از اينكه يك سري قرارداد كتاب بسته مي شود كه آثار 20 بار چاپ شده در اينجا بهصورت مجموعه چاپ شود. اينچه ارزشي دارد؟
راضيه تجار: سقف بلند آرزوها
http://www.panjerehweekly.ir/main/index.php?Page=definitioncontent&UID=593842
آقاي سرشار در يك دوره به دلايلي كنار رفته اند و در همان دوره، رضا اميرخاني با رأي هيئت مديره به رياست انجمن رسيده است. گر شما يك دوره خاص را در نظر داريد، بايد گفت كه همان دوره حاشيههايي بهسراغ انجمن آمد و سروصداهايي به پا شد. آن هم بهدليل برخي تخلفات كه صورت گرفته بود. وقتي رييس هيئت مديره مي خواهد برود، طبق قانون بايد اسناد مالي در انجمن بماند و در آن دوره اين اتفاق نيفتاد. در همان دوره كه رضا اميرخاني، مدير هيئت مديره بود، در فروشگاه كتاب انجمن، تخطي قانوني صورت گرفت كه بايد اصلاح مي شد. اگر طور ديگري هايوهوي شود، بايد از نزديك بررسي كرد كه ببينيم مشكل از كجاست
ولي چه در ميان اعضاء و چه در جمع هيئت مؤسسان، كساني هستند كه معتقدند دوره مديريت مورد نظر شما، دوره درخشاني بوده است.
اين افراد، چه كساني هستند؟ ما بايد اين درخشش را بهعينه مشاهده كنيم. بهنظر من، شما بهعنوان يك رسانه، نه درشت نمايي و نه ضعف انگاري كنيد. اين درخشش بايد از داخل انجمن تأييد بشود، نه اينكه به گفته يكي دو نفر استناد كنيم. اگر بخواهيم راجع به اين قضيه صحبت كنيم، به يك جلسه مستقل نيازمنديم كه گمان نمي كنم نيازي به پاسخگويي به شما بهعنوان خبرنگار باشد.
اين سئوالات رسانه بر اساس پرسش هاي افكار عمومي است. يك انجمن مردمي به اين پرسش ها جواب مي دهد.
منظور من اين است كه بايد اين قضيه را از طريق هيئت مديره بررسي كرد. رييس وقت و اعضاءي آن هيئت مديره بايد بنشينند و به سئوالات شما جواب بدهند. آقاي اميرخاني، عزيز ما و نويسنده خوب و متعهدي هستند و اگر حرفي بين ما بوده، آن حرف ها را شخصا مطرح كرده ايم. هيئت مديرهاي بوده كه من هم يكي از اعضاءيش بوده ام و دلم نمي خواهد مسائل دروني و داخلي انجمن رسانهاي شود.
مريم صباغزاده: خانه اميد نويسندگان جهان اسلام
http://panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&UID=593844يكي از دوره هايي كه انجمن با موفقيت پشت سر گذاشت، دوره اي بود كه رضا اميرخاني رييس هيئت مديره بود. دوره كوتاه اما خوبي بود. ريختن فضاهاي كهنه و قديمي و ايجاد فضاهاي تازه در كنار انجمن، كاري نبود كه هركسي زير بار مسئوليتش برود. البته براي من مهم نيست كه رضا اميرخاني كيست. همه آدم هايي كه در انجمن كار مي كنند، افراد زحمتكش و دلسوزي هستند. ما در رأس هيئت مديره، كسي را داريم كه مشاور مقام معظم رهبري است. مگر دكتر ولايتي آدم كوچكي است؟ اما نبايد كارهاي همديگر را ناديده بگيريم. همينقدر كه اين هيئت مديره زحمت كشيده، چرا ما بايد به آن يك سالي كه كار را دست جوان ترها داديم، نگاه منفي داشته و از كنار دستاورد هاي آن با چشم پوشي بگذريم؟ بخشي از ناموفق بودن و عدم يارگيري ما به اين دليل بود كه اتفاقات كوچكي بين ما افتاد كه حائز اهميت نبود، اما رنجش هاي بزرگي را ايجاد كرد. من به آن دوره يك ساله خيلي اعتقاد دارم.
آن زمان هم بازرس انجمن بودم و مو را از ماست بيرون مي كشيدم. آن اتفاقي كه در آن دوره افتاد، بسيار بي نظير و پايه اي براي حركت ها و پيشرفت هاي آينده بود. تأسيس كتابفروشي براي انجمن، حركت زيبايي بود. براي اين كار، دوندگي هاي زيادي انجام شد تا كناره خيابان يوسف آباد از محلي براي خلوت عشاق به محيطي فرهنگي تبديل شود. در پسله هاي آن درختان، جوانان ما بيهوده گردي مي كردند، در حالي كه بعدها همانجا به محل رفت و آمد چهره هاي فرهنگي و مردم كتابخوان تبديل شد. همين حالا هم ـ كه كتابفروشي بازگشايي شده ـ انجمن مي تواند با آوردن كتاب هاي متنوع، يك بار ديگر آن حركت را ادامه دهد و همه گروه ها را به خود جذب كند.
توضيح سايت: در پنجاه و يكمين شمارهي نشريهي پنجره، محمدرضا سرشار، از فرصت پاسخگويي به سركار خانم صباغزاده و جناب اميرحسين انبارداران استفاده كرده است و مجددا مطالب ناروا و هتاكانهاي را در سكوت ناشي از بيگفتي رضا اميرخاني، بيان كرده است.
http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&UID=637212
به اجمال ميگويم: از قضا، دوران رياست آقاي اميرخاني از نظر من و ديگر آگاهان به اساسنامه انجمن و مسائل روي داده در اين دوران، بدترين - به معني واقعي كلمه - دوران هيئتمديره انجمن قلم ايران بود. به عكس آنچه اين دو مصاحبهشونده ادعا كردهاند؛ تخلف از اساسنامه و قراردادها، جدايي، دشمني، كينه، بيحرمتي به پيشكسوت و بزرگتر، استبداد رأي و تكروي، بر هيئتمديره و به تبع آن، بر انجمن، حاكم شد. مسائل داخلي انجمن، به رسانهها كشيده، و از اين طريق، اعتبار و حيثيتي كه با آنهمه زحمت به دست آمده بود، مخدوش شد. دشمني با معاون فرهنگي وقت ارشاد - كه خود يكي از اعضاي هيئت مؤسس و تا مدتي هيئتمديره همان دوره بود - امكان جذب امكانات بسياري را از انجمن گرفت. برخي از فعاليتهاي مهم جاري انجمن (مانند «آفرين روشنان») راجع به آقاي بهجتي شفق - كه ما قبلا استارتش را زده بوديم و (انتشار فصلنامه «اصحاب قلم») به كلي تعطيل شد و بعضي (مانند «جشنواره قلم زرين») به حالت نيمهتعطيل درآمد (يك سال به كل اجرا نشد) و...