تاريخ انتشار : ١١:٤٣ ٧/٣/١٣٩٠

امیرخانی جلال نیست... محبت جناب ابراهیم حسن‌بیگی در انتشار جانستان کابلستان

من به چند دلیل علاقه خاصی به جلال آل​احمد داشته و دارم. اول اینکه بیشتر آثار جلال را در سال​های قبل از انقلاب و در ایام شباب خواندم و لذت بردم و همیشه دلم می​خواست روزی نویسنده​ای مثل جلال بشوم.

دوم اینکه من در حوزه هنری و در سال فکر کنم 1370 بود که اولین کنگره بزرگداشت جلال را خیلی مفصل و آبرو مندانه برگزار کردم. و برای اولین بار لوازم شخصی جلال را از برادرش شمس گرفتیم و در معرض دید مردم قرار دادیم. سوم اینکه من دوستی نزدیکی با شمس آل​احمد داشتم. به دیدنش می​رفتم و در سفرهای زیادی با او هم سفر بودم و شمس همیشه مرا به یاد جلال می​انداخت. چهارم اینکه انگشتر 7 نگین جلال را شمس به من هدیه داده بود و این انگشتر همیشه در انگشتم بود و حضور جلال را تقریبا دائمی و همیشگی کرده بود.

پنجم اینکه از همان سال​های جوانی دوست داشتم روزی به تهران بروم و قبر جلال را زیارت کنم. آن سال​ها این آرزو برآورده نشد و بعد​ها هم که 20 سالی ساکن تهران بودم هر​گز موفق به دیدن قبر جلال نشدم و این موضوع مثل یک معما برایم باقی مانده است.

درسال 70 و در حاشیه بزرگداشت جلال بود که در مصاحبه ای آرزو کرده بودم  ای​ کاش در بین نویسندگان نسل انقلاب جلال​ آل احمدی بدنیا بیاید و گفته بودم در ادبیات معاصر ما جای جلال خالی است.

در سال 84 باز در مصاحبه​ای گفته بودم به نظرم جلال ادبیات معاصر ما در حال آمدن است و از رضا امیرخانی به عنوان جلال ادبیات معاصر نام بردم بدون اینکه این موضوع را باز کنم.

امروز دیگر شک ندارم که امیرخانی نویسنده​ای​ست که پا جای پای جلال گذشته و شباهت​های زیادی به جلال دارد:

1-چون جلال خوب می​نویسد. نثرش روان و در عین حال کوبنده و شکافنده است . برای نوشتن زور نمی​زند . مثل جلال بر کلمات تسلط دارد. مثل جلال نثرش خاص است و می​شود گفت مثل جلال صاحب سبک خواهد شد.

2-چون جلال روح نا آرامی دارد. در یک مدار ثابت قرار نمی​گیرد. جستجو​گر است. گرفتار روزمرگی و تشریفات نمی​شود . با همه می​جوشد. کاملا اجتماعی است. اهل دک و پزهای مرسوم جامعه روشنفکری نیست . ساده و مهربان و بی ادعاست ساده لباس می​پوشد و پیروی از مد نمی​کند و برای خوشایند کسی کاری انجام نمی​دهد.

3- چون جلال بسیار به سفر می​رود . در سفر​هایش فقط عکس یادگاری نمی​گیرد. بسیار کنجکاو و جستجو​گر است . من در دو سفر خارجی - در هند و ترکمنستان-با او بودم  و می​دیدم که اهل مکاشفه در سفر است .هر شب ساعتی می​نشیند و لب تابش را جلویش باز می​کند و یادداشت​های روزانه​اش را می​نویسد.شاید او هزاران صفحه سفرنامه نوشته باشد که چاپ نکرده است.

4-چون جلال فقط داستان نمی​نویسد. اهل سخنرانی و شرکت در مجامع ادبی است. به نظرات خوانندگانش اهمیت می​دهد. رو در رویی با خوانندگان آثارش را دوست دارد و از آن​ها فرار نمی​کند. از بی توجه​ای مدیران فرهنگی نمی​هراسد و با اعتماد به نفس می​نویسد.

5- چون جلال سفر​نامه می​نویسد. چون جلال در سفر نامه​هایش فقط از مشاهداتش نمی​گوید. مشاهداتش را تحلیل می​کند. در تحلیل​هایش مثل جلال ناخنکی هم به سیاست و فرهنگ و اقتصاد می​زند.

6-امیر خانی جلال نیست. اما به جلال بسیار نزدیک است. انگار روح نا آرام جلال را درخود دارد. تکاپوی جلال را، عشق جلال به کنکاش و جستجو را، میل جلال به نوشتن را، نگاه تیزبین جلال به زندگی را. در یک کلام  رضا امیر خانی قابلیت و ظرفیت آن را دارد تا جلال ال احمد ادبیات معاصر ما باشد.

باید به آینده چشم دوخت و بالندگی بیشتر امیرخانی را شاهد بود.


در همين رابطه :
ماخذ: خبرآنلاین

  نظرات
نام:
پست الکترونيک:
وب سايت / وب لاگ
نظر:
 
   
 
   
   صفحه نخست
   يادداشت
   اخبار
   تازه ها
   يادداشت دوستان
   کتابها
   درباره نويسنده
   تيراژ:۸۰۹۰۵۰
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
 

 
بازديد کننده اين صفحه: ٥٩٩٥
.کليه حقوق محفوظ است
© CopyRight 2008 Ermia.ir & Amirkhani.ir
سايت رسمي رضا اميرخاني
Because when the replica watches uk astronauts entered the replica watches sale space, wearing a second generation of the Omega replica watches, this watch is rolex replica his personal items.