تاريخ انتشار : ٢١:٥١ ٢١/٤/١٣٩٠

جهان‌نیوز، انتظارنیوز و...: اميرخاني هم خواجه ربيع دوره ماست. او را چه به فتنه؟ (ما در زیارت عاشورا لعن می‌کنیم... کسانی را که در فتنه ساکت بوده‌اند)
پيشتر نوشته بودم که همان روز اولي که بي وتن منتشر شد، آن را از غرفه انتشاراتي گرفتم و به صبح نرسيده تمامش کردم. اين ذوق اما براي خواندن جانستان کابلستان در من نبود. تازه بعد از چند ماه از انتشار کتاب را گرفتم و فصل اولش – مور و تيمور – را خوانده ام.

ناراحت شدم.

از اينکه سکوت خواص هم پز دادن دارد. از اينکه نويسنده افتخار کرده است که وسط شلوغي هاي فتنه ۸۸ – يا به قول خود اميرخاني وقعه ي انتخابات دهم- رفته به دماوند صعود کند تا کسي از او بازخواست موضع نکند. تا او همچنان سکوت کند.

راستش نا خودآگاه ياد خواجه ربيع افتادم. معمولا کساني که مي روند مشهد، يک سري هم به خواجه مراد و خواجه اباصلت و خواجه ربيع مي زنند. دو مورد اول که هيچ، اما خب مورد سوم در بحبوحه ي جنگ صفين خدمت حضرت رسيدند که: يا علی! ما در اين جنگ كه با شاميان می كنی به شك افتاده ايم و حق و باطل را نمی دانيم گرچه به فضل شما معترف هستيم ولكن ما از شما می خواهيم ما را به سوی يكی از اين مرزها بفرست تا در آنجا با كافران بجنگيم..

علي را در صفين تنها گذاشتند و آمدند به طوس. تنها گذاشتن ولي در عمق فتنه هم مدلي از بصيرت است که هم خواجه ربيع هم رضاي اميرخاني به آن افتخار مي کنند. اصلا راست مي گويد. نويسنده را چه به سياست؟! مگر سياست ما که عين ديانت ماست،‌عين نويسندگي ما هم بايد باشد؟ نوشته بايد مخاطب پسند باشد. بايد مخاطب خوشش بياد. حالا نمي شود که مخاطبمان را خودمان بپرانيم، مي شود؟ هر موضعي در فتنه موجب مي شود که عده اي را خوشايند نيايد. مگر اينکه ساکت باشي.

بعد جالب است که جواني اميرخاني را نوک دماوند شناسايي مي کند و او را بابت موضع نگرفتنش شماتت مي کند و اميرخاني هم گله مند مي گويد در عجب است چرا به جاي يتفکرون و تعقلون ، دچار يتجادلون شده است. و طلب حقيقت و بصيرت را مجادله مي خواند.

راست هم مي گويد . تيراژ کتاب مهم است و فروشش يا موضع گيري به نفع حکومت؟فکر نمي کنم کسي باشد که نداند يا نخواهد بداند که فتنه ۸۸ درگيري دولت و مردم نبود . دعوا سر احمدي نژاد نبود. همه بحث ها روي اصل نظام بود. روي دين بود. نمي توانم باور کنم کسي با آن آب و تاب داستان سيستان را نوشته، نظر رهبري برايش بي اهميت است.

اما خب خواجه ربيع ها هنوز هستند و اميرخاني هم خواجه ربيع دوره ماست. او را چه به فتنه؟ ان شالله بعد از جانستان ، قيدار را منتشر مي کند و بعد تر هم دوباره مقاله بلندي و باز هم رماني و باز مقاله بلندي و دوباره رماني و .....

کسي که خواب است بيدار مي شود، کسي که خودش را به خواب زده ، نه. من فکر مي کنم اميرخاني خودش را به خواب زده و با اين که مي گويد و تاکيد مي کند سياسي نيست، خيلي هم سياسي است. حداقل اين ها برود به کساني بگويد که سرلوحه هايش در لوح – نه آن گزيده هاي منتشرشده در کتاب ، بلکه کامل آن ها – را نخوانده باشد .

ما در زيارت عاشورا و بقيه زيارات يک عبارتي داريم،آنجایی که ما لعن می‌کنیم، نه فقط قاتلین را، بلکه خاذلین را هم لعن می‌کنیم. خاذلین یعنی چه کسانی؟ آنانی که در مقابل مظلومیت حسین(ع) ساکت ماندند و از حق قیام و دفاع نکردند . چه کسانی سکوت کرده‌اند؟ کسانی که هنوز هم فتنه را فتنه نخوانده‌اند.

بگذريم .

5 روز بعد این مطلب اضافه شده است:

++
بعدنوشت:  الف) عبارت آخر و توضيح اينکه خاذلين يا ساکتين مورد لعن اند، از استاد پناهيان است و نظر شخصي نيست
 ب) نمي توانم قبول کنم که اميرخاني و طرفدارانش مي توانند به همه کس و همه چيز انتقاد کنند ولي بنده به جرم يک انتقاد بايد فحش و ناسزا بشنوم و هر کسي چيزي نثارمان کند!
ج) بنده به ساحت کتب اميرخاني خدشه اي وارد نکرده ام، چه آنکه به حيث نويسندگي اميرخاني خيلي هم خوب است، اما نقد بنده به ايشان در سکوتشان به فتنه بوده و نه متن هاي ايشان. چه آنکه چخوف و داستايوفسکي هم نويسندگاني خوبي هستند اما ولايتمدارند؟
در همين رابطه :
ماخذ: جهان نیوز، انتظار نیوز، وبلاگ بیا تا برویم
جوابیه‌: سه جوابیه: شبه دفاعیه‌ای از رضا امیرخانی در سایت ارمیا، در وبلاگ‌های مکتب و غروب سمپاد و ویدیونگاری


  نظرات
نام:
پست الکترونيک:
وب سايت / وب لاگ
نظر:
 
   
 
   
   صفحه نخست
   يادداشت
   اخبار
   تازه ها
   يادداشت دوستان
   کتابها
   درباره نويسنده
   تيراژ:٦٨٩٣٥٠
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
 

 
بازديد کننده اين صفحه: ٧٤٢٦
.کليه حقوق محفوظ است
© CopyRight 2008 Ermia.ir & Amirkhani.ir
سايت رسمي رضا اميرخاني
Yvan Arpa even muses on the fact that it is difficult rolex replica to get traditional mechanical watches in Switzerland, suggesting that, perhaps, using smartwatch movements (hardware) might be a possible solution for rolex replica smaller, more creative (and flexible) Swiss watch makers. This gold and diamond laden concept is as much a "what if" as it is a "we await the first order." Talk rolex replica sale about making people feel like their gold Apple Watch Edition pieces aren't as exclusive any longer. Another important implication of something such as this, goes back to the notion that Apple and other smartwatch companies are keen to enter the luxury and rolex replica sale fashion worlds as much as possible. A huge concern of rolex replica sale Apple, is to offer enough Apple Watch variety, so that people don't feel as though replica watches sale they are all wearing similar items.