تاريخ انتشار : ١٨:٤٦ ٩/٧/١٣٩١

به جای نوشتن، باید می‌رفتم شورای فیلترینگ و می‌گفتم بی‌زحمت "ناجوان‌مردی" را فیلتر کنید!

4 سال  موضوعِ جوان‌مردی را گوشه‌ی ذهن داشتم تا به قیدار رسیدم...
اما فرهنگِ جامعه‌ی ام‌روزِ من، و مسوولِ فرهنگیِ من، از من رمان نمی‌خواست. موضوعِ جوان‌مردی هم موضو‌ع‌ش نبود. خیلی اگر قرار بود کارِ فرهنگی کنم، بایستی می‌رفتم دار و دسته‌ای راه می‌انداختم و با آن‌ها جمع می‌شدم روبه‌روی شورای فیلترینگ و تقاضا می‌کردم که "ناجوان‌مردی" را فیلتر کنند! بعد هم چند نامه‌ی سرگشاده می‌نوشتم و یک پلاکارد هم دست می‌گرفتم و می‌رفتم بوستانِ جوان‌مردانِ شهرداری تحصن می‌کردم چند روز! بعد هم چند تا مدال از لقب و صفت و اسمِ بزرگان و صحابه از عمار بگیر تا مالکِ اشتر به خودم آویزان می‌کردم! این فرهنگِ دولت‌ساخته‌ی جامعه‌ی من است. در این فرهنگ کسی رمان نمی‌خواهد.
قیدار داغ دل ما را تازه می‌کند
هم‌چنین در این جلسه حجت‌الاسلام زائری نیز در سخنانی با بیان حدیثی از امام جعفر صادق (ع) گفت: امام ششم در روایتی به اصحاب خود عنوان داشته‌اند که معنای فتوت گذاردن غذا جلوی کسی است که چیزی برای خوردن ندارد، روی باز و عفاف داشتن است، مروت نیز به معنی آن است که مرد سفره‌اش را دم در خانه‌اش بیندازد.

وی سپس ادامه داد: خیلی دردناک است که امروز به جای اینکه در خیابان به دنبال کسی باشیم که به او سلام کنیم در کتاب به دنبالش بگردیم و این اتفاقی است که امروز در جامعه ما در حال افتادن است و با خواندن قیدار هم داغ آن در دل ما تازه می‌شود. خیلی درد دارد که آدمی سرش به سنگی بخورد که سال‌های سال آن را به سینه زده است.

زائری ادامه داد: کتاب امیرخانی اما جدای از زنده کردن این داغ‌ها نیمه دومی هم دارد و آن این است که نویسنده‌ای است که از این دیدها بنویسد. انسانی که می‌تواند تاریخ زندگی یک مومن را مکتوب کند، حتی اگر الکس هیلی نویسنده مالکوم ایکس باشد یا امیرخانی نویسنده قیدار، یک نفر را زنده کرده است.

وی همچنین تصریح کرد: حرفه‌ای بودن و بی‌تعارف بودن امیرخانی وجهه بارز کار اوست که به جای شعار دادن سعی می‌کند به خیابان برود و حرف‌هایش را مستقیماً بزند؛ آن هم در زمانه‌ای که مسایلی مثل انتخابات و قیمت ارز باعث شده نتوانیم کلامی مستقل درباره جوانمردی صحبت کنیم.

همه آثار امیرخانی برای ادبیات داستانی ما یک اتفاق است
محمدرضا بایرامی در نشست نقد رمان قیدار با بیان اینکه همه آثار امیرخانی در ادبیات داستانی ایران یک اتفاق به شمار می‌رود، گفت: پیوندی که امیرخانی میان مخاطب عام و خاص ادبیات ایجاد کرده را تا پیش از این تنها محمود دولت‌آبادی از عهده آن برآمده است.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست نقد و بررسی رمان «قیدار» نوشته رضا امیرخانی عصر روز سه شنبه 11 مهرماه با حضور نویسنده حجت‌الاسلام محمدرضا زائری، محمدرضا بایرامی، ابراهیم زاهدی مطلق و سیداحمد نادمی در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

در ابتدای این نشست محمدرضا بایرامی در سخنانی با اشاره به اینکه قیدار مانند سایر آثار امیرخانی اتفاقی در ادبیات داستانی معاصر ایران به شمار می‌رود، گفت: هر کتابی که از امیرخانی چاپ می‌شود یک حادثه است، حادثه‌ای که به نوعی به تن رنجور و خسته ادبیات ما امید می‌دهد و به خوبی می‌بینید که همین مردمی که به آنها می‌گوییم کتاب نخوان، برای خرید آثار او صف می‌کشند و آن را می‌خوانند.

وی ادامه داد: استقبال از این کتاب و سایر آثار امیرخانی در ادبیات ما بی‌نظیر است. وقتی مردمی را که در این زمانه برای خریدن این کتاب صف کشیده‌اند می‌بینم، حس می‌کنم که حواشی آثار امیرخانی در بسیاری از موارد از خود متن آنها هم جالب‌تر است و این موضوع هم جای بررسی دارد که چه اتفاقی در آثار او می‌افتد که حرف‌های امیرخانی صرف‌نظر از این که چه می‌نویسد، خواننده دارد.

بایرامی ادامه داد: امیرخانی هیچگاه در یک نقطه توقف نداشته است و خودش را دور نزده. این موضوع هم در فرم و هم در نوع روایت داستانی او مشخص است. در این وانفسای امروز که کتاب هم تبدیل به امری تزئینی شده، باید ببینیم که چه می‌شود که نویسنده‌ای مثل او خلق می‌شود که می‌تواند بدون تکرار خود میان مخاطب عام و خاص ادبیات در جامعه ما پیوند بزند، کاری که به اعتقاد من تا پیش از این تنها محمود دولت‌آبادی توانسته بود از عهده آن بر بیاید.

نویسنده رمان «مردگان باغ سبز» ادامه داد: یکی از دلایل عمده توفیق امیرخانی در کنار توانایی‌های او شناخت مناسبش از مخاطب خود است. من خودم به شخصه شناختم از مخاطبم مبتنی بر تجربه گذشته‌ است، اما وقتی امیرخانی از دهه 40 در رمان خود صحبت می‌کند، دهه‌ای که خود در آن زندگی نکرده و این چنین هم خوب صحبت می‌کند معنی‌اش این است که او توانسته این موقعیت زمانی را بشناسند و درباره آن صحبت کند.

بایرامی در بخش دیگری از سخنان خود خطاب به امیرخانی گفت: شما در این رمان چیزی را نوشته‌اید که فوت شده است. چیزهایی که من امروزه در دور و اطراف خودم آنها را نمی‌بینم و ما به ازای بیرونی ندارد. اوایل فکر می‌کردم این موضوع از مواردی است که می‌توان در کار امیرخانی به آن انتقاد کرد، اما متوجه شدم که این از قضا حسن کار اوست و روش درست هم همین است، رمان باید از چیزی صحبت کند که به راحتی دیده نمی‌شود.

زاهدی مطلق: امیرخانی پازل داستان انقلاب خود را کامل کند
ابراهیم زاهدی مطلق در نشست نقد قیدار این رمان را بخشی از روایت امیرخانی درباره سنت‌های فراموش شده انقلاب اسلامی دانست و اذعان کرد: فکر می‌کنم این پازل گمشده‌ای دارد و آن نقش جریانات دانشجویی در انقلاب است که شاید روزی امیرخانی آن را بنویسد.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست نقد و بررسی رمان «قیدار» نوشته رضا امیرخانی عصر روز سه‌شنبه 11 مهرماه با حضور نویسنده، حجت‌الاسلام محمدرضا زائری، محمدرضا بایرامی، ابراهیم زاهدی مطلق و سیداحمد نادمی در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

در این نشست ابراهیم زاهدی مطلق، نویسنده و روزنامه‌نگار در پاسخ به سوالی درباره وجود حقیقی شخصیت‌های رمان قیدار گفت: به اعتقاد من زمین هرگز از حجت خدا خالی نیست، الان هم جوانمردی وجود دارد اما شاید دیده نمی‌شود.

وی ادامه داد: یکی از سوالات مهمی که با خواندن قیدار به ذهن متبادر می‌شود این است که چرا امیرخانی این رمان را الان نوشته است؟ من البته سه سال پیش از این سوال را از او پرسیده بودم و او نیز مطرح کرده بود که اندک اندک به ضرورت طرح این بحث رسیده است و خب به نظرم زمان گفتن این حرف‌ها نیز همین موقع است.

زاهدی مطلق ادامه داد: امیرخانی در جایگاه یک مصلح در این کتاب ظاهر می‌شود و سعی دارد در دوره‌ای که رفیق فروشی باب شده است، جوانمردی را به مخاطبان خود یادآوری کند.

وی سپس خطاب به حاضرین در جمع گفت: شما تا به حال پیش خود فکر کرده‌اید که چرا امیرخانی فوتبالیست‌‌هایی مثل علی پروین یا علی کریمی را جدای از رنگ تیمشان دوست دارد؟ من به واسطه آشنایی که با او دارم به این سوال پاسخ می‌دهم و آن این است که آنها سفره‌دار هستند و سفره داری رسم جوانمردی است.

زاهدی مطلق همچنین با اشاره به نام این رمان گفت: قیدار نام یکی از پیامبران بنی‌اسرائیل است و آوردن این اسامی در کارهای امیرخانی مسبوق به سابقه است. شاید او قهرمانان داستان‌هایش را به نوعی پیام‌رسان می‌داند. پیام‌رسانانی که قرار نیست خیلی خاص صحبت کنند، اما صحبت‌هایشان دلنشین است، بطن دارد.

وی همچنین تصریح کرد:‌ امیرخانی به اعتقاد من رمان‌نویسی نیست که تنها به پوسته اکتفا کند، مصلحی اجتماعی است که قالب رمان را برای حرف زدن انتخاب کرده است و تاکید او به موضوع جوانمردی هم به عمق داشتن کارهایش باز می‌گردد.

این روزنامه‌نگار گفت:‌ تلقی من این است که قیدار در کنار رمان‌های دیگر او تاکنون مجموعه داستان‌هایی است که امیرخانی در مورد انقلاب اسلامی تالیف کره است. پازل و بخشی از اجتماعی که در انقلاب نقش داشته است و فکر می‌کنم این پازل گمشده‌ای دارد و آن نقش جریانات دانشجویی در انقلاب است که شاید روزی امیرخانی آن را بنویسد.

زاهدی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود گفت: من 10 سال قبل از این هم گفتم و الان هم می‌گویم که امیرخانی خودش از کتاب‌هایش بزرگتر و بهتر است. او بدون استثنا از مصداق‌های بارز جوانمردی است.

 

قیدار احیا کننده سنت فتوت نامه نویسی است

سیداحمد نادمی شاعر و پژوهشگر معاصر نیز دیگر سخنران این مراسم بود که در ابتدای سخنان خود به نیاز اجتماع به امیرخانی رمان‌نویس اشاره کرد و گفت: امیرخانی در زمانه خودش حرف رمانش را طوری زده است که مردم و مخاطبان او این حرف‌ها را با عنوان یکی از آموزه‌‌هایی که باید از روزگار خود بیاموزند و از یاد نبرند در حافظه خود قرار داده‌اند.

وی به رمان «من او» اشاره کرد و گفت: این رمان زمانی منتشر شد که رمان فارسی و مردم ما هر کدام کار خودشان را می‌کردند. رمان غرق در فرم شده بود و آثاری منتشر می‌شد که با وجود اینکه جایزه‌هایی هم می‌گرفت، اما کسی متوجه نمی‌شد که نویسنده در آن چه نوشته است. در این فضا امیرخانی و «من او» وظیفه خود را انجام داد و ‌آدم‌هایی را روایت کرد که در زندگی همه ما دیده می شد و این اتفاقی در رمان نویسی معاصر ایران بود.

نادمی ادامه داد: برایم عجیب است که برخی توقع دارند قیدار همان «من او» در سال 91 باشد. امروز نیاز داریم که درباره جوانمردی حرف بزنیم و امیرخانی هم کاری را که باید در این زمینه می‌کرد، انجام داده است؛ همان‌طور که در زمان نوشتن «من او» کاری را که باید انجام می‌ داد، انجام داد. و من او امروز به یک رمان‌کالت تبدیل شده است.

وی در ادامه با اشاره به سنت فتوت نامه نویسی در زبان فارسی گفت: قیدار در زمانه‌ای که ماشین بر ما حاکم شده است و در کنار حادثه‌ای مثل انقلاب اسلامی را از سر گذرانده‌ایم ما را از این فضای ماشینی به احیای فتوت نامه نویسی‌های کهن فارسی هدایت کرده و در کنار آن به ما در مورد رفتارهای اجتماعی‌مان هشدار می‌دهد.

 هم‌چنین بخوانید حاشیه‌ها را در مهر

خاصیت عجیب صندلی‌های فرهنگسرای ارسباران/ آبجو با آب جوی فرق دارد!
صندلی‌های عجیب سالن فرهنگسرای ارسباران، حجت الاسلام زائری را در نشست نقد رمان قیدار وادار به اعتراف به این موضوع کرد که گویا این صندلی‌ها به گونه‌ای است که هر که روی آن می‌نشیند، تند صحبت می‌کند.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست نقد و بررسی رمان قیدار در فرهنگسرای ارسباران که سه‌شنبه شب 11 مهرماه برگزار شد، حاشیه‌های جالبی را نیز با خود به همراه داشت.

این نشست به دلیل تاخیر در رسیدن برخی از میهمانان حاضر در مراسم با تاخیری 40 دقیقه‌ای آغاز شد.

ـ در ابتدای این برنامه، سعید چنگیزیان که از او با عنوان بازیگر تئاتر یاد شد به خوانش بخشی از رمان قیدار پرداخت که این بخش به دلیل طولانی شدن بیش از حد، در کنار تپق‌زدن‌های متعدد چنگیزیان در خوانش و تلفظ اشتباه برخی از عبارات کتاب، چندان مورد توجه قرار نگرفت. او بارها «آبجو» را «آب» «جو» تلفظ کرد و پیدا بود که قبلا یک بار هم این بخش‌های کتاب را نخوانده است.

ـ پوستر تهیه شده برای این مراسم نیز در نوع خود قابل توجه بود. با وجود اینکه امیرخانی در رمان خود اتومیبل قیدار را بنز 190 عنوان می‌کند، اما اتومبیل طراحی شده در این پوستر، مدلی از اپل قدیمی یا شورلت آمریکایی را نشان می‌داد که از توجه حاضرین دور نماند.

ـ حجت الاسلام زائری در ابتدای نشستن روی صندلی‌های سن و شروع سخنرانی خود، با اظهار تاسف از اینکه مسائلی چون انتخابات و نرخ ارز اجازه صحبت درباره جوانمردی را نمی‌دهد، گفت: من قرار نبود از این موضوعات در اینجا حرفی بزنم و به نظرم مشکل از این صندلی‌هاست که هر که رویش می‌نشیند چیز دیگری می‌گوید.
...

 


در همين رابطه :
. ماخذ: خبرگزاری مهر، خبرگزاری مهر، خبرگزاری فارس

  نظرات
نام:
پست الکترونيک:
وب سايت / وب لاگ
نظر:
 
   
 
   
   صفحه نخست
   يادداشت
   اخبار
   تازه ها
   يادداشت دوستان
   کتابها
   درباره نويسنده
   تيراژ:۸۰۹۰۵۰
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
 

 
بازديد کننده اين صفحه: ٧٢٩٦
.کليه حقوق محفوظ است
© CopyRight 2008 Ermia.ir & Amirkhani.ir
سايت رسمي رضا اميرخاني
Because when the replica watches uk astronauts entered the replica watches sale space, wearing a second generation of the Omega replica watches, this watch is rolex replica his personal items.