تاريخ انتشار : ١٥:١ ٥/٣/١٣٩٤

به دریای جنوب شما می‌گفتیم شمال!
 من از جایی آمده‌ام که به دریای جنوب شما می‌گفتند شمال! هر بار که باری سبک می‌کردیم و تنی به آب می‌زدیم، پدر سر حال و سبک‌بار شنا می‌کرد و می‌گفت: من که رفتم تا اتحاد جماهیر شوروی، می‌روم تا خرسی سپید برای‌تان بیاورم! و می‌رفت و می‌رفت تا در آبی آب نقطه‌ی سیاهی می‌شد. ما، کودکانه به دنبال‌ش می‌رفتیم و امواج به سینه‌مان می‌خورد و به زمین‌مان می‌زد. جلودار ما دریا بود و جلوگیر ما موج!

من با همه‌ی کودکانه‌گی به موجی می‌اندیشیدم که از دریا به ساحل می‌آمد و جلو مرا می‌گرفت. شرح سفر موج، پرخروش‌ترین اندیشه‌ی کودکانه‌ بود. موجی که از اتحاد جماهیر شوروی راه می‌افتاد و به ساحل ما می‌رسید و به سینه‌ام می‌زد و جلو پیش‌رفتن مرا می‌گرفت!

آرزوی کودکی‌م این بود که آن سوی دریا را ببینم که چه‌گونه امواج‌ش به خلاف امواج ساحل ما، از ساحل راه می‌افتادند و به دریا می‌رفتند. آرزوی کودکانه‌ام تماشای کودکان آن‌سوی آب بود که چه‌گونه از ساحل به دنبال موجی می‌دوند که از ساحل‌شان دور می‌شد و به دریا می‌رفت تا به ساحل ما می‌رسید. این پرسش اول دریایی من بود.

حالا در روز چهل و دو ساله‌گی‌م که آن نقطه‌ی سیاه، افق سپیدی شده است، اولین آرزوم در حاج‌ترخان (هشترخان-آستراخان) و شمال دریای قزوین (کاسپین) پاسخ به همان اولین پرسش دریایی است. دریایی که موج‌هاش قرار است به سوی ما بیایند و ساحلی که موج‌هاش به سینه‌ی کودکان نمی‌زنند که به پشت‌شان می‌زنند تا جلو بیایند!

×××

راستی... ما به ساحل قزوین که می‌رسیدیم، باید پشت به دریا می‌کردیم تا به قبله‌ی مسلمانان، کعبه، خورشید، رو کنیم؛ همان‌سان که ترکمن و قزاق دریا را در شانه‌ی راست می‌دیدند و آذری در شانه‌ی چپ. این‌جا حکایت دیگری‌ست... باید به دریا رو کرد تا به آسمان رسید و خورشید را دید!

 
پس‌نوشت: پس از این سخن‌رانی معاون وزیر فرهنگ حاج‌ترخان با خوش‌ذوقی خرسی سپید به هیات ایرانی تقدیم کرد! تصویر


در همين رابطه :
 . گزارشی از نشست آستراخان

  نظرات
نام:
پست الکترونيک:
وب سايت / وب لاگ
نظر:
 
   
 
   
   صفحه نخست
   يادداشت
   اخبار
   تازه ها
   يادداشت دوستان
   کتابها
   درباره نويسنده
   تيراژ:٦٨٩٣٥٠
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
 

 
بازديد کننده اين صفحه: ٢٩٧٦
.کليه حقوق محفوظ است
© CopyRight 2008 Ermia.ir & Amirkhani.ir
سايت رسمي رضا اميرخاني
Yvan Arpa even muses on the fact that it is difficult rolex replica to get traditional mechanical watches in Switzerland, suggesting that, perhaps, using smartwatch movements (hardware) might be a possible solution for rolex replica smaller, more creative (and flexible) Swiss watch makers. This gold and diamond laden concept is as much a "what if" as it is a "we await the first order." Talk rolex replica sale about making people feel like their gold Apple Watch Edition pieces aren't as exclusive any longer. Another important implication of something such as this, goes back to the notion that Apple and other smartwatch companies are keen to enter the luxury and rolex replica sale fashion worlds as much as possible. A huge concern of rolex replica sale Apple, is to offer enough Apple Watch variety, so that people don't feel as though replica watches sale they are all wearing similar items.