تاريخ انتشار : ٤:٣٢ ١٢/٣/١٣٩٥

حضور رضاامیرخانی در خندوانه #8
در نشانی اینترنتی زیر می‌توانید برنامه‌ی حضور رضاامیرخانی در خندوانه را دان‌لود فرمایید.
http://khandevaane.blog.ir/post/262


رضاامیرخانی در خندوانه چه گفت؟
http://www.asriran.com/fa/news/471343/%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA

نویسنده کتاب‌های «ارمیا»، «منِ او» و ... در این قسمت از «خندوانه» حاضر شد.

در این قسمت از «خندوانه» شادی برنامه به کسانی تقدیم شد که دماغشان بزرگ است و عمل نکردند یا سرشان کم مو است و مو نکاشته‌اند.

بعد از این و یک رفت و آمد هم نوبت به دعوت مهمان رسید که به این بهانه رضا امیرخانی (نویسنده) به روی صحنه آمد.

وی در بخشی از صحبت‌هایش راجع به حضور منتقدان و بیانات آن‌ها عنوان کرد: روی صحبت من در نوشته‌هایم مردم هستند و روی حرف منتقدین هم همین مردم باید باشند؛ چرا که قرار نیست من با آن‌ها (منتقدین) رو در رو شوم و اشتباه هم زمانی است که ما روبروی هم قرار می‌گیریم.

امیرخانی در ادامه به سراغ انتخاب عنوان یکی از کتاب‌هایش که «منِ او» است رفت و اظهار کرد که اتفاقی این اسم را به جهت نامگذاری فولدر کلی فصل‌های رمان روی سیستمش انتخاب می‌کند و با تعریف منتقدان و هنردانان این اسم ثابت شده است.

او درباره ثروت‌هایی که نویسندگان به جیب می‌زنند گفت: این اتفاق بسیار کم در حوزه نوشتاری رخ می‌دهد که کسی تنها  بنویسد و ثروتمند هم تلقی شود، در این خصوص هم شاید تنها بتوان حدود 15 نفر را در حوزه ادبیات نام برد.

وی همچنین علت حضورش در «خندوانه» را نوعی قدردانی برای ساخت و اجرای این برنامه عنوان کرد.

در قسمت دیگری صحبت از عبوس و جدی بودن برخی از اقشار جامعه شد و امیرخانی هم با تعریف خاطراتی از علامه جعفری که یکی از آن‌ها تعریف حکایت «خر برفت و خر برفت» با لحن ساده و رویی خوش برای بچه‌های مدرسه‌ای بود، بیان کرد: پس با این اوصاف ایراد از تدین من است نه اصل داستان.

او در بخش دیگری در پاسخ به علت جذابیت فوتبال گفت: کری خواندن‌ها، مثل کری‌خواندن بازی پرسپولیس و استقلال (که البته بحثی ندارد؛ چون پرسپولیس همیشه می‌برد) یکی از عوامل این جذابیت محسوب می‌شود. در کنار آن بحث هیجان و تخلیه روانی هم مطرح است.

این نویسنده همینطور حاضران در استادیوم را به منزله دماسنجی دانست که التهاب جامعه را به تصویر می کشند و نیاز خود را به گسترش چنین فضایی اعلام می کنند.

امیرخانی در آخر اعلام کرد که برای شاد کردن چند نفر در خارج از «خندوانه» حاضر است برای کودکان کار حرکتی را انجام دهد.


===============================================
2
رویش نیوز:
http://rooyeshnews.com/106471
آیا متدینین غمگین هستند؟
هیئتی ها شاد ترین افراد جامعه هستند
سه شنبه 11 خرداد 1395, 17:31

 

رویش نیوز- سرویس فرهنگی: برنامه خندوانه یک شنبه شب گذشته با حضور رضا امیرخانی نویسنده و منتقد ادبی همراه بود. خندوانه اغلب در گفتگو  با چهره ها سعی در کشف جنبه دیگر از زندگی فردی آن ها را داشته است و کمتر وارد بحث های چالشی یا حتی جدی با این چهره ها شده است.

اما در قسمتی از گفتگوی گرم رامبد جوان و رضا امیرخانی سوالی با محتوای چالشی و بسیار جدی مطرح شد. جوان، امیرخانی را با این سول که "چرا شما (متدینین) کمتر می خندید، چرا احساس می کنید کمتر باید شاد باشید و کارهای کمتری می کنید برای این که مردم شاد شوند" مواجه شد. رضا امیرخانی هم در این رابطه با ارائه چند مثال عنوان داشت که اگر کاستی در این زمینه هست به خاطر نحوه دین داری متدینین است.

اما در رابطه با این سؤال و جوی که با چنین سؤالاتی در جامعه ایجاد شده است ذکر چند نکته لازم است.

اولین نکته این که تقسیم جامعه به متدینین و غیر متدینین و دو قطبی کردن جامعه کاری بس ناشایست است و مورد تایید هیچ کارشناسی نیست. تقسیم بندی که سال های سال است از سوی جریانی خاص در رسانه های مختلف دیکته می شود. دینداری خود امری نسبی است و هر فردی به تناسب انجام تکالیف و مناسبات شرعی خود متدین است. مگر این که مقصود رامبد جوان مقایسه متدینین با افراد بی قید و بند باشد که در آن جا شرایط به گونه دیگری است.

نکته بعدی که در این جا به ذهن متبادر می شود و با جایگذاری اجتماعات مذهبی به جای واژه متدینین باید به آن ها پرداخت این است که رامبد جوان رسانه ای چون رسانه ملی و دیگر رسانه ها چگونه به این نتیجه رسیده اند که متدینین شاد نیستند یا کمتر می خندند که آن را هم این چنین القا می کنند. با توجه به این که کمتر با همنشینی با چنین افرادی دارند. آیا برای رسیدن به این نتیجه با تمام این افراد (متدینین) صحبت کرده اند یا همنشینی داشته اند یا این که بر اساس ساخته های ذهن خود به این نتیجه رسیده اند. در حالی که هیچ تحقیق یا آماری در این رابطه وجود ندارد ولی همچنان به اصطلاح روشنفکران جامعه مدام این جمله که متدینین غمگین هستند را تکرار می کنند و بعد هم خود آن را باور می کنند و روی آن نتیجه گیری کرده و استنباط می کنند. بهتر است به جای این صحبت ها کمی به مطالعه و تحقیق در رابطه با حرفی که می خواهند بزنند بپردازند.
==========================================================
3
مگلاگ:
http://www.meghan.blogsky.com/1395/03/10/post-2048/%D9%85%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%B3%D8%AA-

مگی خیلی بلاست، درسته که مدتهاست خندوانه نمی بینه، اما حواسش هست که کی به کیه و روزایی که آدم های دوست داشتنیش تو برنامه ن رو از دست نمیده.

رضا امیرخانیمون، رضاااا امیرخانیمونو خدا حفظ کنه!

 

+ سالهاست در آرزوی سفر به افغانستانم و این مهم به این راحتیا میسر نمیشه، چطور میشه به این آرزو رسید؟ بگم که کتاب جانستان کابلستان رضا امیرخانی باعثش بود؟ 

+ خیلی ذوق دارم! می خوام برای سومین بار بخونم جانستان کابلستانمو... وای که چه خوبه این مرد ^-^

+ میشه لطفا اسم رضا امیرخانی رو به اضافه ی نمره ی 20 به شماره ی 30888 پیامک کنید؟ این یه خواهش موکده، حتما این کارو بکنید، چرا؟ چون من میگم:دی
=======================================================
4

"خندوانه، رسانه و رضا امیرخانی"  


بعد از سالها رضا امیرخانی توانست دقایقی طولانی مرا پای تلویزیون بنشاند. 

نه به خاطر آن که دوست و نویسنده و هم صنف من است، که به خاطر طبیعی بودنش. 

همان نرمال بودن! باور کنید به همین سادگی می شود رسانه را پر مخاطب کرد. با یک آدم بی ادا و بی نقاب و راحت. کاری به متفاوت بودن برنامه خندوانه و موفقیت رامبد جوان ندارم. 

در آن شکی نیست و به جای خود به آن هم باید پرداخت. هرچند به نظرم خندوانه سابق که عروسک و کمدین و آیتم های متنوع الآن را نداشت، موفق تر بود. نظر شخصی است، بگذریم. 

اما رضا امیرخانی به شدت خودش بود. حتی مهارت رامبد جوان در همراه کردن مهمانان برنامه با شیوه های خاص خود او هم نتوانست رضا را از طبیعت خودش دور کند. 

خصوصا درآن بخش که ازا و خواسته شد با همسرش حرف بزند و امیرخانی چقدر بجا وهنرمندانه  تفاوت حریم خصوصی  با فضای رسانه را در فرهنگ ما به ما  یادآوری کرد. 

البته در تمام لحظه ها با مجری همراه ماند. اما به شدت خودش بود. حتی در صحنه پرواز با گلایدر. 

از اینها گذشته رضا امیرخانی توانست کاری کند که پس از سالها در رسانه، بدون شیوه های رایج و کلیشه ای، از عشق و اعتقاد به روحانیت شیعه سخن به میان آید! ذکر خاطره های رضا امیرخانی از برخی علما آنقدر واقعی و صمیمانه بود که به نظرم به اندازه یک سریال چندین و چند قسمتی توانست ضرورت ارتباط بین نسل جوان با حوزه و روحانیت را به مخاطب بقبولاند! این ادعایی نیست که نتوانم از عهده اش بیرون آیم. 

کافی است مسئولان صدا و سیما باز هم به حضور اهل فضل و خردمندانی از این جنس ادامه دهند. 

منظورم هر شخص فاضلی نیست. چرا که فضل به تنهایی کافی نیست و چه بسا بوی حرص و کبر و آز را هم به مشام آورد. بلکه آن دسته از اهل خرد و هنرمندان بی ادا و ادعایی که همچون رضا امیرخانی به شدت خودشانند و به راحتی می توانند آینه ای باشند برای آنکه مردم خسته و بی حوصله از تکرارها، ناگهان تصویر خود را در نگاه آنها ببیند. 

هم خود را ببینند هم بیاموزند. که تا رسانه آینه ای برای این"خود" مخاطب نباشد، تبلیغ و آموزش ثمری نخواهد داشت. باور کنید به همین راحتی می شود به داد کسادی بازار تماشا رسید!


 

https://telegram.me/afshinala
==============================================
5
http://jalalebajalal.blogfa.com/post-3359.aspx

رضا امیرخانی، یک صفراوی‌مزاج موفّق

 

+ رضا امیرخانی، یک نویسندۀ دوست‌داشتنی...

دربارۀ امزاج اربعه خیلی براتون گفتم:  صفراوی، دَموی، سودایی، بلغمی.

و  گفتم که از همه مهمّ‌تر، مزاج "صفراوی" است؛ صفراوی مزاج‌ها  می‌تونن مسیر دنیا  را عوض کنند.

 

مهمان برنامۀ خندوانه، آقای رضا امیرخانی بود؛ یک صفراوی‌مزاج به تمام معنا...

دقّت کنید به تعاریف رامبد جوان برای دعوت ورود آقای امیرخانی؛

و  نیز  به سخنان و فعّالیّت‌های رضا امیرخانی.

 

-----------------

  •  مسابقۀ 20 سؤالی خندوانه: این شخص کیست.. ؟
  • امیرخانی: نویسنده است؟ من دوستش دارم؟ پس همه‌مون دوستش داریم حتماً.. مرحوم جلال آل احمد؟

 ====================================================
6

‫زهرا قاسمی‬‎

Shared publicly  -  May 30, 2016

 

 
خندوانه امشب را می توان با کتاب باز هر شب مقایسه کرد. با دیدن کتاب باز به این فکر می کردم که چقدر با دیدن این برنامه سی دقیقه ای تشویق به کتاب خواندن می شوم. جواب به صفر تمایل داشت. باید به شعور مخاطب احترام گذاشت. ادا و اطوارهای نمایشی، خندیدن های زورکی و کتاب کتاب کردن کسی را کتابخوان نمی کند. مخاطب فرق بین ویژگی های خود مجری و آنچه می خواهد نشان دهد را می فهمد. همانقدر که خنده های زورکی رامبد جوان در اول برنامه تو ذوق می زند خنده ها و ادا و اطوارهای امیر حسین صدیق هم. اما رامبد در نود درصد برنامه خودش است و مخاطب این را می فهمد. رضا امیرخانی با چند جمله و خاطره می تواند گروهی را کتاب خوان کند ولی صدیق نه چون اولی نقش بازی. نمی کند...

 ====================================================
7
تابناک
http://www.tabnak.ir/fa/news/593421/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF
بعد از این و یک رفت و آمد هم نوبت به دعوت مهمان رسید که به این بهانه رضا امیرخانی (نویسنده) به روی صحنه آمد.

وی در بخشی از صحبت‌هایش راجع به حضور منتقدان و بیانات آن‌ها عنوان کرد: روی صحبت من در نوشته‌هایم مردم هستند و روی حرف منتقدین هم همین مردم باید باشند؛ چرا که قرار نیست من با آن‌ها (منتقدین) رو در رو شوم و اشتباه هم زمانی است که ما روبروی هم قرار می‌گیریم.

امیرخانی در ادامه به سراغ انتخاب عنوان یکی از کتاب‌هایش که «منِ او» است رفت و اظهار کرد که اتفاقی این اسم را به جهت نامگذاری فولدر کلی فصل‌های رمان روی سیستمش انتخاب می‌کند و با تعریف منتقدان و هنردانان این اسم ثابت شده است.

او درباره ثروت‌هایی که نویسندگان به جیب می‌زنند گفت: این اتفاق بسیار کم در حوزه نوشتاری رخ می‌دهد که کسی تنها  بنویسد و ثروتمند هم تلقی شود، در این خصوص هم شاید تنها بتوان حدود 15 نفر را در حوزه ادبیات نام برد.

وی همچنین علت حضورش در «خندوانه» را نوعی قدردانی برای ساخت و اجرای این برنامه عنوان کرد.

 ====================================================
8
آسیستول : 
همیشه پای یک امیرخانی در میان است.
http://assistol.blogfa.com/post-38.aspx

الهه-خرداد95
این بار به بهانه حضور نویسنده محبوبم آقای امیرخانی در خندوانه، با فامیل جان ها قرار گذاشتیم که یه کتاب از امیرخانی بخونیم.من تقریبا همه کتاب هاشون که بعد از بیوتن چاپ شده بود رو خوندم.فقط دریغ و صد افسوس که تنها کتاب نفحات نفت رو دارم.فامیل جان ها مخصوصا خانم مهندس ازم کلی تعریفید خجالت کشیدم اخه تعریف نداره.من فقط سعی می کنم کتابهای ایرانی مطرح رو بخونم. واقعا قشنگ شدن. قدیم ترا یه کتاب مثل بیوتن که نثرش خسته کننده نباشه و همه چیش به جا باشه واقعا کم بود. دست همه م.مودب پور میدیدی با داستان های مسخره اش.فقط طنز بالایی داشت خود من نیمه اول کتاباشو می خوندم البته بعضی هاشو شاید 3 تا.ولی از نصفه به بعد و وقتی عاشقانه میشد اصلا و اصلا و اصلا قابل تحمل نبودن.

 

پ.ن : اگه یه روزی ادرس وبلاگمو به بچه م بدم یعنی عکس العملش چیه.

پ.ن 2: بیوتن برای من یادآور عدم جرات و بهای گزاف آن در دانشگاه است.زمانی که می تونستم خیلی چیزها رو در خودم تغییر بدم.ناراحت هستم از این عدم جرات ولی خوشحال که نصف درمانش رو رفتم : پذیرفتن مشکل.

 ====================================================
9
ویار تکلم: درباره رضا
http://takallom.blog.ir/post/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%B6%D8%A7

اگر از من بخواهند یک لیست مثلا ده نفره از بهترین نویسنده‌ها را به انتخاب خودم سیاهه کنم، اسم‌های زیادی را مدنظر دارم. به گمان‌م بارها بنویسم، خط بزنم و اسامی را جابه جا کنم. حتی فکر کنم خروجی نهایی هم به طور صد در صد مطابق میل‌م نباشد. اما اگر از من بخواهند دوست داشتنی‌ترین نویسنده‌ها را سوا کنم بدون هیچ تردیدی نام رضا امیرخانی را در صدر آن با خودکار و خط خوش می‌نویسم!

 

 

 

رضا امیرخانی برای من فراتر از یک نام نویسنده است. چیزی شبیه به یک دوست. شبیه دوستی که در اولین برخودش با تو چنان صمیمی و راحت برخورد می‌کند که تو مجبوری وسط کار شماره تلفن‌ش را ازش بپرسی و حتی با اسم کوچک هم ذخیره‌اش کنی! در حالی که اصلا هم خبر نداری یکی از بزرگ‌ترین نویسنده های کشور است. همین قدر صاف و ساده و صمیمی و البته خودمانی. به یاد بیاورید حضورش در خندوانه را. رو به روی کمدینی استخوان خرد کرده. می‌توانست مثل خیلی از هم صنفان‌ش شق و رق به‌ایستد و کلمات قلنبه سلنبه تحویل دهد که بله من خیلی بلدم! اما در عمل چه کرد؟ پا به پای جوان شوخی کرد. خندید و خنداند و حتی آموزش داد. (صحنه ای که قرار بود با همسرش صحبت کند و چه زیبا فهماند زنده‌گی زناشویی مختصِ چارچوب خانه است و نباید همه جا آن را جار زد!). امیرخانی همه این ها هست و مذهبی هم هست! در دوره‌ای که همه از یک فرد مذهبی فقط حلقی حرف زدن و امر و نهی‌های‌ش را می‌شناسند، بودن شخصی با مشخصات و مختصات امیرخانی در جبهه مذهبی که هم می‌خندد، هم شوخی می‌کند، هم تفریح می‌کند، هم سفر می‌رود هم پرواز می‌کند! و هم های زیادی که دارد، غنیمتی ست که باید بیش‌تر قدرش را دانست. (بماند آن که خیلی‌ها حتی به خودی‌ها هم رحم نمی‌کنند و او را می‌زنند! شبیه استدلال مضحک چرا امیرخانی در جنگ شرکت نکرد؟)  با این وجود حتی اگر چند خط بالا را هم نادیده بگیریم، باز هم نمی‌توان امیرخانی را نادیده گرفت! نه خودش را و نه آثارش را! نه خودی که در نوزده ساله‌گی، سنی که خیلی هایمان در آن دنبال دل دادن و قلوه گرفتن های الکی هستیم، ارمیایی را می‌نویسد که هنوز هم خواندنی است و تعابیری دارد که برای سنی به اندازه او شگفت‌انگیز است. (به یاد بیاورید تعبیر خودکشی ماهی از بی‌آبی و برداشت‌ش از اتمام جنگ). نه خودی که در تاپ تن های دانش‎جوهای کشور نامبروان بود! نه خودی که اهل اختراع بود! نه خودی که در محضر علمای به نام درس پس داده بود و...و نه آثاری مثل منِ اوی‌ش را که خیلی هایمان عاشق شدن را مدیون‌ش هستیم. چه عاشق شخص‌شدن و چه عاشق کتاب‌خوانی! و هنوز که هنوز است بخواهیم برای عشق‌مان کتاب هدیه ببریم اولین اسمی که به ذهن‌مان میرسد، همین منِ او ست! نه آثاری مثل جان‌ستان کابل‌ستان را که دید ما را نسبت به افغان‌ستانی که فکر می‌کردیم همه اش جنگ و خونریزی و کشت و کشتار است تغییر داد و...با این حال باز هم اگر همه‌ی خط‌های بالا را نادیده بگیریم باز هم امیرخانی برای من دوست داشتنی است. به خاطر رواج جدانویسی و علتی که پشت آن است. و باز هم اگر همین خط آخر را هم نادیده بگیریم باز هم امیرخانی برای من دوست داشتنی است. چرا که او رضا امیرخانی است!


 ====================================================
10

در همين رابطه :
 

  نظرات
نام:
پست الکترونيک:
وب سايت / وب لاگ
نظر:
 
   
 
   
   صفحه نخست
   يادداشت
   اخبار
   تازه ها
   يادداشت دوستان
   کتابها
   درباره نويسنده
   تيراژ:٦٨٩٣٥٠
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
 

 
بازديد کننده اين صفحه: ٣٩٠٥
.کليه حقوق محفوظ است
© CopyRight 2008 Ermia.ir & Amirkhani.ir
سايت رسمي رضا اميرخاني
Yvan Arpa even muses on the fact that it is difficult rolex replica to get traditional mechanical watches in Switzerland, suggesting that, perhaps, using smartwatch movements (hardware) might be a possible solution for rolex replica smaller, more creative (and flexible) Swiss watch makers. This gold and diamond laden concept is as much a "what if" as it is a "we await the first order." Talk rolex replica sale about making people feel like their gold Apple Watch Edition pieces aren't as exclusive any longer. Another important implication of something such as this, goes back to the notion that Apple and other smartwatch companies are keen to enter the luxury and rolex replica sale fashion worlds as much as possible. A huge concern of rolex replica sale Apple, is to offer enough Apple Watch variety, so that people don't feel as though replica watches sale they are all wearing similar items.