تاريخ انتشار : ٢٠:٣٦ ١/١/١٣٩٠

پدر معتادی که نفت می‌فروشد...
موضوع بحث در «نفحات نفت» اصلا سیاسی نیست شاید از اواسط دوره پهلوی به بعد این مسئله بوده و وجود داشته و ربطی به دولت فعلی و دولت اسبق و اینها ندارد این کتاب یک نقد کلی بر یک نظام بر مبنای هویت نفتی است که در کشور ما وجود دارد...

«نفحات نفت» مقاله بلندی درباره‌ فرهنگ نفتی و نقد مدیریت نفتی ایران است، که چاپ اول آن در نمایشگاه کتاب سال89 توسط نشر افق عرضه شد. نویسنده‌ رمان‌های پرفروشِ «من او» و «بیوتن» در این کتاب، نظام دولتی ایران را با زبانی ساده و عامه پسند تشریح می‌کند و به ناکارآمدی و بحران نظام دولتی کشورمان و ارتباط آن با ثروت باد آورده نفت می‌پردازد. کتاب چاپ چهارم خود را در بازار دارد و خبرآنلاین به مناسبت روز ملی شدن صنعت نفت، بخش‌هایی از سخنرانی نویسنده در جمع خبرنگاران در مراسم رونمایی از چاپ چهارم را بار دیگر منتشر می‌کند.

رضا امیرخانی، درباره بزرگترین مشکلی که «نفحات نفت» در زمینه نقدهای منفی داشته را اینگونه بیان کرد: «برخی کتاب را به شدت سیاسی می‌دیدند در حالیکه موضوع بحث در این کتاب موضوع سیاسی نیست شاید از اواسط دوره پهلوی به بعد این مسئله بوده و وجود داشته و ربطی به دولت فعلی و دولت اسبق و اینها ندارد این کتاب یک نقد کلی بر یک نظام بر مبنای هویت نفتی است که در کشور ما وجود دارد.»

وی ادامه داد: «بزرگترین مشکل شاید در این بود که دوستان افراطی سیاسی ما این کتاب را با عینک هیجانات سیاسی اخیر خوانده بودند و این هم مشکلی است که به نظر می‌آید با گذشت زمان به شکل طبیعی حل می‌شود و گمان نمی‌کنم مسئله آنقدر تند و تلخ باشد. من نقدهای تندتر از این را هم داشته‌ام. وقتی «من او» را نوشتم به یاد دارم یکی از روزنامه‌ها نوشت بخشی از کتاب بدعت است و حکم مبدع هم در اسلام مشخص است!»

امیرخانی در پاسخ به این سوال که آیا فضای حاکم در کتاب «نفحات نفت» فضای تلخی است، گفت: «اینکه کتاب دارای فضای تلخ است را قبول دارم اما اینکه با خود ناامیدی را القاء می‌کند، خیر. این کتاب، کتاب انقلابی است و از اصل انقلاب دفاع می‌کند و این نکته را بیان می‌کند که اگر اشکالاتی وجود دارد ارتباطی به انقلاب ندارد برای توضیح بیشتر مثالی می‌زنم که در کتاب هم به آن اشاره شده است و آن اینکه فرض کنید در خانواده‌ای پدری معتاد باشد و این فرد برای تامین مایحتاج خانواده ابتدا سراغ اسباب و وسایل منزل می‌رود و بعد سراغ طلاهای همسرش برای اینکه نانی سر سفره بگذارد و خرج اعتیاد خود را تامین کند اگر شما به عنوان مصلح وارد این خانواده شدید باید به سراغ فرزندان آن خانواده بروید چرا که از پدر خانواده دیگر کاری برنمی‌آید. دولت ما در نقش پدر خانواده است و مادر همان منابع طبیعی کشور هستند و طلای مادر، منابع نفتی است. هرگاه دولت برای چرخاندن چرخ خود مجبور شد نفت بفروشد، مثال همان پدر معتاد خانواده است که باید به سراغ فرزندان آن خانواده رفت تا آنها را نجات داد. مشکل مدل روشنفکری ما این است که همه نگاهمان به سمت دولت است. امیدوارم با نگارش این کتاب این نکات را به خوانندن تفهیم کنم.»


امیرخانی با ذکر مثالی در خصوص آنچه که در کتاب «نفحات نفت» به آن پرداخته، اشاره کرد و گفت: «بعد از، از بین رفتن نسل درخشان پژو، کارخانه خودروسازی پژوی فرانسه به این فکر افتاد که برای رفع این مشکل 200 پروژه را میان دانشگاه‌های فرانسه و به ویژه دانشگاه پلی‌تکنیک آن پخش کند. پس از 2 سال و بعد از گردآوری پروژه‌ها، آنها تبدیل به ماده خامی برای این کارخانه شدند تا با استفاده از آنها مشکل موجود را رفع کند و به مرور زمان رونق خود باز گردد اما اگر چنین اتفاقی در کشور ما رخ دهد، مسئولان کارخانه به جای مراجعه به دانشگاه‌ها و رفع مشکل از طریق ارتباط با صنعت، سراغ مسئولان بالاتر از خود می‌روند و می‌گویند اگر سر ماه حقوق کارمندان این کارخانه پرداخت نشود آنها اعتصاب می‌کنند و امنیت به خطر می‌افتد و خواستار رفع مشکل از سوی دولت می‌شوند. نتیجه این مراجعه هم این می‌شود که دولت شیر نفت را به سمت این کارخانه باز می‌کند تا مشکل آن رفع شود اما اتفاقی که در درازمدت می‌افتد این است که ارتباط میان صنعت و دانشگاه قطع می‌شود. ارتباطی که با گذاشتن هفته «صنعت و دانشگاه» و انواع همایش‌ها و سمینارها برقرار نمی‌شود بلکه باید ارتباطی واقعی باشد. من سعی کردم در این کتاب به این موضوع بپردازم.»

امیرخانی از امام خمینی(ره) به عنوان فردی نام برد که راجع به مسئله عقب ماندگی کشور فکر کرده و به آن توجه داشته و تصریح کرد: «متاسفانه امروز اصل کاری که امام(ره) در این حوزه داشت، فراموش شده است و بیشتر به جنبه‌های اخلاقی و شخصیتی و ...ایشان می‌پردازند در حالیکه در کنار این ابعاد ایشان توجه ویژه‌ای به مسئله عقب ماندگی کشور داشتند. انقلاب ما مانند انقلاب‌های دنیا یک انقلاب مسلحانه نبود بلکه مبارزه ما از جنس مبارزه فرهنگی بود. مسیر فرهنگی طی شد تا انقلاب به پیروزی رسید که متاسفانه در حال فراموشی است. به این نکته اشاره کردم تا بگویم همان طور که برای مدل حکومتی ما چنین مجاهدتی صورت گرفت تا به صورت یک مدل بومی درآید در سایر مسائل نیز باید چنین اتفاقی رخ دهد. انقلاب شروع یک رخداد بود که اگر به نتیجه نهایی خود یعنی ایجاد تمدن اسلامی نرسد، می‌توان گفت تنها یک رخداد بوده است از این رو همه باید سربازان نیل به سوی این تمدن بزرگ باشیم.»

وی ادامه داد: «در احادیث و روایات نقل شده است که در مسیری که به سوی کمال وجود دارد باید از دریایی از خون و عرق گذشت از این رو هرگاه دیدید که بین ما و تمدن بزرگ اسلامی مسئله ظهور را مطرح کردند، بدانید این ظهور به معنای تنبل و کاهل کردن شماست چرا که امر ظهور پس از تلاشی که برای رسیدن به تمدن بزرگ اسلامی انجام شود، محقق می‌شود. این همان تفکر حجتیه سابق است که بین ما و انقلاب اسلامی ظهور را مطرح می‌کرد و حالا «نو حجتیه» بین ما و تمدن اسلامی این را مطرح می‌کند.»
در همين رابطه :
ماخذ: خبرآنلاین

  نظرات
نام:
پست الکترونيک:
وب سايت / وب لاگ
نظر:
 
   
 
   
   صفحه نخست
   يادداشت
   اخبار
   تازه ها
   يادداشت دوستان
   کتابها
   درباره نويسنده
   تيراژ:٦٧٩١٥٠
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
 

 
بازديد کننده اين صفحه: ٤٢١٢
.کليه حقوق محفوظ است
© CopyRight 2008 Ermia.ir & Amirkhani.ir
سايت رسمي رضا اميرخاني