تاريخ انتشار : ١٤:٦ ٩/٧/١٣٩٠

جوان مرد نویسنده... مطلبی از جناب مجدالدین معلمی در نقد جانستان کابلستان

در محافل و جلسات بسیاری بوده ام که از رضا امیرخانی می گفته اند ولی هیچ گاه نخواستم به تحلیل های مثبت و منفی دیگران درباره ی شخصیت و افکار آقا رضا توجهی نشان دهم چرا که می خواستم برایم رضا امیرخانی فقط همان نویسنده ی چیره دست کتاب هایش باشد و نه چیز دیگری. نویسنده ای جوان، خلاق، متعهد، جسور و متبحر!

آن قدر کتاب های پیشینش برایم قابل احترام است که با نوعی خود کنترلی مفرط مصاحبه های آتشین او با رسانه های مکتوب و مجازی را نمی خوانم ولی گویا خود آقا رضا دوست ندارد در ذهن مخاطب محصور به نوشته هایش باقی بماند. "جانستان کابلستان" خط پایانی بود بر تمام چشم بندی های من! در این کتاب امیرخانی با بهانه کردن سفر جسورانه اش به افغانستان از همه جا و همه چیز می گوید و ذهن فرابخشیش را به رخ خواننده می کشاند. عجیب نویسنده ای است این رضا امیر خانی!

****************************

"جانستان کابلستان" افتتاحیه بسیار گیرایی دارد. امیرخانی با انتخاب روایت فتح قله ی باشکوه دماوند برای آغاز کتاب -که با هدف فرار از حواشی اعصاب خردکن انتخابات ۸۸ رخ داده است- می خواهد مخاطب را با حسی مشترک -دل پریشی و آشفتگی ناشی از انتخابات ۸۸- درگیر کند و انگیزه و انرژی لازم برای خوانده شدن کتاب تا انتها را ایجاد کند. گویا خود امیرخانی هم دریافته است سفر کوتاه و نسبتا" کم حادثه اش برای مخاطب کشش لازم ندارد و با زیرکی سوژه ای را به عنوان افتتاحیه انتخاب می کند که همه ی خوانندگان به نحوی با آن دست و پنجه نرم کرده اند.

کتاب راوی سفر امیرخانی، همسر و کودک خردسالش به افغانستان است. طبیعی است برای ایرانیانی که از افغانستان جز فلاکت مهاجران چشم تنگ و پرکار اطلاعی ندارد، این سفر جسورانه ی خانوادگی می تواند جذاب باشد اما کوتاهی سفر، نویسنده را وا می دارد با حواشی و حاشیه سازی خلا های کتاب خود را جبران کند و عجیب جسور نویسنده ای است این امیرخانی!

 

داستان کتاب دو قسمت دارد؛ تا آنجا که در هرات می گذرد غالبا" جامعه شناسانه تر است. فقط یک دلیلش می تواند وسعت زمان باشد. هم زبانی و همراهی گروهی از اصحاب اندیشه، در این نگاه نسبتا" عمیق تر موثر بوده است. این بخش اطلاعات خوبی به مخاطب می دهد و در رسیدن به هدف اولیه امیرخانی، توفیق دارد اما بخش دوم کتاب که روایت گر احوال شهرهای مزارشریف و کابل است {با اندکی اغراق} در ژانر حادثه ای-وحشت دسته بندی می شود! و کمتر گزاره ی کارآمدی برای خواننده دارد.

امیرخانی در "جانستان کابلستان" فراتر از توریست ها عمل می کند. توریست ها معمولا چشم شان بیشتر از عقل شان کار می کند و با دیدن اندک قابیلت متفاوت و جدید ذوق زده می شود. در قلم امیرخانی نیز ذوق زدگی سفر به کشور غیر دیده می شود ولی در خلال بیان دیده ها، به شرح تاریخ پیشین دو ملت فارسی زبان نیز می پردازد. او می خواهد با ترسیم چهره ی دیگری از افغانستان، این خطه را تکه ی جدا افتاده از وطن بخواند و حس برادری و همسایگی را در ایرانیان تقویت کند ولی در انتهای سفر، خود را چنان دچار ناامنی افغانستان می کند که غرض اولیه نه تنها محقق نمی شود بلکه باعث تقویت تصور ترس و دلهره از همسایه ی همزبان شرقی می شود. از نظر او افغانستان کشوری است با مردم خونگرم، ستم دیده و صد البته جوانمرد که در شرایط سخت عقب ماندگی و خاصه ناامنی مفرط، گذران عمر می کنند. متبحر نویسنده ای است این رضا امیرخانی!

بزرگ ترین ضعف امیرخانی آنجاست که می خواهد چهره ای همه فن حریف و جامع الاطلاعات جلوه کند فلذا در مورد هر چیز و هر کس و هر واقعه و پدیده و هر حوزه ای بی پروا اظهار نظر می کند. این خصلت، او را به روشنفکرانی که از سر شکم سیری یا برای جذب همه ی اقشار جامعه دایم غرغر می کنند نزدیک کرده است. اظهار نظر او در خصوص مقایسه ی انتخابات ایران، افغانستان، عراق و لبنان بسیار خام، عوامانه و گاه بی انصافانه است. امیرخانی فتنه ی 88 را جنگ احمدی نژاد-موسوی فرض می کند و در این دعوا! می خواهد وسط بماند. او با دادن اطلاعات و تحلیل های غلط و چشم پوشی از نحوه ی دخالت عامل خارجی در کشور های مورد مقایسه به بیراهه می رود. در این مورد ناجوانمرد نویسنده ای است این رضا امیرخانی!

کتاب ضعف های قابل اغماض دیگری هم دارد. نمی توان از افغانستان حرف زد و از طالبان جز شبح و تصوری تصویری ارایه نداد اما از آنجا که تجربه کردن طالبان با حفظ جان در تضاد است می توان بر نویسنده خرده نگرفت. در عین حال خواننده از احوال، نظرات و شرایط همسر و کودک امیرخانی هیچ نمی فهمد. شاید اگر خواننده با حس و احساس زنانه و کودکانه همسفران او نیز شریک می شد، کتاب جذابیتی مضاعف می یافت. به هر حال این مسئله جزو مسایل شخصی نویسنده بوده و می بایست به خواست او احترام گذاشت

در مجموع "جانستان کابلستان" کتاب روان و {نسبتا} خلاقانه ای است که مانند سایر آثار امیرخانی خواننده از خواندن آن احساس اتلاف وقت یا خستگی نمی کند هر چند به نسبت سایر آثار او حرکت رو به جلویی محسوب نمی شود.



هموطنان تهرانی برای تهیه این کتاب‌ کافیست با شماره 88453188 سامانه اشتراک محصولات فرهنگی؛ سام تماس بگیرند و کتاب را در محل کار یا منزل _ بدون هزینه ارسال _ دریافت کنند.

در همين رابطه :
ماخذ: وبلاگ سه الف

  نظرات
نام:
پست الکترونيک:
وب سايت / وب لاگ
نظر:
 
   
 
   
   صفحه نخست
   يادداشت
   اخبار
   تازه ها
   يادداشت دوستان
   کتابها
   درباره نويسنده
   تيراژ:٦٨٩٣٥٠
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
 

 
بازديد کننده اين صفحه: ٥٠٥٣
.کليه حقوق محفوظ است
© CopyRight 2008 Ermia.ir & Amirkhani.ir
سايت رسمي رضا اميرخاني
Yvan Arpa even muses on the fact that it is difficult rolex replica to get traditional mechanical watches in Switzerland, suggesting that, perhaps, using smartwatch movements (hardware) might be a possible solution for rolex replica smaller, more creative (and flexible) Swiss watch makers. This gold and diamond laden concept is as much a "what if" as it is a "we await the first order." Talk rolex replica sale about making people feel like their gold Apple Watch Edition pieces aren't as exclusive any longer. Another important implication of something such as this, goes back to the notion that Apple and other smartwatch companies are keen to enter the luxury and rolex replica sale fashion worlds as much as possible. A huge concern of rolex replica sale Apple, is to offer enough Apple Watch variety, so that people don't feel as though replica watches sale they are all wearing similar items.