تاريخ انتشار : ١٤:٥٦ ٣١/٤/١٣٩١

"جانستان و مخاطبانی از دو سو" از جناب سعید رضایی سعید
در روزهایی که تلاش برای خواندن اکثر مجموعه های داستان کوتاه یا رمان هایی که از قفسه کتابخانه بیرون کشیده ام، نافرجام مانده، خواندن سفرنامه ای از رضا امیرخانی تجربه ای دلچسب بود.
«جانستان کابلستان» شرح سفر امیرخانی به افغانستان است. سرزمینی که گرچه روزگاری جزوی از وطن بوده و امروز دستخوش تغییر و تحولات شتابانِ اجتماعی و سیاسی و اقتصادی است، برای اکثرِ ما بسی ناشناخته و مرموز است. حتی از حسن همجواری با افغان در شناخت سرزمین کوه های هندوکش و مزارِ شریف و دره پنجشیر بهره ای نجسته ایم.
«جانستان کابلستان» چون دیگر اثر غیر داستانی امیرخانی یعنی «نفحاتِ نفت» نثر محکم و توانمند و صریحی دارد. نویسنده هر کجا که لازم بوده از تعریض و نقد فروگذار نکرده. چه آنجا که از رفتارِ عجیب و غیرِ کنسولی سفارت ایران در کابل می نویسد و یا  وصف رقابت انتخاباتی کرزای و دکتر عبدالله و مقایسه این رقابت با انتخابات 88 .
نگاه امیرخانی به افغانستان، که هر نقطه اش را آینه ای از سرزمین مادر یعنی ایران می پندارد، آشنایی و دورافتادگی را توامان تصویر می کند.
پیش تر افغانستان را از نگاه مخملباف و رسول جعفریان هم دیده بودم. اما آنچه افغانستانِ«جانستان کابلستان» را برایم دلچسب تر می کند، شخصیت مستقل و فرهنگی و نگاه واقعی و دقیق امیرخانی است. او نکته سنج است و می داند هنگام روایت یک واقعه یا شرحِ یک وضعیت اجتماعی کجایِ صحنه بایستد که حتی مخاطبی هم که از لحاظ فکری او را همراه نمی پندارد نسبت به متن یا خالقش موضعی تدافعی نداشته باشد.
نظر او درباره توسعه یافتگی ناقص الخلقه و توسعه نیافتگی  و مقایسه این دو مقوله با یکدیگر از نکات قابل تامل این سفرنامه است. روستاهای افغانستان را مثال می آورد که به دلیل عدم تکمیل شبکه برق رسانی از سرِ اجبار و ناچاری به سمت انرژی خورشیدی و تامین برق از سلولهای آفتابی رفته اند و نتیجه می گیرد که پذیرش یک جامعه توسعه نیافته نسبت به پیشرفت مدنی و تکنولوژیک بیشتر از جامعه کمی تا قسمتی توسعه یافته است.
حالا شاید بعضی زیرِ لب بگویند که کتابهای امیرخانی با ضرب و زور حمایتهای خاص مجوز می گیرند و به چاپهای پنجم و ششم می رسند، اما باید گفت نویسنده ای که در این سطور نفس می کشد، بی شک در منظر مخاطب قدر خواهد یافت. نه به این خاطر که با جهات فکری خوانندگانش همسو است، بلکه استقلال نظر و ایده اش است که مخاطیبنی از دو سویِ تفکرات سیاسی و اجتماعی را جذب می کند.
در همين رابطه :
ماخذ: وبلاگ تنهایی کرگدن و آنی شرلی

  نظرات
نام:
پست الکترونيک:
وب سايت / وب لاگ
نظر:
 
   
 
   
   صفحه نخست
   يادداشت
   اخبار
   تازه ها
   يادداشت دوستان
   کتابها
   درباره نويسنده
   تيراژ:٦٨٩٣٥٠
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
 

 
بازديد کننده اين صفحه: ٥٧٣٠
.کليه حقوق محفوظ است
© CopyRight 2008 Ermia.ir & Amirkhani.ir
سايت رسمي رضا اميرخاني
Yvan Arpa even muses on the fact that it is difficult rolex replica to get traditional mechanical watches in Switzerland, suggesting that, perhaps, using smartwatch movements (hardware) might be a possible solution for rolex replica smaller, more creative (and flexible) Swiss watch makers. This gold and diamond laden concept is as much a "what if" as it is a "we await the first order." Talk rolex replica sale about making people feel like their gold Apple Watch Edition pieces aren't as exclusive any longer. Another important implication of something such as this, goes back to the notion that Apple and other smartwatch companies are keen to enter the luxury and rolex replica sale fashion worlds as much as possible. A huge concern of rolex replica sale Apple, is to offer enough Apple Watch variety, so that people don't feel as though replica watches sale they are all wearing similar items.