تاريخ انتشار : ١٤:٤٥ ٩/٩/١٣٩١

حذف سفارشی گزارش روزانه‌ی جنگ و جانستان! از جناب محسن حدادی
 

 

چه کسی دروغ می​گوید؟

حدادی، محسن - پنجمین دوره جایزه جلال آل احمد اگرچه یک هفته است که تمام شده، اما نتایج نهایی و نداشتن برگزیده در هیچ بخشی بعلاوه جنجال داوری​ها، همچنان گریبانگیر برگزارکنندگان دولتی این جایزه است.

یک هفته از مراسم اختتامیه پنجمین جایزه جلال آل احمد که قرار بوده نفرات برگزیده آن 110 سکه طلا جایزه بگیرند و دقیقا 5 دوره است که هیچکسی رنگ این جایزه را به خود ندیده  _ جز نویسنده یک مجموعه 4جلدی نیمه تمام _ گذشته اما هنوز برگزارکنندگان این جایزه، خبر اسامی هیئت داوران را برای رسانه ها ارسال می کنند و منتظر انتشار آن هستند! جدای از حذف برخی آثار به شکل سفارشی از روی میز داوری در این دوره مانند مجموعه «گزارش روزانه جنگ» اسناد تدوین شده شهید حسن باقری به همت احمد دهقان و یا نادیده گرفتن برخی دیگر از آثار منتشر شده مانند «جانستان کابلستان» رضا امیرخانی؛ سفرنامه ای داستانی به افغانستان، اطلاعات جدید حاکی از داوری های خیلی جالب در این رویداد ملی و به نوعی اصلی ترین جایزه ادبی دولتی در کشور است. داوری هایی که بدون کار گروهی و به صورت فردی بوده و گویا داوران از حال یکدیگر هم خبر نداشتند چه برسد به رای شان درباره یک اثر!

این ها در حالی رخ داده که دعوای میان داوران و نگاه بالادستی و میان دستی برخی دوستان خیلی زود به سطح رسانه ها رسید و بعد از اعلام نتایج و حیرت اهالی فهم، از پشت پرده به روی سن آمد و داستان «کی بود کی بود من نبودم؟» آغاز شد. مثلا دبیر علمی جایزه جلال در اختتامیه عنوان می کند که جناب محمدرضا سرشار از جمله اعضای هیئت علمی جایزه بوده و به فاصله چند دقیقه جناب سرشار در یادداشتی با تکذیب این خبر، اعلام می کند: «بیش از یک هفته قبل، من هم به صورت کتبی و هم شفاهی، از عضویت هیئت علمی این جایزه استعفا داده بودم و ایشان نیز کاملا از این اسثعفا با خبر بود! ضمن آنکه به مشارالیه تاکید کردم که از آن پس، هیچ جا، نام مرا به عنوان عضو هیئت علمی این جایزه ذکر نکنند. در غیر این صورت، مجبور خواهم شد موضوغ استعفایم را - که به دلایلی مایل نبودم علنی کنم - اعلام عمومی کنم.
اینک که مشارالیه به این توصیه عمل نکرد، ضمن ادای احترام به وزیر فرهیخته و سرپرست محترم معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به‌ناگزیر، به این وسیله، به طور علنی، رسما عضویت خود را در هیئت علمی این جایزه در این دوره تکذیب می‌کنم؛ و اعلام می دارم: جز در بخش داستان - که یکی از داوران آن بوده ام- هر گونه مسئولیتی را در مشارکت یا تایید سایر انتخابهای این جشنواره از خود سلب می‌کنم. (بخشی از دلایل این استعفا را قبلا به صورت کتبی به اطلاع مسئولان ذیربط در وزارت ارشاد رسانده‌ام؛ و در صورت لزوم، ان شاءالله، در زمان مقتضی- که سوءاستفاده گران نتوانند از این موضوع، علیه دولت خدمتگزار بهره برداری شخصی کنند- به اطلاع عموم خواهم رساند.)»

 

دقت می کنید آش چقدر شور شده که دوستان هم مسلک و هم رای و نظر، با خط و نشان «بگم بگم؟» یکدیگر را به افشاگری تهدید و به مصلحت حفظ شان دولت خدمتگزار(!) سکوت می کنند.

همین نکته کافی است تا داستان این یادداشت بسته شود و این سوال بماند که «چه کسی دروغ می گوید؟ و بعد از آن چه کسی باید عذرخواهی کند و نمی کند؟»  اما ذکر یک نکته دیگر هم خالی از لطف نیست؛ لطفا به اسامی داوران این دوره دقت کنید:

«احمد شاکری، حسین مفتخری، حسینعلی قبادی، راضیه تجار، سجاد آیدنلو، سیده اعظم حسینی، عباسعلی وفایی، علیرضا بهرامیان، علیرضا نکویی، فیروز زنوزی جلالی، کامران پارسی‌نژاد، محمدرضا سرشار، محمدعلی کاظم‌بیگی، محمود بشیری، مریم حسینی، مصطفی رحیمی و منوچهر اکبری

بیش از 7 نفر از این عزیزان یا کارمند حوزه هنری هستند و یا از نویسندگان انتشارات سوره مهر وابسته به حوزه هنری. و حالا در میان اسامی نامزدهای بخش های مختلف جایزه جلال، در هر بخش 2 تا 4 اثر متعلق است به انتشارات سوره مهر! جایزه 25 سکه ای آثار شایسته تقدیر در اختتامیه هم در دو حوزه به آثار سوره مهر اختصاص یافت !

به هر حال وقتی مصلحت نباشد برخی جایزه بگیرند و بودجه نباشد تا 110 سکه تامین شود و برخی از برخی دیگر، داورتر(!) باشند و نظرشان بر نظر هیئت داوران ارجح باشد و ...همین می شود! در مجموع از برگزاری جایزه ای ملی به نام جلال آل احمد و به کام برخی دوستان دورهمی _ اصطلاح فوق العاده جناب زروئی نصرآباد عزیز در نقد کتاب «ماه به روایت آه»  _ که تاریخ همه چیز از جمه ادبیات از زمان حضور آنها در این عرصه شکل گرفته، تشکر و تقدیر می نماییم!

 

بعد از تحریر:

در این یک هفته وقتی با دوستان رسانه ای و همکاران در سایر رسانه ها و خبرگزاری ها گپ می زدیم، آنها نیز بر این نکات و برخی نکات تلخ تر داوری این دوره، اذعان داشتند اما بنا به دلایلی از رسانه ای کردن این اخبار، ابا داشتند که در برخی موارد هم حق داشتند.


در همين رابطه :
. ماخذ: خبرآنلاین

  نظرات
نام:
پست الکترونيک:
وب سايت / وب لاگ
نظر:
 
   
 
   
   صفحه نخست
   يادداشت
   اخبار
   تازه ها
   يادداشت دوستان
   کتابها
   درباره نويسنده
   تيراژ:٦٨٩٣٥٠
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
 

 
بازديد کننده اين صفحه: ٤٨٨٣
.کليه حقوق محفوظ است
© CopyRight 2008 Ermia.ir & Amirkhani.ir
سايت رسمي رضا اميرخاني
Yvan Arpa even muses on the fact that it is difficult rolex replica to get traditional mechanical watches in Switzerland, suggesting that, perhaps, using smartwatch movements (hardware) might be a possible solution for rolex replica smaller, more creative (and flexible) Swiss watch makers. This gold and diamond laden concept is as much a "what if" as it is a "we await the first order." Talk rolex replica sale about making people feel like their gold Apple Watch Edition pieces aren't as exclusive any longer. Another important implication of something such as this, goes back to the notion that Apple and other smartwatch companies are keen to enter the luxury and rolex replica sale fashion worlds as much as possible. A huge concern of rolex replica sale Apple, is to offer enough Apple Watch variety, so that people don't feel as though replica watches sale they are all wearing similar items.