تاريخ انتشار : ١٨:٩ ٣/٤/١٣٩٣

نشانه شناسی اجتماعی رمان بیوتن-از سرکار خانم سهیلا فرهنگی استادیار زبان و ادبیات فارسی
 (121 - فصلنامة تخصصي نقد ادبي. س 7. ش 25 . بهار 1393 (صص 151
نشانه شناسي اجتماعي رمان بيوتن

سهيلا فرهنگي*
استاديار زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه پيام نور رشت
معصومه باستاني خشك بيجاري
كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه پيام نور رشت
چكيده
نشانه شناسي يكي از رويكردهاي پژوهشي است كه به بررسي و تحليل نشانه ها و درك معاني
نهفته در آن ها مي پردازد. در اين مقاله نگارندگان كوشيده اند نشانه هاي اجتماعي در رمان
بيوتن، يكي از رمان هاي معاصر، را بررسي كنند. بيوتن، نوشتة رضا اميرخاني، از داستان هايي
است كه مي توان جلوه هايي از هويت، فرهنگ، و آداب و رسوم اجتماعي را در آن به وضوح
مشاهده كرد. اين رمان مانند رمان هاي پسانوگرا تركيبي از تخي ل و واقعيت را به نمايش
مي گذارد. بخش زيادي از وقايع بيوتن در خارج از ايران مي گذرد و تقابل فرهنگ و آداب
اسلامي و ايراني با فرهنگ غربي، و تقابل انسان ها با خود، با يكديگر و با محيط زندگي در آن
كاملاً مشهود است. ازاين رو، نشانه هاي مربوط به هويت، ازقبيل دين، خوراك، پوشاك، شغل و
غيره، و همچنين نشانه هاي آداب معاشرت در رمان بيوتن رديابي و تجزيه و تحليل شده است.
اين پژوهش با روش توصيفي- تحليلي انجام شده و بيانگر تنوع نشانه ها و توج ه ويژة
نويسنده به درون ماية اجتماعي، فرهنگ و اعتقادات است. تقابل فرهنگي ميان شخصيت ها ،
توجه به جنبه هاي اعتقادي زندگي، بازتاب مسائل اجتماعي و بهره گيري از شيوه هاي گوناگون
ارتباط كلامي و غيركلامي در شخصيت پردازي هاي اين رمان كاملاً نمايان است. نقش محوري
دين، كاربرد فراوان آيات قرآني، بحران هويت، و تمايز طبقات اجتماعي در پوشاك، خوراك،
شغل و مسكن از مباحثي است كه در اين مقاله به آن ها پرداخته شده است.
S_farhangi@pnv.ac.ir : * نويسندة مسئول
1392 /11 / 1392 تاريخ پذيرش: 10 /7 / تاريخ دريافت: 5
122 سال 7 / شمارة 25
واژه هاي كليدي: نشانه شناسي اجتماعي، تقابل فرهنگي، رضا اميرخاني، بيوتن.
1. مقدمه
پي يرس 1 نشانه شناسي را دانش بررسي تمام پديدار هاي فرهنگي مي دانست كه به
نظام هاي نشانه شناسيك تعلق داشته باشند. او و چارلز ويليام موريس 2- كه كوشيد كار
پي يرس را در زمينة نشانه ها، به ويژه در گسترة رفتارگرايي ادامه دهد- بر اين باور
بودند كه دامنة نشانه شناسي بسيار گسترده است، هر نوع ارتباطي را دربرمي گيرد و
.(7 : هرچيز كه بر چيز ديگر دلالت كند، در قلمرو آن جاي خواهد داشت (احمدي، 1383
نشانه شناسي مطالعة نظام مند همة عواملي است كه در توليد و تفسير نشانه ها يا در
.(326 : فرايند دلالت شركت دارند (مكاريك، 1384
شايد بتوان مايكل هاليدي 3 را از اصلي ترين پرچم داران رويكرد نقش گرايي به زبان
و معرفي كنندة نشانه شناسي اجتماعي دانست. نشانه شناسي اجتماعي يكي از
رويكردهاي نگرش بر معناست كه به فرايند معناپردازي در بستر اجتماع و فرهنگ
تأكيد دارد. معنا حاصل برهم كنش ذهنيت معناساز و ذهنيت معناپرداز از يك سو و نظام
زباني اي كه به كار گرفته مي شود و زيستگاه اجتماعي و فضاي اجتماعي- فرهنگي از
سوي ديگر است كه هيچ يك از آن ها را نيز به آساني نمي توان از ديگري متمايز كرد و
.(8 : هر يك به نوعي درون ديگري قرار دارد (ساساني، 1389
درحالي كه برخي نشانه شناسان ديدگاه هاي ساختارگرا را در نظام هاي صوري
پذيرفته اند كه بر مطالعات دقيق روايت، فيلم و تلويزيون تمركز مي كنند، بسياري ديگر
نيز سراغ نشانه شناسي اجتماعي رفته اند. يكي از توجهات اساسي اين رويكرد به چيزي
ناميده مي شود. اين نشانه شناسان- كه « فرايندهاي دلالتي خاص » است كه اغلب
فرايند نشانگي » نشانه شناسي پساساختارگرا را تمرين مي كنند- بر چيزي به نام
تأكيد دارند؛ اما اينكه اين نوع نشانه شناسي تا چه حد به جامعه شناسي « اجتماعي
31 ). به هر روي، آنچه در اين : نزديك مي شود، جاي بحث و ترديد است (چندلر، 1386
مقاله باعنوان نشانه شناسي اجتماعي مطرح مي شود، زيرشاخه اي از تحليل هاي
سال 7/ شمارة 25 نشانه شناسي اجتماعي رمان بيوتن 123
نشانه شناختي است و بر مباحثي مانند فرهنگ، هويت، آداب و رسوم، معاشرت و... و
درواقع، رمزگان هاي اجتماعي تمركز دارد.
رويكردهاي نشانه شناختي در عصر حاضر جايگاه مهمي به دست آورده ان د. در اين
پژوهش، بازتاب واقعيت ها و مسائل اجتماعي در رمان بيوتن، اثر رضا اميرخاني ، با
رويكرد نشانه شناسي اجتماعي و روش توصيفي- تحليلي بررسي و تحليل شده است.
در آثار رضا اميرخاني دريچه اي تازه از زندگي و واقعي ت هاي اجتماعي به روي
خوانندگان گشوده مي شود. بيوتن يكي از آثار معروف اين نويسنده است كه مي توان آن
را از زواياي گوناگون بررسي كرد.
بيوتن با درون ماية اجتماعي- اعتقادي خود تفاهم و تقابل آدم ها با خويش، با
يكديگر و با محيط زندگي را در هسته اي از واقعيت، تخيل و رؤيا نشان مي دهد
68 ). به نظر مي رسد اين رمان- كه به چاپ يازدهم نيز رسيده : (ابراهيم زاده گرجي، 1387
است- از ظرفيت خوبي براي بررسي هاي نشانه شناختي، به ويژه مطالعة نشانه هاي
اجتماعي برخوردار باشد؛ زيرا نويسنده با انتخاب شخصيت هايي ملموس و امروزي و
با شكل دادن ماجراهاي رمان در فضايي كه براي نسل امروز جاذبه هاي فراواني دارد،
بسياري از مسائل اجتماعي را به صورت مستقيم و غيرمستقيم به تصوير مي كشد.
2. پيشينة پژوهش
دربارة رمان بيوتن چند مقاله و پايان نامه نوشته شده است. بررسي و تحليل محتوايي
رمان هاي رضا اميرخاني (رحيمي پور حكيمي، 1388 ) و بررسي تطبيقي عناصر داستان در دو
بررسي و تحليل رمان بيوتن با » رمان ارميا و بيوتن (رئوفي، 1391 ) عنوان دو پايان نامه و
گرجي و حامدي، 1389 ) نيز عنوان مقاله اي ) « تأكيد بر عنصر شخصيت و شخصيت پردازي
نشانه شناسي » در اين زمينه است. دربارة نشانه شناسي متون داستاني نيز مي توان از مقالة
نشانه شناسي مركززدايي و انزواي » نقابي و قرباني، 1389 ) و ) « اولين رمان اجتماعي ايران
فتحي، 1390 ) ياد كرد؛ اما دربارة نشانه شناسي رمان بيوتن ) « سوژه در داستان سگ ولگرد
پژوهشي منتشر نشده است؛ به همين دليل در پژوهش حاضر نشانه شناسي اجتماعي
124 سال 7 / شمارة 25
رمان بيوتن بررسي شده است تا با كشف روابط و لايه هاي دروني اثر، درك بهتر و
جامع تري از آن ميسر شود.
3. خلاصة رمان بيوتن
ارميا، شخصيت اصلي رمان، جانباز دفاع مقدس است كه پس از جنگ بر اثر
سرخوردگي ها و مشكلات ناشي از آن، راهي آمريكا مي شود. او كه هنوز حال وهواي
آن روزها را در سر دارد، سه شنبة هر هفته به مزار شهدا مي رود و با دوست و هم رزم
ديرينه اش، سهراب، گفت وگو مي كند. در يكي از اين روزها كه براي زيارت قبور شهدا
رفته بود، با آرميتا آشنا مي شود. آرميتا دختري ايراني و مقيم آمريكاست و در آنجا در
شركت تحقيقات مذهبي كار مي كند. اين آشنايي و عشق به آرميتا عامل ديگر مهاجرت
ارمياست. ورود ارميا به آمريكا با مشكلات خاصي، مانند مسكن، شغل، خوراك و حتي
تضادهاي فكري با آرميتا همراه مي شود. ازدواج او با آرميتا، آشنايي با اشخاصي مانند
خشي، ديدار با حاج مهدي فرماندة گردان 48 و گرفتاري ارميا در دادگاهي محلي
به جرم قتل و اخلال در نظم عمومي از قسمت هاي ديگر اين رمان است.
4. نشانه هاي اجتماعي در بيوتن
رمزگان هاي اجتماعي نوعي سازمان بندي جامعه و سازمان دلالتي آن هستند. اين
-116 :1383) رمزگان ها از انسان ها يا گروه ها و روابط ميان آن ها سخن مي گويند. گيرو 4
119 ) نشانه هاي اجتماعي را به دو دستة نشانه هاي هويت- كه تعلق فرد به يك گروه
اجتماعي يا اقتصادي را بيان مي كند- و نشانه هاي آداب معاشرت- كه بيانگر چگونگي
روابط ميان افراد است- تقسيم مي كند. در اين پژوهش نيز نشانه هاي اجتماعي در دو
دستة اصلي نشانه هاي هويت و نشانه هاي معاشرت در رمان بيوتن بررسي شده است.
1. نشانه هاي هويت -4
هويت عامل تمايزدهندة هر فرد، گروه يا مل تي از ديگران است . بديهي است كه
جست وجوي همة عوامل كوچك و بزرگي كه در تكوين هويت اجتماعي مجموعه هاي
انساني مؤثرند، كار دشواري است و مهم تر از آن، درك اهميت هاي زماني و مكاني يك
سال 7/ شمارة 25 نشانه شناسي اجتماعي رمان بيوتن 125
يا چندين مجموعة خاص و تفوق استثنايي آن ها در برهه اي معين است. پيوستگي امور
: اجتماعي نيز از نكاتي است كه تعيين حدود مرزها را دشوار مي كند (شعباني، 1377
106 ). براي مثال، چگونگي خوردن صبحانه گاه نمودي از آداب معاشرت است و گاهي
طبقة اجتماعي افراد، شرايط اقتصادي موجود آن ها و حتي هويت ديني شان را نشان
مي دهد (خوراك حلال و حرام مثال هايي از اين موارد است). در بيوتن به هر سه جنبه
از خوراك برمي خوريم. درمورد بسياري از نشانه ها وضع همين گونه است. هويت نيز
در بيوتن نمودهاي مختلفي دارد؛ دين، لباس، نام ها و القاب، شغل ها ، مكان ها و.. .
(شكل 1) نمونه هايي از اين موارد است كه در ادامه بررسي مي شوند.
شكل 1 نشانه هاي هويت در بيوتن
1. دين -1 -4
گرايش به پرستش در همة دوره هاي تاريخي بشر وجود داشته است . در جوامع
ابتدايي، قبل از شكل گيري نهادها و تحول پذيري آن ها، انسان داراي گرايش فطري به
خدا و پرستش او بوده است تا بتواند نيازهاي دروني خود را از اين راه ارضا كند. اين
گرايش او را وادار مي كرد موجودي را بپرستد و در ارتباط با او به زندگي اش شكل
پوشاك
دين
خوراك
شغل
زبان
نام ها و
القاب
مكان
نشانه هاي هويت
126 سال 7 / شمارة 25
32 ). دين توانايي جمع كر دن قش رهاي : دهد و آن را استمرار بخشد (زند وكيلي، 1376
مختلف را تحت هويتي خاص به نام هويت ديني دارد.
هويت ديني كه ريشه در فطرت آدمي دارد، مي تواند با تكوين و شكوفايي آن
پيامدهاي مثبتي در حوزه هاي فردي و اجتماعي به دنبال داشته باشد ؛ ازجمله
احساس تعهد و مسئوليت درقبال ارزش ها و باورها، هدفمندي و جهت دهي فرد و
جامعه كه خود اين امر بازخوردهاي مثبت و اثربخش خويش را در عرصه هاي
مختلف فردي و اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي شفافيت و نمود م يبخشد
.(224 : (اكبري، 1387
دين نقشي محوري در رمان بيوتن دارد. شخصيت اصلي رمان ارمياست كه خود را
اين گونه معرفي مي كند:
يك آدم نه خيلي معمولي با موهاي مجعد و ريش هاي بلند، جوري كه هر جوري
كه لباس بپوشد- ولو شلوار كوتاه- و هر جايي كه برود- ولو فرودگاه
.(15 : جي.اف.كي- عبدالله بودن ش تابلو است (اميرخاني، 1390
خدايا! من، ارمياي معمر، جمعي گردان 24 لشكر 10 سيدالشهدا توي خيا بان
.( پنجم نيويورك چه كار مي كنم؟ (همان، 37
ارميا شخصيت متزلزلي است كه بين دو نيمة سنتي و مدرن گرفتار است. نيمة س نتي او
به نوعي در شرق و مكتب شرقي تربيت يافته كه به اصول و اعتقادات شرقي و اسلامي
پاي بند است. اين مكتب مانند هاله اي فضاي داستان را احاطه مي كند. اما او در مواجهه
با نيمة مدرن دچار سرگشتگي است:
با نيمه ي سنتي به حلال و حرام فكر نمي كنم [...] با چشم سنتي م هنوز دست چپ
آرميتا را مي بينم كه به پهلوي خشي، بدن نامحرم سقلمه زده بود، اما دروغ چرا؟
چشم ديگرم كه مدرن تر است، فقط انگشت چهارم از دست چپ آرميتا را نگاه
.( مي كرد تا ببيند آيا حلقه اي در آن هست يا نه [...] (همان، 43
از ديگر مباحث ديني مطرح شده در اين رمان، مسئلة رجعت است. در تاريخ قصص
696 ) و از : عمادزاده، 1375 ) « بعضي هم نوشته اند ارميا نام الياس (ع) اس ت » : آمده است
679 ). گويا اميرخاني به اين - معجزات الياس(ع) احياي مردگان است (ر.ك: همان، 678
نكته نيز توجه كرده است. يكي از اين موارد هنگامي است كه به طور اتفاقي حاج مهدي
سال 7/ شمارة 25 نشانه شناسي اجتماعي رمان بيوتن 127
نكند او هم مثل سهراب آن جا باشد؟ نكند همه ي شهدا برگشته باشند؟ » : را مي بيند
242 ). در مسئلة سوزاندن اجساد شهدا هم : اميرخاني، 1390 ) «؟ نكند رجعتي در كار باشد
بشكه آوردند و جنازه ي سالم را انداختند توي اسيد [...] صورت ش » : آرميتا مي گويد
همان، 316 ). پيامكي هم ) «[...] عينِ صورت تو بود ارمي [...] ريش بلند و موي فري و
كه در اواخر رمان به دست آرميتا مي رسد، حاج مهدي شمارة آن را با شمارة قبر ارميا
نگاه! اين شماره ي قبر سهراب است [...] چهل و هشت، بيست، صد » : مطابقت مي دهد
و چهل و چهار [...] تو گفتي صد و چهل سه [...] مي شود بغل يش [...] روي مانيتور
همان، 480 ). اين مسئله نيز ) «. تلفن هم راه، مدام نور بالاي اتومبيل ها مي افتد و رد مي شود
به صورت ايهام شايد بي ارتباط نباشد با نوري كه سوزي و ديگران در شب نوزدهم ماه
مبارك رمضان ديده اند كه از سر ارميا ساطع مي شد. در رمان به اين نور بارها اشاره
.( 385 و 461 ،384 ، شده است (ر.ك: همان: 286
در رمان بيوتن دين را از سه ديدگاه مي توان بررسي كرد:
1. مطابقت ارميا با ارمياي نبي -1 -1 -4
نويسنده در بسياري از موارد شخصيت اول داستان، يعني ارميا را با ارمياي نبي مطابقت
مي دهد. در صفحات آغازين رمان مي خوانيم:
البته تورات عهد عتيق بر اين باور است كه ارميا يعني ارمياي نبي. در كتاب ارمياي
نبي او را فرزند حلقيا مي نامد و معاصر يهويا قيم ابن يوشيا و برادرش صدقيا
ابن يوشيا از پادشاهان يهودا [...] عهد عتيق، خطاب به او مي نويسد: بدان كه ترا
امروز بر امت ها و ممالك مبعوث كردم تا از ريشه بركني و منهدم سازي و هلاك
كني و خراب نمايي و بنا كني و غرس بنمايي [...] و ارميا زير لب مي گويد: آخر
.( چه جوري؟ (همان، 15
او در جاي ديگري دربارة ارمياي نبي مي نويسد:
كتاب مقدس مي گويد: كلام خداوند در خشك سالي به ارميا نازل شد. و خداوند
به من گفت كه بر خير اين قوم دعا منما! چون روزه گيرند. ناله ي ايشان را نخواهم
128 سال 7 / شمارة 25
شنيد و چون قرباني و هديه گذرانند، ايشان را قبول نخواهم فرمود بل من ايشان
را به شمشير و قحط و وبا هلاك خواهم فرمود [...]
.( ارميا فرياد مي كشد: شيم آن يو 5! [شرم تان باد] (همان، 233
حضرت ارميا يا يرميا(ع) يكي از پيغمبران بزرگ بني اسرائيل است كه نسبتش به
696 ). در دايرة المعارف فارسي نيز او : بنيامين، فرزند يعقوب(ع)، مي رسد (عمادزاده، 1375
را يكي از پيغمبران بني اسرائيل دانسته اند كه در زمان يوشيا و جانشينانش مردم را در
اورشليم موعظه مي كرد و اصرار داشت كه مردم از مقاومت بيهوده دربرابر بابل د ست
بردارند و به اصلاح امور داخلي و بهبود امور ديني خود بپردازند. به دليل همين نصايح،
.(153 : او را به زندان انداختند. او پس از سقوط اورشليم آزاد شد (مصاحب، 1383
ارمياي پيغمبر كتابي داشت مشتمل بر پنجاه فصل و كتاب مراثي او هم در پنج
فصل، شامل اخبار غيب، تاريخ خرابي بيت المقدس ، اسيري بني اسرائيل و خرابي
.(697 : سرزمين بيت المقدس بود. ظهور نبوتش در سال 766 ق.م بود (عمادزاده، 1375
گويا اميرخاني در اين رمان براي ارميا رسالتي پيامبرگونه درنظر مي گيرد در
نويسنده مي نويسد: امريكا » : سرزميني بي پيامبر كه حاكم و والي آن فقط پول است
سهراب مي گويد: من واقعي نيستم. » .(169 : اميرخاني، 1390 ) «[...] مملكت بي پيام بر است
همان ، 148 ). ام ا آيا ارميا مي تواند ) «[...] تو هم واقعي نيستي. فقط پول واقعي است
رسالتش را به خوبي انجام دهد؟ پاسخ به اين سؤال چندان آسان نيست. به نظر مي رسد
ارميا در انجام دادن رسالت خويش با مشكلات و آزمايش هاي زيادي روبه رو بوده؛ ام ا
تلاش كرده و تاحدي هم موفق بوده است. رفتار و سخنان او گاه تلنگري است براي
انسان هاي پيرامونش كه چنان اسير زرق و برق ها شده اند كه خود را و وطن خويش را
ازياد برده اند.
2. كاربرد آيات قرآني و احاديث -1 -1 -4
در بيوتن از آيات قرآني فراوان استفاده شده است. گاه قسمت اعظم آيه و ترجمة آن با
هم در متن آورده مي شود و گاه نيز به ذكر آيه يا ترجمة آن بسنده مي شود. در مواردي
هم نام سوره و آيه ذكر مي شود كه اين مسئله حاكي از آگاهي و بينش اميرخاني در اين
زمينه است. نمونه هايي از كاربرد آيات قرآني را در عبارات زير مي بينيم:
سال 7/ شمارة 25 نشانه شناسي اجتماعي رمان بيوتن 129
اما خدا در سوره مباركه انفال مي گويد و مارميت اذرميت [...] يعني وقتي تو تير »
.( همان، 16 ) «[...] مي زني، تو تير نمي زني و لكن رمي
اينما تكونوا يدرككم الموت و لو كنتم في بروجٍ مشيده [...] هر كجا باشيد مرگ »
.( همان، 25 و 36 ) « شما را درك خواهد كرد، ولو در برج هاي بلند
نمونه هايي از كلام ائمة معصوم(ع) نيز در اين رمان به چشم مي خورد؛ مانند:
و اميرمومنان مي گويد: چه بسيار ستايش زيبا از من پراكندي، حال آن كه اهل ش »
.( همان، 422 ) «[...] نبودم
و امامي كه زينت پرستندگان بود مي گويد: خداوندگارا، ببخش آ نكه را عباد »
.( همان، 423 ) «[...] نمي بخشند، و بپذير آن كه را بلاد نمي پذيرد
كاربرد فراوان آيات قرآن در رمان بيوتن- كه بخش اعظم ماجراهاي آن در بلاد كفر
مي گذرد- نشانة آن است كه نويسنده قصد دار د هويت اسلامي شخصيت قهرمان
داستان را به تصوير بكشد و نشان دهد كه مسلمان هركجا باشد ، كلام اله ي همراه
اوست. به كارگيري حدود سي آيه در اين رمان در بين رمان هاي فارسي بي سابقه است.
3. دين و طبقات اجتماعي -1 -1 -4
در جوامع صنعتي، اعضاي طبقة بالا دوست دارند سمت هاي رهبري را در دست داشته
باشند و بيشتر به جنبه هاي ظاهري دين علاقه مندند . ميزان مشاركت آن ها در
فعاليت هاي مذهبي محدود است و بيشتر زماني به اين كار م ي پردازند كه رسوم
184 ). عبدالغني نمونه اي از اين افراد است. او : اجتماعي اقتضا كند (كوئن، 1379
حاج عبدالغني خودش موذن » : به مناسبت عيد فطر چراغ امپايراستيت 6 را اجاره مي كند
را با بليت دوسره ي دلتا- به خرج ايسلام كلاب فرستاد رصدخانه ي گريفيث 7، نزديكي
: اميرخاني، 1390 ) « لوس آنجلس تا ماه را ببيند و عيد فطر را يك روز زودتر اعلام كند
285 )؛ زيرا كار پول معطلي ندارد . همچنين ، او افطاري مجللي ب ر پا مي كن د. در
يكي از عرب هاي ماي هدار » : گفت وگوي آرميتا با ارميا، ارميا به اين رسوم اشاره مي كند
نيويورك امشب افطاري مي دهد. شب نيمه است ديگر. رسم و رسوم دارند. بايد براي
.( همان، 217 ) «[...] او يك گوسفند بكشم
130 سال 7 / شمارة 25
اعضاي طبقة متوسط گرايش به اين دارند كه بر يك مبناي اخلاقي و » ، درمقابل
184 )؛ درحالي كه فقط : كوئن، 1379 ) « عقلي دربرابر جاذبه هاي مذهبي واكنش نشان دهند
با محك اخلاق و عقل نمي توان تمام امور ديني را توجيه كرد. خشي و بيل نمايند ة
اعضاي طبقة متوسط بالا هستند. خشي با استدلال هاي ويژة خود در زمين ة امور ديني
با ارميا تفاوت هاي چشمگيري دارد. نمونه اي از اين استدلال ها، استدلال او دربارة زمان
مصرف شده در دست شويي عمومي و دست شويي فرنگي نسبت به دست شويي به روش
88 ) يا اقتدا به آرميتا و -87 : ايستاده و ربط آن با احكام شرع است (ر.ك: اميرخاني، 1390
94 ). از نمونه هاي ديگر ، - خواندن نماز به صورت كامل حتي در سفر (ر.ك: همان ، 93
استدلال او دربارة سورة ياسين است:
قلب قرآن است سوره ي ياسين. همين سوره ي ياسين كه اتفاقاً به عربي شبيه به
يس مي نويسندش، ابتدايش تشكيل شده است از حروف مقطعه. حروفيه مي گويند
كه حرف مقطعه هر كدام نمايان گر كلمه اي هستند. آيا نبايد اين را ما متوجه شويم
كه قلب قرآن ياسين است و ياسين ابري وييشن 8 [اختصاري] يا و سين است و اين
.( 2 حرف به عربي يعني اول يونايتدستيت؟! (همان، 253
درواقع، خشي فكر مي كند براي هرچيزي بايد استدلالي داشته باشد ؛ اما بسياري از
استدلال هاي او ساختگي است.
2. پوشاك -1 -4
جزء جدايي ناپذير حيات انساني است. براي پوشش و لباس « استتار بدن » و « پوشش »
برمي شمرند. از كاركردهاي فردي آن، « اجتماعي » و « فردي » كاركردهايي در دو حوزة
پاسخ گويي به نياز فطري خوداستتاري و تأمين امنيت دربرابر گرما و سرما ست . از
كاركردهاي اجتماعي پوشش نيز هويت بخشي آن است ؛ نوع پوشش نشان دهند ة
.(132 : سنت ها، ارزش ها و باورهاي هر جامعه است (نوري، 1381
در بيوتن لباس جايگاه ويژه اي دارد و مي تواند به نوعي ملاك قضاوت دربار ة
شخصيت هايي باشد كه اجتماع پيرامون خود را مي سازن د. لباس در اين رمان گاه
روحيات و خصوصيات افراد را بازتاب مي دهد و گاه جنبه اي نمادين مي يابد. سهراب
سال 7/ شمارة 25 نشانه شناسي اجتماعي رمان بيوتن 131
رزمنده است؛ اما لباس او لنگ دور گردن و كتاني است، نه چپيه و پوتين كه در
فرهنگ ما نماد جبهه و جنگ است. در رمان، سهراب متفاوت با شخصيت خود لباس
مي پوشد كه آن را مي توان ب ا روحي ة دروي شمسلكي اش مرتبط دانست . دربارة او
مي خوانيم:
تمام جنگ حتا يك لحظه هم كلاه آهني سرش نكرد حتي يك بار هم لباس و
شلوار فرم برزنتي نپوشيد. عشق ش كلاه بافتني بود. خودش مي گفت كلاه
پدرسوخته گي. يونيفرم ش هم گرم كن ورزشي بود با شلوار كردي. پوتين هم پا
نمي كرد. دليل داشت، مي گفت: پاشنه اش قيصري نمي خوابد. براي همين كتاني پا
مي كرد [...] با اين كه چپيه كارت شناسايي جبهه بود، او هيچ وقت چپيه به گردن
نينداخت. به جايش لنگ گل گردن ش مي انداخت! مي گفت چپيه مال بروبچه هاي
جنوبي است. بچه ي تهران، آبا و اجدادي با لنگ شوفري حال مي كرده است!
.(33 : (اميرخاني، 1390
لباس ارميا در بيشتر مواقع، شلواري شش جيب و يادآور روزگار جنگ و شجاعت
ارميا به دو مي رود استون [...] تا پس اندازش را از داخل » : و دليري رزمندگان است
شلوار شش جيب سبزرنگ ش در بياورد، شلوار شش جيبي كه مثل شلوارهاي زمان
جنگ است و جيب كوچك كنار زانوي ش تنها مكان مورد اعتماد ارمياست در اين
همان، 181 ). البته، در مزار شهدا، بدرقة آرميتا و در مراسم ازدواجش او ) «. قاره ي پهن آور
را با كت وشلوار نيز مي بينيم. نويسنده در مواردي اين دو لباس را مقابل هم قرار
مي دهد و اوضاع آشفتة ذهني ارميا را به تصوير مي كشد:
صداي ماشين لباس شويي نيمه مدرن و سنتي را خاموش مي كند. شش جيب است
كه مي چرخد و مي چرخد و مي چرخد. از كربلاي پنج تا استون نيويورك. از پاك
كردن قطرات خون در معراج شهدا تا قطرات خون در مزرعه ي اندي و پسران
[...] از كجا به كجا؟ از كدام سنت و كدام مدرن حرف مي زنند در سر ارميا؟ و
حالا ارميا مي انديشد كه فردا چه بپوشد؟ شلوار شش- جيب را كه روزگاري
بچه هاي جنگ حتا توي عقد هم مي پوشيدندش، يا كت و شلوار هاكوپيان را كه ته
.( چمدان ش افتاده است؟ (همان، 290
132 سال 7 / شمارة 25
لباس ها گاه كاركردي نمادين دارند؛ براي مثال كت وشلوار معمولاً در مراسم رسمي
پوشيده مي شود و كساني كه آن را مي پوشند، درواقع نشان مي دهند كه به سنت ها
احترام مي گزارند. ارميا نيز هنگام بدرقة آرميتا و در مراسم ازدواجش كت وشلوار به تن
مي كند و پاي بند به سنت هاست.
اگر پوشش را عمل اجتماعي و معنادار فرض كنيم، نه فقط شيوه اي براي محافظت
از بدن، بايد آن را در قالب هاي تحليلي معطوف به معناي اجتماعي تفسير كنيم. نگاه به
پوشش به مثابة امري نمادين و تلاش براي درك نمادها و كشف معاني آن ها به ما كمك
.(62 : مي كند تا زاوية جديدي از اين مسئله را دريابيم (جوادي يگانه و كشفي، 1386
در بيوتن آرميتا با پوشش هايي متفاوت ظاهر مي شود و با شخصيتي متزلزل. در مزار
شهدا، دختري با مانتو و شال گل بهي مي بينيم كه مثل روسري روي سرش انداخته
است (ر.ك: همان ، 71 )؛ ولي در فرود گاه و در استقبال ارميا او را با چهره اي ديگر
مشاهده مي كنيم: با موهاي بافته اي كه پشت سرش انداخته (ر.ك: همان، 10 و 15 ) كه
البته، بعد از فرود هواپيما، به خاطر ارميا و به ظاهر:
از داخل كيف دستي ش دست مالي را درآورد. دست مال به دقت تاشده را باز كرد.
خشي با تعجب به دست مال نگاه مي كرد. دست مال حرير بود، با گل هاي
ماگنولياي بنفش. آرميتا آن را باز كرد و رو ي سرش انداخت و مثل روسري
گره اش را بست. بعد دست ش را به پشت سر برد و سعي كرد بافه ي موي ش را
.( جوري داخل بلوزش جاسازي كند (همان، 12
اين تغيير ظاهر نشانه اي از تظاهر او دربرابر ارميا و دليلي بر بي اعتقادي اش به پوشش
است.
سوزي روي صحنه » : لباس سوزي- كه او نيز از مهاجران ايراني است- دو تكه است
مي آيد، با لباس دوتكه. و يك جوراب شلواري بلند كه تا روي زانوي ش بالا كشيده
همان، 126 ). اين پوشش با فرهنگ ) «. است و كمربندي كشي كه دور كمرش بسته است
ما ايرانيان سازگار نيست. سوزي- همان گونه كه در جايي از داستان مي خوانيم- گويا
فرهنگ برهنگي يا برهنگي فرهنگي در فضاي سنتي » واقعاً بي وطن شده است؛ زيرا
.(257 : شعباني، 1378 ) «. ايرانيان غريب است و بيگانگي تام و تمام با نهادهاي اخلاقي آنان دارد
سال 7/ شمارة 25 نشانه شناسي اجتماعي رمان بيوتن 133
لباس گاورمنت كت وشلوار و پيراهني با يقة سه دكمه است (ر.ك: همان ، 296 ). اين
لباس پوشش خاصي از كاركنان دولت را نشان مي دهد كه اميرخاني ميان ة خوشي با
آن ها ندارد:
جلو مي رود و آرام به مرد يقه آخوندي مي گويد: جزو بچه هاي پشت خط هستي، آقاي »
گاورمنت نه؟!
- پشت خط راه آهن؟! خير! ما پشت اندر پشت و اباً عن جد، از مسجدي ها مسج د
همان، 297 ). ارمي ا ) «[...] [...]- پشت خط راه آهن نه، پشت خط مقدم جنگ را مي گويم
در خيال تصور مي كند آقاي گاورمنت را كه اول بار بعد از پيراهن هاي اول انقلابي كه »
روي شلوار مي افتادند، وقتي كت پوشيده است چه قدر تمرين كرده است تا بتواند در
.( همان، 323 ) «! ميان قبرهاي قطعه ي چهل و هشت قيقاج برود
در اين رمان، فقط برخي لباس ها نشان دهندة حرفة خاص و پايگاه اجتماعي افراد
است؛ مانند لباس ارميا هنگامي كه رانندة ليموزين است با پوشش فراك (ر.ك: همان،
با دو حرف اختصاري » : 180 ) يا كلاه بيل و ديگر كاركنان شهرك تحقيقات مذهبي
.( همان، 169 ) «. ان.جي. دانش گاه نيوجرسي و جمله ي زردرنگ "جيزر" رئيس من است
در اين كمپاني تحقيقاتي ما » : در صحبت خشي نيز به اين مسئله اشاره شده است
راجع به همة اديان كار مي كنيم. بدون تعصب يونيفرم كمپاني همين كلاه لبه دار است.
.( همان، 168 ) «. مي بيني كه: حتا آرميتا هم روي روسري ش گذاشته است
لباس سيلورمن هم كلاه گيس و بلوز و شلوار جين و كفش ساق بلندي است كه
هفته اي يك بار اسپري مي زد تا براق بماند (ر.ك: همان، 14 ). اين پوشش نيز به نوعي
بيان كنندة حرفه و گروه شغلي خاصي است. از آنچه گفته شد به دست مي آيد كه
اميرخاني از رهگذر لباس به خوبي توانسته است هويت، اعتقادات، پايگاه اجتماعي و
تمايلات شخصيت ها و گروه هاي خاصي از جامعه را به تصوير بكشد.
3. خوراك -1 -4
تغذيه فعاليتي است براي پاسخ دادن به نياز زيستي. غذا مي خوريم تا گرسنه نمانيم و
براي فعاليت هاي جسماني انرژي كافي داشته باشيم. اما خوردن فعالي تي فرهنگي نيز
134 سال 7 / شمارة 25
به شمار مي رود؛ اينكه چه بخوريم، چگونه بخوريم، در چه موقعيتي چه چيزي را
بخوريم و در چه موقعيتي نخوريم، سفره يا ميز غذا را در موقعيت هاي متفاوت چگونه
بچينيم، چه غذا يا غذاهايي شأن و منزلت اجتماعي توليد مي كنند و... همگي وجوه يك
فعاليت فرهنگي معناساز، ارزش آفرين، هويت ساز و متمايزكنند ة خود از ديگر ياند
.(231 : (سجودي، 1390
خوراك در بيوتن يكي از نشانه هايي است كه بيانگر تمايز قومي و طبقاتي ، روابط
بين اشخاص و اصول اعتقادي آن هاست و اين اصول و روابط هويت اجتماعي افراد را
نيز تشكيل مي ده د و از زواياي مختلف در رمان قابل بررسي است. اين موارد
عبارت اند از:
1. خوراك، متمايزكنندة طبقات اجتماعي -3 -1 -4
براي پي بردن به اين مسئله كافي است به مهماني عبدالغني اشاره كني م. اين مهماني
به مناسبت عيد سعيد فطر ترتيب داده شده است و قسمت اعظم هزينة آن را عبدالغن ي،
جيسن و عرب هاي مايه دار تأمين كرده اند:
جيسن دست ارميا را مي كشد و او را وارد سالن مي كند. سالن چشم گير است [...]
« لا اله الا الله » سرويس روي چهار- پنج تا از ميزها زرين است و نشان طلايي
وسط ميز گذاشته اند. سرويس بعضي ميزها نقره اي با نشان نقره اي و سرويس باقي
ميزها عادي. جيسن توضيح مي دهد: نشان طلايي، نشان توحيد است كه براي
اعضايي است كه ماهي دويست دلار به بالا كمك مي كنند به مجموعه. نشان
نقره اي، نشان ايمان است، براي اعضايي كه ماهي صد دلار تا دويست دلار حق
عضويت در كلاب مي دهند. باقي هم مال اعضاي عادي كه همان حق عضويت ده
دلار در ماه را پرداخت مي كنند. اين ها فقط همان بج 9 [نشان سينه] نشان اسلام را
: دارند كه البته عمومي است و مي توانند به كت شان بچسبان ند (اميرخاني، 1390
.(227 -226
همچنان كه مي بينيم در اين ميهماني سرويس هاي غذا كه به نقره اي، عادي و طلايي
تقسيم شده اند، طبقة اجتماعي افرادي را كه قرار است از آن ها استفاده كنند، نشان مي دهند.
سال 7/ شمارة 25 نشانه شناسي اجتماعي رمان بيوتن 135
مسئلة ديگر تنوع غذاها در اين ميهماني است: مرغ، گوسفند، ماهي و ... و مقايس ة
آن با غذاي شخصيت هاي داستان كه اغلب به ساندويچي بسنده مي كنند، يا مقايس ة آن
استكان خالي آب جوش. شكر. ظرف هاي » : با سفرة افطار آرميتا كه عبارت است از
.( همان، 199 ) «. كثيف فرني. خرده هاي نان فطيري كه از مغازه ي يك يوناني مي خرند
نويسنده به طنز اين اختلاف طبقاتي را يادآور مي شود:
ارميا محو جامعه ي بي طبقه ي توحيدي اعراب مسلمان نيويورك است. چند نفر
بادي گارد 10 [محافظ شخصي] امريكايي ايستاده اند و مهمانان را راه نمايي مي كنند.
بعضي مهمان ها معترض هستند كه بايستي بروند روي ميزهاي نقره اي. گارد جلو
آن ها را مي گيرد. از جيب شان فيش پرداخت حق عضويت بالاتر را در مي آورند و
نشان مي دهند و گارد عاقبت اجازه مي دهد تا برون د دور آخرين ميز نقره اي
.( بنشينند [...] (همان، 227
2. خوراك، متمايزكنندة اصول اعتقادي -3 -1 -4
خوراك در بيوتن به عنوان عامل متمايزكنندة اعتقادات فرد از ديگران نيز حائز اهميت
است. ارميا و اصول اعتقادي اش او را در خوراك از ديگران جدا مي كن د. ارميا مدام
آرميتا جواب » : به دنبال ذبح حلال است و اين مسئله ذهنش را به خود مشغول مي كند
« نمي دهد و به من اشاره مي كند كه از روي ميز چيزي بردارم. نگران حلال و حرا مم
.( همان ، 42 ) «[...] آرميتا آرام زمزمه مي كند: اين فقط ذبح حلال مي خور د » .( (همان، 58
البته، او فقط به فكر خودش نيست و مدتي نيز به كار توزيع گوشت حلال در بين
مسلمانان مي پردازد.
3. خوراك و آداب خوردن -3 -1 -4
اميرخاني به قواعد و آداب خوردن نيز توجه كرده است . براي مثال ، دربارة جيسن
جيسن با سفره اي كه روي چرخ هاي حمل غذا انداخته اند دست ش را پاك » : مي خوانيم
مي كند و استخوان ران مرغ را پرت مي كند كف آشپزخانه. دست ارميا را با دست
.( همان، 226 ) «. راست ش كه هنوز هم چرب است، مي گيرد و مي كشد توي آسانسور
136 سال 7 / شمارة 25
پاك كردن دست با سفره، پرت كردن ران مرغ به كف آشپزخانه و با دست چرب
دست ارميا را گرفتن نشان دهندة سطح پايين فرهنگ ي جيس و پاي بند نبودن او به
هنجارهاي اجتماعي است.
روش پخت غذا هم مورد توجه اميرخاني است. وي در توصيف نحوة آشپزي و
.( نظافت آن در ضيافت شام عبدالغني به جزئيات هم توجه مي كند (ر.ك: همان، 223
غذاي اغلب شخصيت هاي داستان- چنان كه گفته شد- ساندويچ است كه با نام هاي
هات داگ، ژامبون و... بيرون از منزل صرف مي شود و حاكي از فرصت كم افراد براي
جاني با يك » : تهية غذا و نيز نشانة درگيري هاي شغلي، اجتماعي و اقتصادي آنان است
ظرف سالاد آماده، ديگران هر كدام با ظرفي و غذايي ديگر. هم هي ظرف ها هم از
همان، 56 ). آن ها حتي ظرف هايشان را هم از ) «. جنس آلومينيوم و يك بار مصرف
ظروف يك بارمصرف انتخاب كرده اند؛ چون فرصت شستن ظرف ها را هم ندارند. اگر
هم در منزل كسي جمع شوند، هركس غذاي خودش را مي آورد و از تعارف هايي كه
ايرانيان بين هم ردوبدل مي كنند، خبري نيست. صبحانه به سرعت در منزل صرف
آرميتا صبحانه خودش را آماده كرده » : مي شود و هركس غذاي خود را آماده مي كند
آرميتا از » .( همان، 77 ) «. است. شير و ذرت ورقه شده. به سرعت صبحانه اش را مي خورد
در خارج مي شود [...] در را نيمه باز مي گذارد و داد مي كشد: ارمي! شير توي يخ چال
همان، 382 ). در اين رمان، از نوشيدني هايي، مثل آب معدني، قهوه، چاي، كوكا و ) « است
127 و 189 ). درواقع، در سرزميني كه ،95 ، مشروب نام برده مي شود (ر.ك: همان، 46
مهاجران زيادي در آن زندگي مي كنند، نوشيدني هاي گوناگون و دلخواه نيز براي آنان
مهياست و البته، بعضي افراد مهاجر هم برخلاف دستورات ديني خود، نوشيدني هاي
حرام را هم به راحتي مي نوشند.
4. شغل -1 -4
حيات انسان در جامعه با كار عجين شده است. كار انسان نه فقط با تجربه و د انش او
درآميخته؛ بلكه به صورت يك امر اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، ارزشي و روان شناختي
جلوه گر شده است. مفهوم كلي كار در ارتباط با كنشگران اجتماعي، پديدآورندة مفهوم
سال 7/ شمارة 25 نشانه شناسي اجتماعي رمان بيوتن 137
خُردتري به نام اشتغال است. اشتغال به مجموعة فعاليت هايي در رسته هاي گوناگون
اطلاق مي شود كه هدف آن كسب درآمد درجهت ارضاي نيازهاي انساني است (رضي،
296 ). اميرخاني در بيوتن از اين نكتة اساسي غافل نبوده؛ تا جايي كه فصل چهارم :1381
ناميده و حتي به صراحت در اين فصل به مقايس ة شغل در ايران و « پيشه » رمان را
ايالات متحده پرداخته است:
چنان كه در فصل پيشين ذكر شد، تا به اين جاي كار، جناب ارمياي معمر، مشكل
مسكن (سكونت در كاندور اشتراكي) و اشتغال خود را (كار به عنوان رانند ة
لموزين) حل نموده است. بعد از اين در راه ازدواج با سركار خانم آرميتا پناهي
مشكل جدي نداشته باشد. نه فقط توي ايران، كه در همه جاي دنيا، مه مترين مانع
در راه تشكيل خانواده، دو عامل مسكن و اشتغال مي باشند. فقط ميزان اهميت اين
.(107 : دو عامل در كشورهاي مختلف متفاوت است (اميرخاني، 1390
اشتغال از مسائلي است كه همواره ذهن انسان ها، دولت ها و ملت ها را به خود
مشغول كرده است. هرچند شغل به ظاهر به بعد اقتصادي - معيشتي انسان ها مربوط
مي شود، با بعد فردي، خانوادگي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي آنان نيز ارتباط تنگاتنگ
64 ). اميرخاني نيز براي نشان دادن اهميت اين مسئله شخصيت : دارد (ميردريكوندي، 1379
اصلي رمان را در شغل هاي متفاوتي قرار مي دهد. شغل ارميا در گفت وگو ب ا دوست
شهيدش، سهراب، مهندسي عمران است:
دولا مي شوم كه روي سنگ ش را با دست مال خشك كنم. وقتي دولا مي شوم،
مهره هاي كمرم بدجوري به هم مي ريزند. پشت ميز نشستن هم آفتي است.
- مگر كارت پشت ميز است؟ تو كه مهندس عمران شده بودي!
- مهندس عمران، فعله نيست كه بيل بگيرد به دست! ديگر كار نظارت روي مناره
.(69 -68 : را انجام نمي دهم. پشت ميزنشين شده ام [...] (اميرخاني، 1390
اما آنچه بيشتر در رمان بازتاب دارد، شغل هاي متنوعي است كه ارميا در آمريكا
برمي گزيند؛ رانندگي با ليموزين يكي از آن هاست و شغل بعدي ارميا توزيع گوشت
حلال است.
138 سال 7 / شمارة 25
شغل ها در بيوتن انواع گوناگوني دارند و مي توان آن ها را در چهار گروه جاي داد:
شغل هاي مرتبط با تحقيقات دانشگاه نيوجرسي، رانندگي، ساندوي چفروشي- كه شغل
اكثريت افراد رمان است- و شغل هاي متفرقه اي مانند كارمند بيمارستان، عكاس و... .
در جوامع صنعتي مردم در چند طبقة اجتماعي دسته بندي مي شوند: طبقة بالا، طبقة
181 ). طبقة : متوسط بالا، طبقة متوسط پايين، طبقة كارگر و طبقة پايين (ر.ك: كوئن، 1379
بالا با ثروت انباشته، نفوذ در بخش هاي دولتي و خصوصي، محدوديت تعداد اعضا،
درآمد بالا و... از ديگران متمايز مي شوند. در رمان بيوتن عبدالغني نمونه اي از افراد اين
طبقه است. طبقة متوسط را نيز مي توان به دو گروه طبقة متوسط پايين و طبقة متوسط
بالا تقسيم كرد. از ويژگي هاي طبقة متوسط بالا درآمد و تحصيلات بالا، سطح پايين
بيكاري، ارزش قائل شدن به پس انداز و آينده نگري است. اعضاي طبقة متوسط بالا در
مشاغل تخصصي يا مديريت اشتغال دارند و مشاركت آن ها در فعاليت هاي اجتماعي
بسيار زياد است. در اين رمان، خشي و بيل در اين گروه جاي مي گيرند. در برخي
موارد، مانند پس انداز و آينده نگري به افراط خشي اشاراتي شده است. طبقة متوسط
پايين بيشتر شامل كاركنان معمولي دولت و مؤسسات خصوصي، فروشندگان، معلمان
و... هستند. ساير شغل ها و شخصيت ها را در اين رمان به نوعي مي توان در اين طبقه
قرار داد؛ مانند رانندگان تاكسي و اغذيه فروشاني، مثل جاني، ميان دار، رضالبناني و حتي
ارميا و آرميتا. طبقة كارگر بيشتر از كارگران نيمه ماهري تركيب مي شوند كه در هريك
از شاخه هاي صنعتي و بازرگاني به چشم مي خورند. آن ها درآمد كمي دارند و بيشتر به
فكر برآوردن نيازهاي فوري خود هستند. البته، اين گروه در بيوتن نقشي ندارند. اما
طبقة پايين- كه در پايين ترين سطح جوامع صنعتي پيشرفته قرار دارند- آدم هاي اغلب
بيكار و اعانه بگير، ولگردان، گدايان و... هستند كه در اين رمان مي توان سيلورمن ها را
در اين گروه قرار داد. در شكل شمارة دو طبقات اجتماعي در بيوتن نشان داده شده
است. در رأس اين هرم عبدالغني و در پايين ترين طبقه سيلورمن جاي دارد. آنچه بيش
از همه در اين رمان خودنمايي مي كند، قرار گرفتن طبقة اعيان مانند عبدالغني درمقابل
طبقاتي مثل رانندگان تاكسي، اغذيه فروشان و گداياني مانند سيلورمن است.
سال 7/ شمارة 25 نشانه شناسي اجتماعي رمان بيوتن 139
شكل 2 تحليل طبقات اجتماعي و رابطة آن ها با اشتغال در بيوتن
5. مكان -1 -4
مكان زندگي افراد گاه نشانه اي از طبقة اجتماعي آن هاست . اين اختلاف طبقاتي در
مقايسة بين خانة آرميتا (آپارتمان كوچك) و خانة خشي (خانة ويلايي) كه در چند
قدمي يكديگر واقع شده اند، به وضوح ديده مي شود:
نشسته ام منتظر آرميتا كه توي آش پزخانه ي بي در و پيكرش ايستاده است و انگار
مي خواهد چيزي درست كند. يك استوديو فلت 11 [آپارتما ن شخصي كوچك ]
پنجاه متري. دست شويي و حمام درهم، آش پزخانه ي كوچك كه با يك كابينت از
هال جدا شده است و هالي با دو صندلي و يك كاناپه ي تخت شو، دو آباژور و
يك ميز كار و [...] كنار پنجره ايستاده ام و ويلاي شمارة 19 را نگاه مي كنم، داج
99 را كه پارك شده است داخل گاراژ و چراغ هاي روشن خانه ي ويلايي ر ا
.( (همان، 53
در جاي ديگري نيز از قول آرميتا به مكان زندگي و نقش آن در نشان دادن طبقة
من توي كاندومينيوم 12 [مجموع هاي از آپارتمان هاي » : اجتماعي اشاره شده است
كوچك] روبه رويي زنده گي مي كنم. يونيت 13 [واحد] دوازده، طبقه ي چهارم، با خشي
.( همان، 52 ) «! به قول خودش فاصله ي طبقاتي داريم
نگاه تأمل برانگيز اميرخاني به مكان ها در جاي ديگري از رمان هم مشهود است:
140 سال 7 / شمارة 25
و اين فصل، فصل مكان بود، مكان، مسكن و معماري! و تو اي سهراب، به لحن
خودت مغز خر نخورده اي كه خود را دوباره مقيد به قيد سنگين مكان كني، پس
حق بود كه در اين فصل قدم نگذاري و رهامان كني تا برويم به لاس وگاس! آخر
.( دنيا [...] (همان، 105
6. نام ها و القاب -1 -4
نام ها از سه جهت در بيوتن قابل بررسي اند:
1. مخفف كردن نام ها -6 -1 -4
اميرخاني از نام ها و القاب بسياري براي شناساندن شخصيت هايش بهره مي گيرد. برخي
از اين نام ها به صورت مخفف و تغييرشكل يافته ديده مي شوند. جيسن و رمزي هريك
جيسن جلو مي آيد و به من لبخند » : تغييرشكل يافتة نام هايي مانند جاسم و رمضان است
همان، 57 ). ارمي مخفف ) «. مي زند: جاسم هستم، البته اين جا جيسن صدايم بزنيد به تر است
ارميا و رمزي صورت تغييريافتة رمضان است ؛ هرچند در املاي دو كلم ة رمزي و
رمضان تفاوت هست و دليل خاصي در رمان برا يش ذكر نمي شود . گويا رمزي
شخصيتي مرموز است؛ زيرا تا قسمت هاي پاياني داستان هم نمي توان پي برد كه او پدر
براي خود شما هم ارمي مناسب تر است. مثل همين ميان دار خودتان كه » : خشي است
.( همان، 58 ) «! رمزي صدايش مي زنند. اصل ش رمضان بوده است
2. نام ها و تداعي معاني -6 -1 -4
اسامي به كاررفته در رمان يادآور ارزش هاي مثبت و منفي نيز است و معاني خ اصي را
به ذهن متبادر مي كند. شايد بتوان ارميا را با نگاهي ديگر- كه گ ه گاه در رمان به آن
اشاره مي شود- با ارمياي نبي مطابقت داد. سهراب- دوست و همرزم شهيد ارميا كه
به نوعي مرشد و الهام بخش وي است- مي تواند به نوعي وطن را تداعي كند و شبكه اي
معنايي از وطن، شاهنامه و سهراب را به ذهن متبادر كند. البته ، نام رمان نيز ، بيوتن ،
يادآور معاني گوناگوني است. اميرخاني در جايي از رمان اين واژه را معادل وطن
سال 7/ شمارة 25 نشانه شناسي اجتماعي رمان بيوتن 141
معرفي مي كند (همان، 384 )؛ گاه آن را برگرفته از واژة وتين عربي (به معناي رگ گردن)
B به معناي نوعي ويتامين از گروه ويتامين Biotin مي داند (همان، 198 )؛ گاه معادل
(همان ، 387 ) مي شمارد؛ در جايي از رمان هم با واژة بيوتن به ياد آيه اي از قرآن مي افتد
.( كه در آن كلمة بيوتن (خان هها) آمده است (همان، 469
3. ريشة لغوي و معناي نام ها -6 -1 -4
اميرخاني از نام هاي عربي، فارسي و انگليسي براي نام گذاري شخصيت هايش استفاده
مي كند. در بيوتن با بازي هاي زباني فراواني دربارة نام ها مواجه هستيم كه يكي از اين
موارد واژة ارمياست. در رمان مي خوانيم:
چنان كه گذشت، تورات عهد عتيق بر اين باور است كه ارميا يعني؛ ارمياي نبي،
جيسن مي گويد: ارميا فعل امر مثني است از ريشه ي رمي. ارمي يعني تو يك نفر
تير بيانداز و ارميا يعني؛ شما دو نفر تير بياندازيد. و اما نويسنده توضيح مي دهد
كه: از نوشته ي بالا سر درنمي آورد و با دل خوري مي نويسد كه ارميا اسم اول ين
رمانش بوده است. قصه اي راجع به يك شخصيت به نام ارميا با همان مشخصات
.(16 - فوق الذكر (همان، 15
.( همان، 266 ) «. اسم من، ارميا، عربي نيست، عبري است اصالتاً » : ارميا نيز اشاره مي كند
اسامي ديگر مانند جاني، سوزان، رمزي، خشي و... نيز از اين جنبه قابل بررسي ان د.
يكي از معاني جاني، صفت نسبي به معناي عزيز و گرامي مانند جان است؛ يار جاني و
يار مهربان. جاني عاشق سوزي است و در جريان محاكمة ارميا در دادگاه نيز به ارميا
ارميا! خودت را نباز! هيچ غلطي نمي توانند بكنند، حرام زاده ها! سوزي » : چنين مي گويد
به من گفته بود كه مي خواهد خودكشي كند. خيلي وقت است [...] هم ة عاشقي م ن
همان، 468 ). در جدول ) «. توي اين مملكت بي عشق، براي اين بود كه خودش را نكشد
زير نام ها، ريشه و معناي آن ها در بيوتن آمده است.
142 سال 7 / شمارة 25
جدول 1 نام ها در بيوتن
نام ها
مخفف و
تغييرشكل يافته
ريشة لغوي و معنا تداعي
آرميتا آرمي آرامش يافته -
ارميا ارمي بزرگ داشته شده ارمياي نبي
باس - رئيس -
حاج مهدي - هدايت شده قائم
جاسم (قاسم) جيسن قسمت كننده -
خشي - ترسو/ تيره رنگ خشايار
رمضان رمزي اشاره ، مرموز -
سوزان سوزي سوزنده سوختن
سهراب -
سرخاب، سرخي و
شادابي روي
سهراب در
شاهنامه
عبدالغني - بندة بي نياز
اعراب
نيويورك
گاورمنت - دولت
گروهي از
كاركنان دولت
7. زبان -1 -4
زبان افراد گاه بازتاب دهندة هويت آن هاست. هويت پديده اي چندوجهي است و در هر
دوره يا مرحله اي، اثر عوامل مختلف بر آن متغير است؛ به عبارت ديگر در ي ك نقطه
وجه ديني و در نقطه اي ديگر وجه زباني يا وجه سرزميني عامل غالب است (خانيكي،
9). گونه هاي هويتي نشانه هايي بيروني دارند كه مي توان براساس آن ها براي هر :1383
فردي نوعي هويت قائل شد. هويت را مي توان عنصري زبان شناختي برشمرد؛ زيرا
وجود دارد كه از خود نشانه هايي بر وز « كنشگري » هويت در فرد تجلي مي يابد؛ يعني
مي دهد و دوم اينكه، كنشگر با بروز قسمتي از گونه هاي نشانه اي، درصدد برقراري
سال 7/ شمارة 25 نشانه شناسي اجتماعي رمان بيوتن 143
ارتباط يا تقابل برمي آيد و با اين ارتباط به تفهيم معنايي از خود مي پردازد (شعيري و
.(75 : وفايي، 1388
در رمان بيوتن با ارتباطات كلامي متنوعي مواجه مي شويم كه هويت افراد را هم
به تصوير مي كشند. به كار بردن واژه هاي انگليسي، عربي و فارسي در كنار هم در داستان
نمونه هاي زيادي دارد؛ ازجمله:
اميرخاني، ) «. هي! ببين! ايت ايزنان آو يوربيزنس! 14 [به تو دخلي ندارد!] بخور و برو »
.(182 :1390
.( همان، 187 ) «! ذبح، طبخ، اكل [...] قلوه [...] قلوه از بيخ عرب شده است اين خشي »
.( همان، 287 ) «.[ عيد رمضان الكريم مبروك! هپي فطر تويو 15 [عيد فطر مبارك »
در اين رمان گويش افراد كه نه كاملاً فارسي حرف مي زنند و نه كاملا انگليس ي و
عرب هايي كه مخلوطي از فارسي- انگليسي- عربي صحبت مي كنند، با بحران هويت و
شناوري زبان در جوامعي چندتكه و با هويت چندگانه تأمل برانگيز است. همچنين ، در
اين رمان كلمات به شكلي افراطي از هم جدا نوشته مي شوند كه ممكن است بيانگر
گسست و بحران هويت و چندتكه شدن هويت شخصيت هاي داستان هم باشد (گرج ي
164 )؛ زيرا بيشتر ماجراهاي اين رمان و اتفاقاتي كه براي -163 : و حامدي، 1389
شخصيت هاي داستاني رخ مي دهد، در خارج از مرزهاي ايران و در آمريكا مي گذرد ؛
كشوري كه بعضي آن را سرزمين آرماني خود مي پندارند و مهاجران زيادي از گوشه و
كنار عالم را در خود جاي داده است. شخصيت اصلي رمان، ارميا، نيز مدام در مواجهه
با مهاجران عرب و ايرانيان مقيم آمريكا قرار دارد و طبيعي است كه اين ارتباطات
كلامي متنوع بين آنان شكل گيرد.
2. نشانه هاي آداب معاشرت -4
هنجارهاي اجتماعي براي اعضاي جامعه مشخص مي كنند كه در يك موقعيت اجتماعي
چه نوع رفتاري بايد درپيش گيرند و از چه نوع رفتاري بپرهيزند. هر اجتماعي داراي
هنجارهاي مخصوص است كه افراد پيروي از آن ها را بر خود واجب مي دانند و در اين
ميان، آداب و رسوم هنجارهايي اند كه مشخص مي كنند افراد در فعاليت هاي روزانة
144 سال 7 / شمارة 25
خود به چه شيوه هاي مورد قبولي رفتار كنند. انسان ها اين فعاليت ها را به شيوه اي
خوكرده و مرسوم انجام مي دهند و از معيارهاي هنجارمند جاافتاده اي نيز پيروي
مي كنند؛ مثل تشكر از كمك هاي ديگران، رعايت آداب معاشرت و نظاير آن ها (كوئن،
.(154 :1379
در بيوتن به نمونه هايي از اين آداب اشاره شده است. يكي از اين موارد صحنه اي
است كه خشي هات داگش را تمام كرده و دست در كيفش مي كند و ارميا به دو مي رود
« فقط هات داگ خودش را حساب كرده » كه حساب كند؛ اما متوج ه مي شود او
47 ) و از اين كار خشي تعجب مي كند. خشي به اين رسم ايراني كه : (اميرخاني، 1390
يكي پول غذاي همراهش را نيز حساب مي كند، توجهي ندارد.
نمونة ديگر از آداب در رمان دست دادن است كه نويسنده به معن اي دو بار
دست دادن در آمريكا اشاره مي كند؛ درحالي كه در فرهنگ ما دو بار دست دادن بر
آرميتا با خشي خداحافظي مي كند. جلو » : دوستي و صميميت زياد دلالت مي كند
مي روم و از خشي تشكر مي كنم مي خواهم با او دست ب دهم كه دست ش را عقب
مي كشد. امروز يك بار دست داديم! 2 بار دست دادن در روز كار گي 16 [مرد
.( همان، 52 ) «. هم جنس باز]هاست
علاوه بر اين ها، نشانه هاي آداب معاشرت در بيوتن در دو دسته بررسي مي شوند:
1. لحن كلام -2 -4
افراد در گفت وگوهاي روزمره و در موقعيت هاي مختلف از لحن هاي متفاوتي استفاده
مي كنند. در اصطلاح روايت شناسان، لحن علاوه بر آنكه به معنا ي ش يوة بي ان هر
شخصيت است كه به آن لحن گفتاري مي گويند، به معناي ايجاد حالت و فضاي خاص
بياني در داستان است كه نويسنده به وسيلة آن تلقي خود از موضوع داستان و ش يوة
مواجهه با مخاطبان را به نمايش مي گذارد كه به آن لحن عمومي ي ا لحن كل ي داستان
مي گويند. لحن گفتاري در سخنان شخصيت هاي اثر نمايان مي شود.
مغز خر » لحن گفتاري شخصيت ها در بيوتن گاه توهين آميز است. عباراتي مانند
و... در رمان به چشم « گاوگيجه گرفت ه ام » ،« خفقان گرفته ام » ،« خفه شو » ،« نخورده اي
سال 7/ شمارة 25 نشانه شناسي اجتماعي رمان بيوتن 145
مي خورد. اميرخاني در مونولوگ هايش نيز گاه از لحن توهين آميز استفاده م ي كند:
نمي دانم چرا اين قدر از دست خشي لج م مي گيرد. نمي داني چرا؟ نبايد هم بداني. بس »
نويسنده بعد از اين هيچ » : همان، 41 ). در جاي ديگري نيز مي نويسد ) «! كه الاغي
.( همان، 185 ) «[...] نمي گويد و خفقان مي گيرد
در اين توهين ها ارتباطي ميان طبقه و سطح تحصيلات افراد ديده نم يشود . از
خشي و بيل تا رمزي، جيسن، ارميا و آرميتا هركدام به راحتي اين الفاظ را به كار
مي برند. در ميهماني همسايه ها، ميان دار باوجود تذكر سوزي - كه ب ين مردم اين
اين آقا ارميا مردم نيست، امت است! راستي » : حرف ها بد است- به ارميا مي گويد
همان ، 59 ) و باز در ) «؟ چه قدر حقوق مي گرفتي از آخوندها؟ اوضاع خوب بود ايران
ميان دار مي گويد: خشي! شات آپ! 17 [خفه شو] اين بيزينس تو نيست. ني بر » : ميهماني
.( همان، 60 ) «! پارتي را كوفت نكن ديگر
اين نمونه ها علاوه بر اينكه فضاي حاكم بر روابط شخصيت هاي داستان را نشان
مي دهند، بيانگر روابط خشك و دور از عواطف ساكنان اين سرزمين و فضاي فرهنگي
و اجتماعي اي هستند كه رمان در آن رخ داده است.
2. ارتباط غيركلامي -2 -4
ارتباط غيركلامي شامل اشاره ها، حركات اندام، وضع اندام، حالت هاي چهره و مانند
17 ). در رمان بيوتن با طيف گسترده اي از : آن هاست (ريچموند و مك كروسك ي، 1388
ارتباط غيركلامي روبه روييم كه از اين ميان حالت هاي چهره و به ويژه چشم ها نقش
بسزايي دارند. براي نمونه، نگاه خيره پيام هاي گوناگوني، مانند علاقه، عشق، آزردگي،
حالت تهاجمي، تعجب و عصبانيت را القا مي كند . در اين نمون ه، نگاه خيرة ارميا
بيان كنندة عواطف اوست و فكر كردن و ناراحتي از آينده را به ذهن متبادر مي كند :
ارميا به خلاف همه ي تازه واردها كه هاج و واج به در و ديوار نگاه مي كردند، فقط به »
.(19 : اميرخاني، 1390 ) «. سيلورمن خيره شده بود
146 سال 7 / شمارة 25
در اين مثال نيز خيره ماندن چشم ها حاكي از تعجب و حيرت جاني است. در اينجا
جاني به » : هم ارتباط كلامي شكل نگرفته و ارتباط غيركلامي جايگزين آن شده است
.( همان، 47 ) «. من خيره شده است؛ با درخشش چشم هايش روي پوست سياه براق
آرميتا، » : ارتباط غيركلامي ديگر در رمان، حركات دست اس ت؛ مانند اين نمون ه
دست مي كند در كيف دستي ش و شيشه اي ادوكلني را به دست م مي دهد. موقع گرفتن
همان، 40 ). در جملة اول با كاركرد اولي ة ) «. شيشه مراقب م كه دست م به دست ش نخورد
دست مواجه هستيم؛ اما جملة دوم، يعني دادن ادوكلن به ارميا با توجه به متن رما ن،
داراي بار عاطفي و حاكي از عشق و محبت آرميتا به ارميا ست . در جملة سوم نيز
كاركرد دست بيانگر تعلقات مذهبي ارمياست. حركت دست ها ممكن است نشانه اي از
(45 - شادي نيز باشد. در قسمت هاي مختلف رمان ميان دار بشكن مي زند (ر.ك: همان، 24
خشي روي ميز ضرب مي گيرد و ميان دار خود را تكان » ، يا در ميهماني همسايه ها
.( همان، 57 ) «. مي دهد
5. نتيجه
بررسي رمان بيوتن از ديدگاه نشانه شناسي بيانگر آن است كه يكي از عوامل موفقيت
اين رمان توجه ويژة نويسنده به نشانه هاي اجتماعي است. اميرخاني به شكل مطلوبي
توانسته است حضور اين نشانه ها را در ابعاد ديني و در جنبه هاي گوناگون زندگي
روزمره، ازقبيل خوراك، پوشاك، شغل و... به تصوير بكشد. گوناگوني نشانه ها ني ز در
اين رمان چشمگير است. نويسنده به خوبي از نشانه هايي، مانند دين و اعتقا دات، آداب
و رسوم، و خوراك شخصيت ها براي بيان مقاصدش استفاده كرده و از روش هاي
گوناگون ارتباط غيركلامي، مثل لحن، ايما و اشارات، نگاه، حركات دست و... به عنوان
بستر ي براي بازتاب واقعيت هاي اجتماعي بهره گرفته است.
مسئلة مهمي كه در رمان همواره به آن تأكيد مي شود و شخصيت اصلي داستان،
ارميا، در بيشتر موارد با آن روبه روست، دين و اعتقادات مذهبي اوست كه انعكاس آن
در فصل پنجم بيشتر ديده مي شود؛ به گونه اي كه اين فصل داراي حجم بيشتري از
آيات نيز است. البته، در سراسر رمان حدود سي آية قرآني به چشم مي خورد كه در ميان
سال 7/ شمارة 25 نشانه شناسي اجتماعي رمان بيوتن 147
رمان هاي فارسي بي سابقه است. مكان نيز از موضوعات مورد توجه اميرخاني در فصل
سوم است. مسئلة ديگر خوراك حلال و حرام، و خوراك به منزلة بازتاب دهندة طبق ة
اجتماعي افراد است. حضور مشاغل در فصل سوم و چهارم بازتاب بيشتري دارد و
از نكات درخور توجه است. نشانه هايي مانند « پيشه » نام گذاري فصل چهارم باعنوان
پوشاك و نام ها به صورت پراكنده حتي در اواخر رمان هم ديده مي شود. بحران هويت
نيز از مسائلي است كه در شخصيت پردازي هاي بيوتن، به ويژه در رفتار و سخنان بعضي
مهاجران تجلي يافته است.
شمار نشانه هاي آداب معاشرت نيز در اين رمان فراوان است. لحن گفتار ي
توهين آميز در گفت وگوي شخصيت ها در سراسر رمان ديده مي شود و گاه نويس نده در
مونولوگ هايش نيز از اين لحن استفاده مي كند كه بيانگر روابط غيرصميمانه، خشك و
دور از عواطف شخصيت ها و فضاي فرهنگي و اجتماعي اي است كه ماجراهاي رمان
در آن شكل گرفته اند. از ارتباطات غيركلامي فراواني نيز در رمان استفاده شده است كه
حركات چشم و دست به مراتب از انعكاس بيشتري برخوردارند.
اميرخاني در بيوتن توانسته است باكمك نشانه هاي اجتماعي و غوطه ور كر دن
خواننده در دنيايي از تخي ل و واقعيت ، شرايط دست يابي خو اننده به درون ماية
اجتماعي- اعتقادي متن را فراهم كند.
پي نوشت ها
1. Peirce
2. Morris
3. Halliday
4. Guiraud
5. Shame on you!
6. empire state
7. griffith observatory
8. abbreviation
9. badge
10. body gaurd
11. studio flat
12. condominium
13. Unit
14. It's none of your business
148 سال 7 / شمارة 25
15. Happy fitr to you!
16. gay
17. Shut up
منابع
- قرآن كريم ( 1378 ). ترجمة الهي قمشه اي. تهران: گلي.
كيهان .« تزريق پسامدرن رقيق در مفاصل بيوتن » .( - ابراهيم زاده گرجي، رمضان ( 1387
.71 - 262 . صص 68 - فرهنگي. ش 261
- احمدي، بابك ( 1383 ). از نشانه هاي تصويري تا متن. تهران: نشر مركز.
پيك نور. ش 4. تهران: دانشگاه پيام .« بحران هويت و هويت ديني » .( - اكبري، بهمن ( 1387
.231 - نور. صص 219
- اميرخاني، رضا ( 1390 ). بيوتن. تهران: علم.
مجلة كتاب . « نظام نشانه ها در پوشش » .( - جوادي يگانه، محمدرضا و سيدعلي كشفي ( 1386
.87 - زنان. ش 38 . صص 62
- چندلر، دانيل ( 1386 ). مباني نشانه شناسي. ترجمة مهدي پارسا. زير نظر فرزان سجودي.
تهران: سورة مهر.
در هويت در ايران. به اهتمام « هويت و گفتمان هاي هويتي در ايران » .( - خانيكي، هادي ( 1383
- علي اكبر عليخاني. تهران: پژوهشكدة علوم انساني و اجتماعي جهاد دانشگاه ي. ص ص 3
.21
- رئوفي، زهرا ( 1391 ). بررسي تطبيقي عناصر داستان در دو رمان ارميا و بيوتن با تأكيد بر شش
عنصر (پيرنگ، موضوع، درون مايه، لحن، شخصيت پردازي، زاوية ديد). پايان نامة كارشناسي
ارشد ادبيات فارسي. دانشگاه پيام نور. رشت.
- رحيمي پور حكيمي، سمانه ( 1388 ). بررسي و تحليل رمان هاي رضا اميرخاني . پايان نام ة
كارشناسي ارشد ادبيات فارسي. دانشگاه پيام نور. رشت.
سنجش نگرش دانشجويان به آيندة شغلي خود با توجه به عوامل » .( - رضي، داوود ( 1381
مجلة مطالعات و پژوهش هاي .« اجتماعي و اقتصادي مؤثر بر آن در دانشگاه مازندران
.326 - 31 . دانشگاه اصفهان. صص 295 - دانشكدة ادبيات و علوم انساني. د 2. ش 30
سال 7/ شمارة 25 نشانه شناسي اجتماعي رمان بيوتن 149
- ريچموند، ويرجينياپي و جيمز سي. مك كروسكي ( 1388 ). رفتارهاي غيركلام ي در روابط
ميان فرد ي (درس نام ة ارتباطات غيركلام ي). ترجم ة فاطمه سادات موسو ي و ژي لا
عبداله پور. زير نظر غلامرضا آذري. تهران: دانژه.
مجلة مطالعات .«؟ دين نهادي اجتماعي يا حقيقت ي فرانهاد ي » .( - زند وكيلي، مهدي ( 1376
.33 - معرفتي در دانشگاه اسلامي. ش 1. صص 30
- ساساني، فرهاد ( 1389 ). معناكاوي: به سوي نشانه شناسي اجتماعي. تهران: علم.
- سجودي، فرزان ( 1390 ). نشانه شناسي: نظريه و عمل. تهران: علم.
- شعباني، رضا ( 1377 ). مباني تاريخ اجتماعي ايران. تهران: قومس.
- شعيري، حميدرضا و ترانه وفايي ( 1388 ). راهي به سوي نشانه- معناشناسي سيال؛ با بررسي
موردي ققنوس نيما. تهران: علمي و فرهنگي.
- عمادزاده، حسين ( 1375 ). تاريخ انبيا (از آدم تا خاتم). تهران: اسلام.
.« نشانه شناسي مركززدايي و انزواي سوژه در داستان سگ ولگرد » .( - فتحي، حسين ( 1390
.96 - ادب پژوهي. ش 15 . دانشگاه گيلان. صص 83
- كوئن، بروس ( 1379 ). درآمدي به جامعه شناسي. ترجمة محسن ثلاثي. تهران: توتيا.
بررسي و تحليل رمان بيوتن با تأكي د بر » .( - گرجي، مصطفي و يوسف رضا حامدي ( 1389
- پيك نور. د 1. ش 1. دانشگاه پي ام نور . صص 161 .« عنصر شخصيت و شخصيت پردازي
.183
- گيرو، پي ير ( 1383 ). نشانه شناسي. ترجمة محمد نبوي. تهران: آگاه.
- مصاحب، غلامحسين ( 1383 ). دايرة المعارف فارسي. ج 1. تهران: اميركبير.
- مكاريك، ايرنا ريما ( 1384 ). دانش نامة نظريه هاي ادبي معاصر. ترجمة مهران مهاجر و محم د
نبوي. تهران: آگه.
معرفت . .« شغل، رضا يت شغل ي و روش ها ي ارزي ابي آن » .( - ميردريكوندي، رحيم ( 1379
.77 - ش 38 . صص 64
.« نشانه شناسي اولين رمان اجتماعي ا يران » .( - نقابي، عفت و كلثوم قرباني جويباري ( 1389
- زبان و ادبيات فارسي (مجلة دانشكدة ادبيات و علوم انساني). س 8. ش 67 . صص 193
.216
انديش ة .« معيارهاي اسلامي پوشش زنان و الگو ي مصرف آن » .( - نوري، علي رضا ( 1381
.129 - 9. صص 122 - صادق. ش 8
150 سال 7 / شمارة 25
- Holy Quran (1999). Elahi Ghomshei (Trans.). Tehran: Goli. [In Persian]
- Ebrahim Zadeh, R. (2008). "Injection of Diluted Postmodern in Bioten
Joints". Keyhân-e-Farhangi. No. 261- 262. Pp. 68- 71. [In Persian]
- Ahmadi, B. (2004). From Visual Signs to Text.Tehran: Publication Markaz.
[In Persian]
- Akbari, B. (2008). "Identity Crisis and Religious Identity" Peyk-e-Nur.
No.4. Tehran. Payam-e-Nour University. Pp. 219- 231. [In Persian]
- Amir Khani, R. (2011). Bioten. Tehran: ’Elm. [In Persian]
- Javadi Yeganeh, M.R. & S. Ali Kashfi (2007). "System of Signs in
Coverage". Women Book Mag. No. 38. Pp. 62- 87. [In Persian]
- Chendler, D. (2007). Basics of Semiotics. M. Parsa (Trans.). F. Sojoudi
(Review). Tehran: Soure-ye-Mehr. [In Persian]
- Khaniki, H. (2004). "Identity and Identity Dialogues in Iran" in A.
Alikhani (Rev.). Identity in Iran. Tehran: Human Science and Social
Research Center of Jahad. Pp. 3- 21. [In Persian]
- Raoufi, Z. (2012). Comparison Study of Story Elements in Two Stories:
Ermia and Bioten with Emphasis on Six Elements (Theme, Subject, Tone,
Characterization and Perspective). M.A Thesis of Persian Literature.
Rasht. Payam-e-Nour University. [In Persian]
- Rahimipour Hakimi, S. (2009). Study and Novel Analyzes of Reza
Amirkhani. M.A Thesis of Persian Literature. Rasht. Payam-e-Nour
University. [In Persian]
- Razi, D. (2002). "Evaluation of Students Attitude Toward Their Future Job
with Respect to Its Effective Social and Economic Factors in
Mazandaran University". Research and Studies of Human Science and
Literature Faculty mag. 2nd Ed. No. 30- 31. Isfahan. University of
Isfahan. Pp 295- 326. [In Persian]
- Richmond, V. & J. Mc Krooski (2009). Non Verbal Behaviours in
Interpersonal Relationships (Non-Verbal Communication Course). F.
Mousavi & Z. Abdollah Pour (Trans.). Gh. Azari (Supervision). Tehran:
Danzhe. [In Persian]
- Zand Vakili, M. (1997). "Religeous: A Social Institution or a Hyper-
Institution Fact?" Islamic Azad University. No. 1. Pp. 30- 33. [In Persian]
- Sasani, F. (2010). Meaning Mining: Toward Social Semiotic. Tehran:
’Elm. [In Persian]
- Sojoudi, F. (2011). Semiotic: Theory and Action. Tehran: ’Elm. [In
Persian]
- Shabani, R. (1998). Principles of Iran Social History. Tehran: Ghoumes.
[In Persian]
- Sha’iri, H.R. & T. Vafaei (2009). A Way to the Sign-Fluid
Meaningfulness; Case Study of Nima’s Ghoghnoos. Tehran: Scientific
and Cultural Publication. [In Persian]
- Emad Zadeh, H. (1996). History of Prophets (from ’Adam to Mohammad).
Tehran: Islam Publication. [In Persian]
سال 7/ شمارة 25 نشانه شناسي اجتماعي رمان بيوتن 151
- Fathi, H. (2011). "Semiotic of Decentralization and Subject Isolation in
Story of Stray Dog". A Literature Research. No. 15. Rasht. Guilan
University. Pp. 83- 96. [In Persian]
- Koen, B. (2000). An Introduction on Sociology. M. Salasi (Trans.). Tehran:
Toutia. [In Persian]
- Gorji, M. & Y.R. Hamedi (2010). "Study and Analysis of Bioten Story
with Emphasis on Character and Characterization". Peyk-e-Nur. No. 1.
Vol. 1. Tehran: Payam-e-Nour University. Pp. 161- 183. [In Persian]
- Giroo, P. (2004). Semiotic. M. Nabavi (Trans.). Tehran: Agah. [In Persian]
- Mosahab, Gh. (2004). Persian Encyclopedia. Vol. 1. Tehran: Amirkabir.
[In Persian]
- Mekarik, I.R. (2005). Encyclopedia of Current Literature Theories. M.
Mohajer & M. Nabavi (Trans.). Tehran: Agah. [In Persian]
- Mirderikvandi, R. (2000). "Job, Job Satisfaction and Methods of
Evaluation". Ma’refat. No. 38. Pp. 64- 76. [In Persian]
- Neghabi, E & K. Ghorbani (2010). "Semiotics of Iran’s First Social
Novel". Persioan Literature and Language (Human Science and
Literature Faculty). Yr. 8. No. 67. Pp. 193- 216. [In Persian]
- Nouri, A. (2002). "Islamic Benchmarks for Women Wearing and Its Usage
Pattern". ’Andiše-ye-Sadeq. No. 8- 9. Pp. 122- 129 [In Persian]
(121 - فصلنامة تخصصي نقد ادبي. س 7. ش 25 . بهار 1393 (صص 151

در همين رابطه :
 ماخذ: فصل‌نامه نقد ادبی  (257 K)  دوره 7، شماره 25، بهار 1152393، صفحه 121-
 

  نظرات
نام:
پست الکترونيک:
وب سايت / وب لاگ
نظر:
 
   
 
   
   صفحه نخست
   يادداشت
   اخبار
   تازه ها
   يادداشت دوستان
   کتابها
   درباره نويسنده
   تيراژ:۷۰۴۳۵۰
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
 

 
بازديد کننده اين صفحه: ٤٩٢٥
.کليه حقوق محفوظ است
© CopyRight 2008 Ermia.ir & Amirkhani.ir
سايت رسمي رضا اميرخاني
Because when the replica watches uk astronauts entered the replica watches sale space, wearing a second generation of the Omega replica watches, this watch is rolex replica his personal items.