تاريخ انتشار : ١٥:١٦ ١٦/١/١٣٩٠

آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(12)
جهت سهولت دست‌رسي كاربران، هر پانزده مطلب مرتبط در يك صفحه ذخيره خواهند شد. براي ديدن صد و شصت و پنچ نظر قبلي به لينك‌هاي پايين صفحه مراجعه فرماييد.

========================================
180
مهربان: 76-نفحات نفت
http://affectionate.persianblog.ir/post/81
میثم-بهمن89
"به هر رو فرض محال که محال نیست. فرض محال (!) کنیم به دلیل ضعف کیفیت تولید، کسی محصول ایرانخودرو را مثل پژوی 504 دهه 70 فرانسه نخرد. حالا منتظریم تا مثل همان دوره فرانسه، ایرانخودرو برود در امیر کبیر و شریف و صنعتی اصفهان و ... پروژه پخش کند و ... اما در عمل چه اتفاقی می افتد؟

هیچ! مدیر ایرانخودرو می رود خدمت مقام اجرایی بالادست. توضیح می دهد که ایرانخودرو سه برابر کارخانه جات هم ارز کارگر استخدام کرده است- تا ضریب اشتغال کشور را بالا ببرد- و اصلا شهرکی درست شده است به نام پیکان شهر برای اسکان همین نیروها. این کارگران به دلیل مطالبات معوقه، همین روزهاست که بریزند و جاده تهران- کرج را رسماً ببندند و این یعنی بحران شهری و بحران شهری هم یعنی مطبوعات و مطبوعات هم یعنی تضعیف نظام و ... خلاصه کلام، مقام اجرایی بالادست هم که حوصله این همه براندازی را ندارد کمی شیر نفت ورودی به ایرانخودرو را باز می کند و جلوی این همه بحران را به سرانگشت تدبیر می گیرد!"

------------------------------

"خانواده ای هست مفلوک. کار پدر بدانجا کشیده است که مجبور است طلای مادر بفروشد تا نان سفره فرزندان فراهم آورد و البته بیش از آن را نیز خرج خود کند...

به پدر چه خواهید گفت؟ بیکار؟ مفلس؟ معتاد؟ هر چه خواستید بگویید اما بدانید از چنین مردی بایستی ناامید بود. اگر کسی به فکر نجات چنین خانواده ای باشد، تنها به فرزندان جوان امید خواهد بست...

مادر یعنی وطن. طلا یعنی نفت. پدر یعنی دولت... این ملک پدرانی داشته است که برای حکومت، نه طلای مادر که خود مادر را نیز فرخته اند! در چنین خانواده ای تنها مایه نجات، همت فرزندان است... از پدر کاری بر نمی آید..."

-----------------------------------------------------------------------------------

اینهایی که خواندید بخش هایی از کتاب بسیار خواندنی "نفحات نفت" نوشته رضا امیرخانی است. مدیریت نفتی جان مایه اصلی این کتاب است. نفتی که در تمام شوون زندگی و کار و سیاست و تفریح و ... ما رسوخ کرده. اثر نفت و مدیریت نفتی بر قانون، کارآفرینی، مناطق آزاد تجاری، ورزش، صنعت، سیاست و ... از جمله مباحث مطرح شده در این کتاب است.

در خواندن این کتاب تعلل نکنید!
========================================
179
افکار یک من: نفت
http://www.afkare1man.blogfa.com/post-49.aspx
محمدمهدی-اردیبهشت89
پیش از دستور:

۱- از اینکه باد و خاک به دوباره به پایتخت میهن اسلامی رسیده، خدا را صد هزار مرتبه شکر. همه با هم دست به دعا برمی داریم تا این حالت یک ماهی طول بکشد. باشد که یک فکری به حال استانهای مرزی بکنند.

۲- بچه که بودم در محله ما یک خوار و بار فروشی بود که صاحبش «پاک‌روان» نام داشت. تقریبا هر موقع می خواستیم برای خرید به مغازه‌اش برویم پدرم این جمله قصار را می گفت که: «از قدیم کسی را که کچل بود زلف علی صدا می زدند و کسی را که دست نداشت یدالله». بعدها کاشف به عمل آمد ظاهرا برادر آن بنده خدا در همان زمان جنگ وآن هم در اهواز، ظاهرا دستی در جماعت نسوان داشته و پدرم که از گذشته تا به امروز انسانهای عوضی را از فاصله کیلومتری می شناسد آن را نیز تخشیص داده بود. مدتی است با استفاده از فرمول آموخته از پدر در رابطه با اسم گذاری ها، مشغول تحلیل برخی اسامی در نظام سیاسی هستم... .

کتاب نفحات نفتِ رضا امیرخانی را می‌خواندم. چه خواندنی؟! کم از زار زدن نداشت. واقعا دست مریزاد می‌خواهد این امیرخانی که با این شجاعت و جسارت، پرده از وضعیت اسف‌ناک مدیریت کشور برداشته.یاد یک جریانی افتادم:

شب عید بود. تقریبا ۲۷ یا ۲۸اسفندماه. با یکی از مدیران نفتی( در سطح معاون وزیر )جلسه داشتیم و تو بهتر میدانی که در مملکت اسلامیِ ما، شش ماه قبل از سال تحویل، شب عید است و شش ماه بعد از آن تعطیلات عید!

من کوچکترین عضو جلسه بودم. شبیه آن سالن جلسات را تا پیش از آن در تلوزیون هم ندیده بودم.دو ردیف صندلی که به صورت نعلی شکل چیده شده بود. هر کدام میکروفن و پذیرایی و ... . شرکت کنندگان که بجز من و همکارم همه از مسئولین آن سازمان نفتی بودند تقریبا ردیف داخلی صندلی‌ها را پر کردند. حدود سه ساعتی من و همکارم مثل بخت‌برگشته ها گزارش می‌‌دادیم و صحبت می‌کردیم. طرف حساب هم عمدتا رئیس جلسه بود که همانا رئیس سازمان نیزبود. بقیه حضرات به سان ملخ به جان میوه و نسکافه و خرما و شیرینی و این حرفها افتاده بودند. پس از پایان، بدون کلامی دخالت در جلسه تشریف مشرفشان را بردند و کلی غرغر کردند که «آخه مگه شب عید وقت جلسه گذاشتنه، مردک!»

اما کمی توضیح در مورد سازمانی که ذکرش رفت:

حضرات در آن سازمان یکشنبه ها صبح با پرواز تهران به محل کار خود می‌روند. تا برسند پست میز و خدمت به خلق را آغاز کنند، وقت ناهار شده و چاره چیست جز رسیدگی به وجود! بعد از ظهر هم که دیگر وقت کار نیست. دوشنبه و سه شنبه را آنجا هستند و چهار شنبه ظهر برمی‌گردند تهران که طبیعتا برای پرواز از صبح می‌روند فرودگاه. این می‌شود انتقال سازمان‌های دولتی به محل خدمت یعنی به مناطق نفت‌خیز.

به برکت دولت مهرورز، سازمان مذکور در همین دوره‌ی اندکی که این حقیر با پروژه درگیر بوده ام سه رئیس به خود دیده است.رئیس پیشین‌اش که حرف در موردش خیلی زیاد بود اگر حمل بر صحت کنیم عملکردش را، لااقل بی لیاقت‌ترین مدیر در میان تمام مدیرانی بود که من تا کنون دیده ام. حتی در مقایسه با مدیر دبستانمان!

اما این آخرین رئیس ، مردی است بسیار تیزهوش و با سلامت نفس. مدتها در فکر بودم که چرا یک همچین فردی نمی‌تواند در سازمان مذکور یک تحولی ایجاد کند؟ تا اینکه به کتاب «نفحات نفت» رضا امیرخانی رسیدم... .

دوستانی که در نفت کار می‌کنند یا به نوعی با سازمان‌های نفتی درگیر بوده اند عمق فاجعه را بهتر درک می‌کنند... .
========================================
178
بچه‌های دندون‌پزشکی کرمان: مطلب هفتگی
http://dn88.blogfa.com/post-491.aspx
محمدحسین بنیسی-بهمن89
دیدن استیل آذین در بازی این هفته مقابل استقلال با این همه ستاره توی این وضع خیلی رقت برانگیز بود و یک جورایی غیر قابل تحلیل که واقعا چرا این تیم با این همه ستاره تبدیل به چنین ویرانه ای شده. اگر اتفاقات آجرلو و کریمی رخ نمی داد سرنوشت جور دیگر ی رقم می خورد ؟ اگر هیئت مدیره و علی الخصوص هدایتی مرموز طرف علی کریمی را نمی گرفتند باز هم استیل این چنین تحقیر می شد؟ نمی دونم . تیمی که سلطان علی پروین هم نتوانسته سرپاش کنه آیا دوباره می تونه روی پاهای لرزانش بایسته؟رضا امیرخانی در یکی از نوشته هایش استیل آذین را به نوعی مثالی از بخش خصوصی دانسته بود و حالا این وضع استیل آذین یعنی شکست وحشتناک بخش خصوصی در برابر این سیستم دولتی؟ امیدوارم این نتیجه گیری درست نباشد.
========================================
177
جامعه امروز: مترونگار1
http://amirtaha87.blogfa.com/post-64.aspx
داوود سیاری-بهمن89
۱-امروز تصمیم گرفتم بدون وسیله شخصی بروم ناحیه و از اینرو سفر زیرزمینی با مترو را انتخاب کردم یک ساعت و ربع زمان رسیدنم از خانه تا محل کار بود.

۲- ساعت هفت به همراه چند نفر از پرسنل خدمات شهری رفتیم حوالی مسجد جامع قلهک،قرار بود آقای حداد عادل نماینده دانشمند مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در این مکان مقدس حاضر شود کمی اونطرفتر هم ازدحام جمعیت که غالبا جوان بودند روبروی سینما فرهنگ . از کنار یه کتابفروشی رد شدم و بالاخره نفحات نفت امیرخانی رو خریدم (هنوز فرهنگ برام اصالت داره و دلم هم برای کار فرهنگی سخت تنگ شده)

۳- موقع برگشتن تو مترو از فرصت استفاده کردم و خوندن نفحات نفت رو خیلی سریع شروع کردم هنوز چند صفحه ای نخونده بودم که صدای شیرین یه دختر بچه کوچولو توجه نه تنها من که همه مسافرها رو به خودش جلب کرد: آدامس دارم بسته ای ۵۰۰ تومان سه تا بخر یه جایزه ببر و.... چندتا جوون سربه سر دخترک گذاشتن و چندتایی آدامس خریدن و من تو این فکر که آیا این هم از نفحات نفت است که دخترکی ۵شش ساله تا حدود ساعت ۹ شب باید دنبال یه لقمه نون اونهم زیر زمین باشه؟

۴- چند ورق دیگه تو نفحات نفت غرق شدم که صدای نازک یه دختر خانم ببخشید آقا پسر شاید هم هردوش توجهم رو به خودش جلب کرد دو تا خانم آقا نما یا نمیدونم آقای خانم نما لاو تو لاو با یه آقای کاملا آقا دل و قلوه میگرفتند جماعت هم میخ اینا شده بودند. نمیدونم شاید اینهم از ثمرات مسئولین سه لتی باشه!! عقربه ساعت زنگ انقلاب رو نشون میداد تو دلم گفتم الله اکبر . البته فکر کنم جمعیت مترو سوار هم تو دلشون همین رو گفتن!

========================================
176
دردهای خاکستری: مهمان خاکستری
http://www.greypain.com/modules/news/article.php?storyid=173
رجب‌علی محبی-بهمن89
توی آمریکا صبح به صبح می‌گویند یا خودم! من فکر می‌کردم یا خودم، بهتر باشد از یا دولت! یا خودم را یک جورهایی می‌شد تبدیل‌ش کرد به یا علی ... اما یا دولت با هیچ سریشی نمی‌چسبد به یا علی ...
گریزگاه ما در این است که دوباره برگردیم به سمت یا خودم تا برسیم به یا علی و الهی به امید تو.
========================================
175
خبرگزاری مهر: گزارش از پرفروش‌ها
http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1245032
...-بهمن89
اما ظاهرا وضع کتابفروشیهای راسته انقلاب با فروشگاههای بازارچه کتاب تفاوت دارد. مسئول فروش فروشگاه امیرکبیر مدعی است بازار کتاب کساد است اما خریداران همیشگی بدنبال کتاب می آیند. این هفته کتب دایرة المعارف و مرجع در این فروشگاه خوب به فروش رفته است. "سقای آب و ادب" سید مهدی شجاعی و کتابهای رضا امیرخانی نیز این هفته فروش خوبی داشته اند.
========================================
174
صبح سیاه مشق: ارزش افزوده
http://www.sarir209.com/archives/2010/07/oeoeoeoe_oeuoeu.html
...-تیر89

به هر روی نهادی مثل ِ دانش گاه ِ آزاد - ولو با استفاده ی اولیه از امکانات ِ دولتی - توانست با استقلال از نفت، به نهادی بسیار مهم در عرصه ی سیاست و خاصه رقابتِ سیاسی تاثیر گذار باشد. حمله ی ژورنالیستی به دانش گاه ِ آزاد، اگر نه مجوزِ دخالت ِ دانش گاه در سیاست باشد، موید حرکتِ سیاسی است. البته وقتی مسئولانِ وقت ِ دولت انتقاد می کنند که نباید دانش گاهِ آزاد پای گاهِ احزابِ مخالف باشد، باید کسی هم سوال کند که پس چگونه نفت می تواند پای گاه ِ احزاب دولتی باشد؟ اگر تفاوتی هم باشد در این دو، باز دانش گاهِ آزاد، نفت را یک دست چرخانده و به کارِ دیگری تبدیل کرده است و به یک معنا ارزشی افزوده است به کشور و طبیعتاً مدیران آن مَحق ترند در استفاده از - دست ِ کم - ارزشِ افزوده شان!*

*.- نفحات ِ نفت - رضای امیرخانی

پی نوشت:
سوای هر نقد و نظر دیگری که اهالی فضای مجازی راجع به نفحات نفت رضا امیرخانی صادر می کنند، به نظر حقیر، کاتب فوق رمز گشائی از بی وتن و فصل آقای گاورمنت آن است. والله اعلم!

========================================
173
نیست امید صلاحی:
http://fesad.blogspot.com/2010/08/blog-post_6021.html
مفسد-شهریور89
"روزگاری بنای م بر این بود که نام این نوشته را بگذارم مسوول سه لتی!یا دست کم تقدیم ش کنم به مسوولان سه لتی ... و مسوول سه لتی را برساخته بودم از عبارت مسوول دولتی با این توضیحات ...."

"...به هر رو نهادی مثل دانش گاه آزاد-ولو با استفاده اولیه از امکانات دولتی- توانست با استقلال از نفت ،به نهادی بسیار مهم در عرصه سیاست و خاصه رقابت سیاسی تاثیر گذار باشد.حمله ژورنالیستی به دانش گاه آزاد ،اگر نه مجوز دخالت دانش گاه در سیاست باشد ،موید حرکت سیاسی است.البته وقتی مسوولان وقت دولت انتقاد می کنند که نباید دانش گاه آزاد پای گاه احزاب مخالف باشد ، باید کسی هم سوال کند که پس چه گونه نفت می تواند پای گاه احزاب دولتی باشد؟..."
========================================
172
زمین فلق آسمان: 189 سنت قجری
http://babakvajdi.blogfa.com/post-192.aspx
بابک وجدی-بهمن89
بسیار باید ترسید... بسیار... مبادا آیندگان منظومه ای را بیایند در تاریخ مدیریت حکومتی ما

و بنویسند که در قاجار، زمین از مملکت می فروختند و بعد از جابجایی مرز ها، فرصت می یافتند و
بعد تر در مدیریت سه لتی، نفت می فروختند و با جابجایی انرژی، فرصت حکومت می یافتند
========================================
171
دل‌نگاشته: به نقل از نفحات نفت امیخانی
http://delnegashteha.blogfa.com/post-1.aspx
محسن خوانساری-بهمن89
آورده‌اند "جان‌مايه‌ي روزگار" چيزي است كه بازگشت به آن شدني نيست.
فروپاشي آرام‌آرام اين جان‌مايه از آن است كه جهان به پايان خود نزديك مي‌شود. يك سال نيز، از همين رو تنها بهار يا تابستان ندارد. يك روز هم، به همين سان. بازگرداندنِ جهانِ امروز به صد يا چندصدسالِ پيش،
شايد دل‌خواهِ آدمي باشد، اما شدني نيست. پس ارزنده است كه هر نسلي، آن‌چه در توان دارد، به كار بندد.
سكانسِ نوزدهمِ فيلمِ درخشانِ گوست‌داگ-متني برگرفته از كتابِ هاگاكوره از سده‌ي 18 ميلادي ژاپن نوشته‌ي تسونتومو ياماموتو. برگرفته از كتابِ خوبِ "زندگي در جهانِ متن" نوشته‌ي يعقوب رشتچيان
========================================
170
دل‌نوشته ها: منطق فازی و انقلاب اسلامی
http://darvishim.blogfa.com/post-7.aspx
مسلم درویشی-بهمن89

حیفم آمد که در این مطلب سری به نویسنده مورد علاقه ام (رضا امیرخانی) نزنم ، خوشبختانه او نیز در مورد حرفه اش (نویسندگی) ، همین نظر را دارد و در کتاب نفحات نفت خود به آن اشاره می کند: « آیا باید صبر کرد تا به فرزانگی انسان کامل برسیم و آنگاه بنویسیم؟ این همان نگاه عمیقا شرقی است که از مستند شدن تجربیات ما جلوگیری کرده است. »
========================================
169
میثم امیری: تولید علم، ادعا نکن، پاک کن
http://meysam-amiri.blogfa.com/post-312.aspx
میثم امیری-بهمن89
این اشکال در حتی در نفحاتِ نفتِ برادرِ بزرگ‌ترم آقای امیرخانی هم دیده می‌شود؛ نقدِ دستگاهِ فرهنگی دولتی بدونِ این که این مساله را هم به همان اندازه برجسته کند که «سستی و اهمالِ خودمان چه ربطی به دولت دارد؟!» بی‌فرهنگیِ ما هم به اندازه‌ی بی‌فرهنگی‌های دولت است. چون دولت، جریانی خارج از امت نیست. کژی‌های فرهنگیِ ما به نحوهِ دیگری در دولت تجلی می‌یابد، منتها ریشه‌های کژی همان است که همه به آن دچاریم و آن نپذیرفتنِ مسولیتِ خودمان است. همه‌ی ما با این سستی‌ها یک پا فتنه‌گریم، منتها تجلی این فتنه‌گری متفاوت است.
========================================
168
هنر هفتم: این یک یادداشت ورزشی نیست
http://artcm.mihanblog.com/post/824
امید محمودزاده ابراهیمی-بهمن89
پریشب وقتی كه دوباره به كره باختیم برای تسلای دل خودم هم كه بود یاد این نوشته‌ی روی كامیون یكی از همشهریان خوش ذوق افتادم كه نوشته بود «یه فدا سرت». ما خیلی وقت است كه به كره‌ای‌ها باخته‌ایم آن‌هم نه فقط در فوتبال تنها. «دوو» و «هیوندای» آن‌ها را مقایسه كنید با «ایران خودرو» و «سایپای» خودمان كه تقریبا همزمان در دو كشور پا گرفته‌اند. در همان روز‌هایی كه آن‌ها با مارك‌های «سامسونگ» و «گلدستار» (بعدا به اِل جی تغییر نام داد) به صنعت الكترونیك پا گذاشتند ما هم «پارس» را راه انداختیم. البته ما درآمد نفت را هم داشتیم و از «نفحات نفت» بهره‌مند بودیم و آن‌ها نه. آن موقع درآمد سرانه‌ی یك ایرانی تقریبا ده برابر درآمد سرانه‌ی یك كره‌یی بود. حالا هم اختلاف درآمد سرانه‌ی ایران و كره در حدود همین ده برابر است و فقط جایشان عوض شده و هر كره‌یی حدود ده برابر هر ایرانی درآمد دارد. از سرعت 1 گیگابایتی اینترنت‌شان چیزی نمی‌گویم كه اروپایی‌ها هم آرزویش را دارند. این درجا زدن و در نتیجه عقب ماندگی ما در فوتبال، صنعت و اقتصاد و جلو رفتن كره‌یی‌ها حتما دلایلی دارد كه یكی از آن‌ها همین پول سرشار نفت است كه ما داریم و آن‌ها ندارند و چنین است كه نعمت آن‌گاه كه قدرش ندانیم و به چشم ثروت باد آورده و مفت نگاهش كنیم و هرجا كه كم آوردیم و به سراغ‌اش برویم لباس «نقمت» می‌پوشد. با تزریق بی‌حساب و كتاب پول نفت به فوتبال (بخوانید حیف و میل) كارمان به همین جایی می‌رسد كه پریشب دیدیم. بین خودمان باشد، حالا كه بازی را در ذهن مرور می‌كنم، می‌بینم كه حق به حق‌دار رسید و همین كه نزدیك 105 دقیقه دفاع كردیم و تنها یك گل خوردیم جای شكرش باقی است.
========================================
167
وبلاگ شخصی حمیدرضا پیله‌ور: نفحات نفت
http://hpilevar.blogfa.com/post-6.aspx
پیله‌ور-مهر89
الان چند روزي هستش كه كتاب نفحات نفت رو شروع كردم به خوندنش .عجب كتاب جالبي هستش
،خوبه كه همه مسئولين كشور كه البته به قول رضا "مسئول سه لتي مي ناميم "اين كتاب رو بخونند
اي كاش اين آقاي امير خاني يه ذره هم از نكات مثبت كار مسئولين مي گفت فكر كنم خودش هم داره نويسنده سه لتي ميشه.........؟؟؟!!!!!
يا علي

========================================
166
سایت افق: خوانندگان افق محبوب‌ترین نویسنده خود را معرفی کردند
http://www.ofoqco.com/ShowNews.asp?ID=347
...-بهمن89
خوانندگان افق در يك ماه گذشته به نويسندگان محبوب ايراني خود كه تاكنون با نشر افق همكاري كرده اند راي دادند. در يايان اين نظرسنجي رضا اميرخاني با كسب بيشترين آرا به عنوان محبوب ترين داستان نويس ايراني انتخاب شد. كتاب «نفحات نفت » اين نويسنده كه ارديبهشت ماه امسال از طرف نشر افق منتشر شد تاكنون به چاپ ششم رسيد است. كتاب بعدي اين نويسنده «جانستان كابلستان،‌سفرنامه افغانستان» در سال 90 از طرف نشر افق منتشر خواهد شد.
احمد آرام داستان نويس شيرازي و نويسنده رمان « مرده اي كه حالش خوب است» به عنوان دومين نويسنده محبوب خوانندگان افق انتخاب شد. نشر افق از اين نويسنده ايراني مجموعه هاي «غريبه و بخار نمك» ،‌« آنها چه كساني بودند» و « كسي ما را به شام دعوت نمي كند« از طرف نشر افق منتشر شده است.
محمد طلوعي نويسنده رمان « قرباني باد موافق« هم در رتبه سوم نويسندگان محبوب ايراني نشر افق قرار گرفت. از اين نويسنده جوان به زودي مجموعه داستان «من ‍ژانت نيستم« منتشر خواهد شد

در همين رابطه :
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(11)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(10)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(9)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(8)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(7)
. آن‌چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(6)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(5)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند (4)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند (3)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند (2)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند (1)

  نظرات
نام:
پست الکترونيک:
وب سايت / وب لاگ
نظر:
 
   
 
   
   صفحه نخست
   يادداشت
   اخبار
   تازه ها
   يادداشت دوستان
   کتابها
   درباره نويسنده
   تيراژ:٦٧٩١٥٠
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
 

 
بازديد کننده اين صفحه: ٩٢٤٧
.کليه حقوق محفوظ است
© CopyRight 2008 Ermia.ir & Amirkhani.ir
سايت رسمي رضا اميرخاني