تاريخ انتشار : ١٣:٢٠ ١١/٣/١٣٩٠

آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(15) 
جهت سهولت دست‌رسي كاربران، هر بیست مطلب مرتبط در يك صفحه ذخيره خواهند شد. براي ديدن دویست و ده نظر قبلي به لينك‌هاي پايين صفحه مراجعه فرماييد.
========================================
230
مرا آفرید آن که دوستم داشت: موتیفات غیرقانونی
http://havaars.blogfa.com/post-639.aspx
سوسن جعفری-تیر90
امیر دارد «نفحات نفت»(+)می‌خواند و گاهی می‌گوید سوسن این تکه را برایت بخوانم؟ می‌خواند. بعد یا در موردش صحبت می‌کنیم یا هم با آهی و سری به تأسف و تأثر تکان دادن او به خواندنش ادامه می‌دهد و من به هر کاری که مشغول باشم: یا دارم مرشد و مارگاریتا می‌خوانم یا ترجمه می‌کنم یا وبگردی.
========================================
229
نظرات شخصی من: بسم الله
http://www.eshnab.blogfa.com/post-1.aspx
ابوالفضل اشناب-تیر90
این فکر بود تا رسید به اینجا که الان می بینید. یکی از مهم ترین اهدافم بیشتر نقد منصفانه (روی انصافش تاکید دارم) مسئولین دولتی یا به قول رضا امیرخانی عزیز <سه لتی> هست.
========================================
228
سعی: خدایا انقلاب را از شر مسوولان سه لتی حفظ کن
http://7saay.blogfa.com/post-557.aspx
...-تیر90
«اقتصاد اسلامی که بعضی خود را تئوریسین آن می دانند و مدام هم نظریه پردازی می کنند، اصالتا مانند سایر علوم انسانی نه در حجره های حوزه و نه در کلاس های دانش گاه ساخته نمی شود. اقتصاد اسلامی، محصول کار اقتصادی مسلمانان، زیر نگاه تیز بین و منتقد و محقق مسلمان است. این گونه اقتصاد اسلامی ساخته می شود...

چاره ای نداریم جز این که دست مردم را باز بگذاریم برای کار و این کار را مدام نقد کنیم و از دل این کار، فرهنگ کار در می آید و از دل فرهنگ کار، در یک تجربه چند ده ساله، قانون کار. نمی شود اول نشست و نظریه پردازی کرد و بعد کار کرد. این دو هم زمان بایستی در کنار هم حرکت کنند و هم افزاییی کنند و اگر در میان کار مردمی و نظریه اقتصاد مردمی یکی جلو تر باشد، قطعا آن یکی کار مردمی است.»


کتاب نفحات نفت، رضا امیرخانی، 

کتاب در باره ساختار به شدت بیمار اقتصاد وابسته به نفت است که از یک سو نسل مدیران فاسد از لحاظ مالی و بی خاصیت و تنبل از لحاظ کاری می پروراند و از سوی دیگر اجازه فعالیت و شکوفایی به بخش خصوصی نمی دهد. نویسنده پیش بینی می کند خطر این نسل از مدیران برای آرمان های انقلاب اسلامی از هر دشمنی جدی تر است. یک توصیه هم دارد که یک جورهایی باید آب طلا گرفت و آن اینکه استخدام دولت نشوید. از بس که مضرات دارد اما آخرش که چه. آخرش کسانی از دل همین غول نفت خور باید باشند تا آرام آرام لجام اش بزنند وگرنه این نبرد نا برابر به جایی نمی رسد.

========================================
227
از بن تا بن: عنوان ندارد
http://yekbeni.blogfa.com/post-365.aspx
علی نادری بنی-خرداد90
...پنج
پارسال از کارگری دلیل رأیش به فلان کاندیدا را پرسیدم. جوابش جالب بود؛ گفت: بچه داری؟ گفتم: نه. گفت: جلوی بچه ام شرمنده ام، نامه ی عجز و لابه ای نوشتم، فورا پنجاه هزار تومان دادند. گفتم: اگر سه روز کار می کردی نیازی به عجز و لابه نبود. گفت: نه "جان" من همیشه هست نه باغ شما همیشه آباد! حق با او بود! هر چند آب باغ ما با پای خودش می آید اما با هزار واسطه وصل است به تصمیم آقایان!

شش
خواستم خیلی شرح و بسط بدهم این قضیه را اما این جا مجالش نیست! فقط جدا از عرق استانی، جواب آن کارگر جوان پیام دیگری هم داشت:
خانواده ای هست مفلوک. کار پدر بدان جا کشیده که  مجبور است طلای مادر بفروشد تا نانِ سفره ی فرزندان فراهم آورد و البته بیش از آن را نیز خرج خود کند...
به پدر چه خواهید گفت؟ بی کاره؟ مفلس؟ معتاد؟ هرچه خواستید بگویید اما بدانید که از چنین مردی بایستی ناامید بود. اگر کسی به فکر نجات چنین خانواده ای باشد، تنها به فرزندان جوان امید خواهد بست...
مادر یعنی وطن. طلا یعنی نفت. پدر یعنی دولت... این ملک پدرانی داشته است که برای حکومت، نه طلای مادر که خود مادر را نیز فروخته اند! در چنین خانواده ای  تنها مایه ی نجات، همت فرزندان است... از پدر کاری بر نمی آید... (نفحات نفت/ رضا امیرخانی)

========================================
226
کودکستان: فرهنگ معلق میان ما و آن ها
http://blog.hadith.ac.ir/koodakestan/default.aspx?commentpage=1&page=showblog&blogid=11423
محمدرضا خوشاب-خرداد90
پیشاپیش از ساحت تمام کسانی که در سنگر فرهنگی مشغول به خدمتند و نامی از آنها در این مقال نمی آید پوزش می طلبم و امیدوارم شرایط حقیر را درک کنند که قلم قاصر است از شرح خدمات شما مسئولین- اعم از دولتی و "سه لتی"- ( برای ترجمه واژه غریب "سه لتی" بنگرید به "نفحات نفت از رضا امیرخانی")...
========================================
225
صهبا: نفحات نفت
http://noghteh-7.blogfa.com/post-132.aspx
شیما ازکیا-خرداد90

نفحات نفت کتابی است از رضا امیرخانی ، که توضیح آن : جستاری در فرهنگ و مدیریت نفتی ، است . خواندنش را به نسل جوان و جویا که مصمم به یک تغییر مثبت است توصیه می کنم .

بخش کوتاهی را از دل کتاب انتخاب می کنم و برایتان می خوانم :

..... امروز فقط یک نمونه آدم موفق بخش خصوصی را نام ببریم که حاضر باشد به دولت کمک کند. یا در حقیقت دولت حاضرباشد از کمک او استفاده کند !

می شنوند که در دنیا ، مشاور رییس جمهور عضو هیات مدیره ی فلان شرکت معظم است . نمی فهمند که طرف اول عضو موفق هیات مدیره بوده است ، بعد مشاور شده ، نه بالعکس !

سنجه ای هست در مدیریت به نام سرعت رسیدن حرف حساب ، از پایین به بالا دست . نظام های مدیریتی پویا و ساکن را با این سرعت می توان سنجید . یعنی مثلا یک ایده ی بکر به دردبخور که به ذهن دربان یک اداره رسیده است ، پس از گذشت چه زمانی و طی چه طریقی می تواند در هیات مدیره طرح شود . این زمان هرچه کوتاه تر باشد ، نشانگر پویایی بیشتر نظام مدیریتی است . جالب اینکه این زمان ، این عدد ، با عدد دیگری نسبت مستقیم دارد و آن هم زمان بالا آمدن یک مدیر در یک نظام مدیریتی است . یعنی مثلا اگر حرف حساب یک دربان اداره سه روز طول بکشد تا به هیات مدیره برسد ، یک کارمند متوسط با هوش مدیریتی بالا هم مثلا می تواند سه ساله به مدیریت بالا دست اداره برسد . حالا همین را قیاس کنید با بعضی نظامات دولتی که اصالتا حرف حساب از پایین به بالا نمی رسد..

========================================
224
هفت کوک: بازار کار
http://famei-dori.blogfa.com/post-177.aspx
FaMeI DoRi-خرداد90
«در این گوشه از خاک،مخاطبی که هنوز وارد بازارکار نشده است از دوازده ساله‌گی می تواند کش پیدا کند تا پنجاه ساله‌گی و حتا پس از مرگ ! در این مملکت طرف می تواند پزشکی بخواند وبیست و پنج ساله شود و واردِ بازار کار نشود.بعد دو سال برود طرح و سربازی و باز هم واردِبازار کار نشود. بعد برود سه سال پشتِ کنکورِ تخصص- یعنی تا سی ساله‌گی- و باز هم واردِ بازارِکار نشود. بعد ، چهار سال تخصص بخواند و باز هم ... و البته بعد از تخصص تازه بفهمد که تا فوق تخصص نخواند ، نمی تواند واردِ بازارِ کار شود...این پزشک فوق متخصص، یا آرزومندِ درجه ‌ی فوقِ تخصصیِ پزشکی هم از زمره‌ی مخاطبان این نوشته است.

در این گوشه از خاک ، می تواند کسی به دنیا بیاید و بالغ شود و از پدر پول تو جیبی بگیرد، و بعد بزرگتر شود و از دولت پولِ تو جیبی بگیرد و بعد هم ریق رحمت را بکشد و وارد بازارِ کسب و کار نشود . نگرانی هم نداریم، تا آن جایی که از اهلش شنیده ایم ، " مَن رَبُک " را می پرسند ، و "مَن نَبیُک " و " مَن امامُک " و " ما کتابک " را. در این روزگار رواج رویاهای صادقانه ، هیچ کسی هم خواب نما نشده است که نکیر و منکر از " ما کَسبُک" و کسب و کار* و مانند این ها بپرسندش ! پس اوضاع چندان هم بی ریخت نیست . »

نفحات نفت / رضا امیرخانی

* ترکیب " کسب و کار" دیدم یاد این نوشته افتادم .البته هیچ ربطی به این پست نداره :دی
========================================
223
سنگ صبور: زندگی شبانه
http://myekta.blogfa.com/post-148.aspx
مهدیه یکتا-خرداد90

در میان این "گاه" های شبانه، دوباره با کتاب­های نخواند­ه­ام دوست شده­ام و به میمنت این آشتی دوباره، "نفحات نفت" امیرخانی را ورق می­زنم.

و اما دوشنبه شب­ها گاه، به تماشای کل کل­های عادل خان با مهمانان نودی­اش می­نشینم و بعد...


========================================
222
اندیشه پیروز: معرفی کتاب نفحات نفت
http://blog.ali1.ir/?p=416
علی م.-خرداد90
خانواده ای هست مفلوک. کار پدر بدان جا کشیده است که مجبور است طلای مادر بفروشد تا نان سفره ی فرزندان فراهم آورد و البته بیش از آن را نیز خرج خود کند…

به پدر چه خواهید گفت؟ بی کاره؟ مفلس؟ معتاد؟ هرچه خواستید بگویید اما بدانیدکه از چنین مردی بایستی نا امید بود. اگر کسی به فکر نجات چنین خانواده ای باشد٫ تنها به فرزندان جوان امید خواهد بست…

مادر یعنی وطن. طلا یعنی نفت. پدر یعنی دولت… این ملک پدرانی داشته است که برای حکومت٫ نه طلای مادر که خود مادر را نیز فروخته اند! در چنین خانواده ای تنها مایه ی نجات٫ همت فرزندان است… از پدر کاری بر نمی آید…»

متن فوق٫ آخرین سطور کتاب نفحات نفت٫ نوشته ی رضا امیر خانی و به چاپ انتشارات افق است. بعد از چندین سال این اولین کتابی بود که جذابیتش باعث شد در کمتر از یک هفته خواندنش را به اتمام برسانم. به قول نویسنده٫ این کتاب فقط یک نوشته ی برادرانه است برای نسلی که هنوز وارد بازار کار نشده و حوصله ی شنیدن و فرصت انتخاب دارد. امیرخانی با قلمی زیبا به سادگی و وضوح نفحات (!) نفت را برای ما شرح میدهد. که چه گونه مسوول -نه مسئول!- سه لتی -نه دولتی- در این کشور شیر فلکه ی لوله های فراخ نفت را برای هرجا که بالاسری را بیش تر خوش آید٫ میچرخاند و بیشتر سست میکند پایه های اقتصاد بیمار ایران را.

امیرخانی در ۱۶ فصل منتقدانه مینویسد اما در فصل هفدهم راهکار میدهد. که آخرین سطور فصل هفدهمش را در ابتدای این نوشته رؤیت نمودید. من هم به نسل وارد بازار کار نشده و با حوصله برای حرف شنیدن که تبعا قدرت انتخاب نیز دارد پیشنهاد میکنم این کتاب را با دقت بخواند. از ما گفتن.


========================================
221
نوشته‌های شبانه: کدام بیکاری
http://nowruzi.ir/mohsen/me_and_myblog/no-emp/
محسن نوروزی-خرداد90
به نظرم تا وقتی که دید مردم به بیکاری این باشه که توقع داشته باشن بچه شون تا درسش تموم شد بره بشینه پشت میز و بدون انجام کاری ماهانه حقوق بریزند به حسابش، وضع بیکاری بدتر و بدتر میشه، اما هر وقت دید مردم درست شد، این مشکل هم میتونه حل بشه. شاید وظیفه اصلی دولت هم همین باشه که سعی کنه این دید رو اصلاح کنه و … .
نوشته‌ام یه کم بی نظم و در هم شد، چون حواسم هزار جای دیگه هم هست! اول که میخواستم بنویسم، یه چیزایی تو ذهنم بود که یه جورایی با نقد کتاب نفحات نفت هم مرتبط می شد و … ولی خوب نوشته یه جور دیگه جلو رفت! بگذریم! شاید بعدا یه مطلب جدا نوشتم برای نقد نفحات نفت و اونجا حرف‌هایی رو که اینجا از قلم افتاده هم آوردم، شاید هم نه، تا خدا چی بخواد و فرصت چطوری پیش بیاد.

========================================
220
مهندس طلبه: ویرانی یا بازسازی
http://mohandes-talabe.mihanblog.com/post/13
مصطفی نظرزاده-خرداد90
ولو به صورت مصنوعی، باید تبدیل اش می کردیم به زیبا ترین و برخوردار ترین شهر کشور. تا سوم خرداد، پیامک نزند آن سردار جنگ خرم شهری که «از طرف فاتحان شهر های فراموش شده...»

خرم شهر پیش از انقلاب، جایی بود كه هر شهروند آن مجبور بود دست كم دو سه شغل داشته باشد تا نه چرخ زندگی، كه چرخ اقتصاد پر سرعت شهرش را بچرخاند. رونق كار به جایی رسیده بود كه در سال 1356 باربر و گاری چی از فیلیپین می آمدند و در گمرك خرم شهر كار می كردند...

جنگ نابود می كند خرمشهر را، رسماً. اما آیا موقعیت جغرافیایی شهر روی نقشه جغرافیای اقتصادی كشور و منطقه نیز از بین میرود؟! چرا امروز خرم شهر باید جمعیتش رشد منفی داشته باشد و از سی سال پیش در حالی كه جمعیت كشور دو برابر شده است، به كم تر از نصف كاهش یابد؟ سه ربع باقی جمعیت خرم شهر كجا شده اند؟ هنوز فراموش مان نشده است تابلوی زیبای شهید بهروز مرادی را كه «به خرمشهر خوش آمدید... جمعیت: 36 میلیون نفر!» چه كرده ایم كه حتا سه ربع جمعیت طبیعی شهر را هم از دست داده ایم؟

قسمتی از کتاب «نفحات نفت» اثر رضا امیر خانی
========================================
219
در: خرمشهر ما هنوز دلش خونین است
http://dour.blogfa.com/post-17.aspx
امین چیذری-خرداد90

به زبان برادر عزیزم رضا امیرخانی که در نفحات نفتش غوغا کرده است می آورد که : «فلان منطقه ی آزاد را ساخته ایم ؛ روی زمینی که درخشان ترین سابقه ی اقتصادی را دارد در میان بندر های حاشیه ی خلیج فارس و و از ان طرف زمینی که درخشان ترین صبغه ی ملی را دارد نزد ایرانیان... روی زمین پاک خرم شهر . جایی که ولو به صورت مصنوعی باید تبدیل شود به زیباترین و برخوردار ترین شهر کشور تا سوم خرداد ، پیامک نزند آن سردار خرم شهری که از طرف فاتحان شهر های فراموش شده ...

خرمشهر پیش از انقلاب، جایی بود که هر شهروند آن مجبور بود دست کم دو سه شغل داشته باشد تا نه چرخ زندگی که چرخ پرسرعت شهرش را بچرخاند.رونق کار به جایی رسیده بود که در سال 56 باربر و گاری چی از فیلیپین می آمد و در گمرک خرمشهر کار می کرد ...

========================================
218
باشگاه اندیشه: مدیریت سه لتی نویسنده سه لتی می‌سازد
http://www.bashgah.net/fa/content/show/44619
سیدمحمد ضیغمیان-تیر89
ستاره ی دریایی اگر بازوش زیر سنگ گیر بیافتد، از خیر بازو می گذرد و آن را قطع می کند. اما این مال وقتی است که ستاره بیم داشته باشد از خطر... دولت تا نفت دارد، خطری تهدیدش نمی کند!
این پاراگراف جمله ی پشت جلد کتاب تازه ی آقای رضا امیر خانی است با عنوان اصلی و زیر عنوان:
نفحات نفت
جستاری در فرهنگ و مدیریت نفتی
طرح روی جلد آدم را به قرن 6 و 7 می برد به فضای کتابهای عرفانی که برای مریدانی تالیف می شد که می خواستند از نفحات شیخ به کمال برسند!
شاید بهتر باشد بگویم این مقاله نقد نیست، مقاله ای است اضافه به مقالات دیگر در انتهای کتاب که می توان ان را یک نوع خود نگاری و اعتراف دانست.
نفحات نفت یعنی فرهنگ / آرمان / عقیده و هر آنچه که به رفتار انسان جهت می دهد. ما در کشوری زندگی می کنیم که روی نفت می خابیم، سر سفره هایمان به جای نان نفت می گذاریم و نفت می ش... در نتیجه تمام زندگی ما از نفت متاثر است.
نفت انسان می سازد / مدیر می سازد / سیاست می سازد / دین می سازد / فرهنگ می سازد / شاعر می سازد / منتقد می سازد و هر چیز دسته دومی که بشود ساخت، می سازد و بعد می دهد به خورد مردم که بگیر این هم پول خون پدرت یک مقدار کمتر اگر شد یک استکان سر پر هم برای من بریز با هم بزنیم روشن می شویم.
نفت یک چیزی است شبیه نان مفت، خودش از زمین می زند بیرون (قبلا خودش خودش را تولید کرده) بعد ما می رویم یک شرکت می آوریم استخراجش کند، بعد می فروشیمش و.... قدیم ترها که ایران نفت نداشت بزرگان اعتقاد دشتند نان مفت آدم را لوده / بی کاره / تن پرور و مفت خور می کند و این را یک درد و بیماری مهلک می دانستند.اما حالا که این نان مفت عمومی شده دیگر کسی از این حرفهای مفت نمی زند، تازگی ها برای نفت پسوندهای جدید می سازند که دلالت بر تاثیر نان مفت بر فرهنگ ایران دارد و حکایت از اهمیت معنوی آن در جامعه.
(ما کاری به نان مفت و سوسک مفت نداریم که البته در حال نوشتن آن هم هستیم، اشاره ی ما به همان نان مفت و آب یخ مفت اصفهان است)
زمانی که مردم یک کشور مفت خور شدند مفت نویس هم می شوند (سراغ از کتاب شعری دارم که تعداد صفحات آن از دو هزار گذشته و همچنان ادامه دارد در حالی که هیچ ارزش خواندن ندارد و از همین پول نفت استفاده می کند برای چاپ)اصلا گاهی مفتی هم می میرند، البته این مفت با آن مفت که در فرهنگ کار است فرق می کند.
حالا یک گوشه ای از ایران یک نفر پیدا شده که دارد از این مفت بودن با کلمات منفی سخن می گوید و از قضا کتابش به چاپ هم رسیده ولی چطوری اش را نمی دانیم / می دانیم! البته گاهی حرفهای مفت از جنس قلم مفت حتی اگر انتقاد هم باشد تاثیر خودشان را در سیستم اجتماعی از دست می دهند انگار که بشوند انتقاد مفت. این مفت بودن مثل یک جور ویروس است به همه چیز نفوذ می کند کسی ناراحت نشود...
حالا از وقتی نفت داریم برخوردمان با جهان هم عوض شده به کرات شنیده ام که می گویند:
مفت باشد کوفت باشد
نفت چه کارها که با فرهنگ ما نکرده / کرده!
از وقتی صاحب نفت شدیم کارکردنمان / درس خواندنمان و هر چیزی که به تلاش و پشتکار مربوط می شود شکلش عوض شده یا شاید عوض نشده، عوضی شده. گفتم عوضی به صورت کاملا بی ربط با کلمه ی عوضی یاد یک جک با ربط به موضوع افتادم:
برخورد افراد کشورهای مختلف با دیدن یک ماشین آخرین مدل:
آمریکایی: وای خدای من / انگلیسی: وای چه زیباست / ایرانی: پدر سگ دزد!
به دزد بودنش کاری نداریم ولی سگ بودنش فکر کنم اصفهان داشت آب یخ می خورد.
نوع درآمد و امرار معاش انسانها و بالاتر از آن نوع تفکر آنها در مورد درآوردن پول که در حال حاضر به اصلی ترین دغدغه ی انسان امروز تبدیل شده است به شدت روی فرهنگ / منش و سیستم مدیریت ایران تاثیر گذاشته. نفت باعث شده یک مدیریت سه لتی (باید از آقای امیر خانی برای ابداع این کلمه با این وسعت معنایی تشکر کرد) در سیستم مدیریتی حاکم شود و از آنجا که در فرهنگ هیچ چیز به هم بی ربط نیست خود را به عنوان نرم عام به تمام سطح زندگی و جامعه ی ما پایین آورده است به شکلی که ما فرزندانمان زا هم سه لتی تربیت می کنیم و همین فرزندان در آینده به مدیران و نویسندگان سه لتی و... تبدیل می شوند و به امتداد اجتماع سه لتی کمک می کنند.
نفحات نفت بحثی است عرفانی در باب روش ها و تاکتیک های پولدار شدن. البته من بی نهایت از این کتاب آقای امیر خانی به نیکی یاد می کنم ولی مشکل اینجاست که ما هر چیزی که بد باشد می رویم و یاد می گیرم انگار قاعده ی از بی ادب بیاموز طور دیگری شده! حالا آقای امیر خانی بی ادب نیست به بی ادب ها اشاره کرده ولی ما انگار دنبال همزاد پنداری با آدم بده ی قصه هستیم به همین دلیل این نقد ها با وجود ارزش زیادی که دارند تبدیل به نقد های سه لتی می شوند. چطورش را باید از سیستم سه لتی پرسید که چه کارها که با انسان نمی کند.
========================================
217
من یک فاندامنتالیستم پس هستم: بدون شرح
http://www.sepidehjan.blogfa.com/post-99.aspx
حسین-تیر89
بگذار اسف بار ترین واقعه مدیریتی یکی ازباشگاه ها در طول تایخ انقلاب اسلامی را شرح دهم.

رئیس جمهوری آبی،حواریی دارد قرمز.حواری قرمز،در جایی به نام زد مورد علاقه رئیس جمهور برای شهرداری رای نمی دهدو آن نام زد مورد علاقه که دست کم،وزارتی در تیم رئیس جمهورسهم ش بود به چیزی بالا تر از ریاست ورزش کشور نمی رسد.در دوره بعدی رای گیری برای شهردار،رئیس جمهور آبی،از حواری قرمزش می خواهد که این بار به نام زد جدید مورد علاقه وی رای دهد و در عوض مدیریت باش گاه قرمز را بگیرد
...
وضع آبی هم به تر از این نیست.مدیر دولتی به دستور و به فرموده می آید و می رود و هیچ هویتی برای این دو تیم با هویت باقی نمی ماند.فقط عبارتی ژورنالیستی باقی می ماند به نام دو باشگاه مردمی!که مردم در آن ها هیچ نقشی ندارند...
....

پ.ن:چون اول کتاب نوشته با ذکر منبع نقل بخشی از کتاب بلامانع است پس میگم منبع ش رو.

پ.ن:بخشی از کتاب نفحات نفت،نوشته رضا امیر خانی
========================================
216
انا عمار14: نفحات نفت
http://ammarnameh14.blogfa.com/9002.aspx
فائزه هروی-اردیبهشت90
سلام.خوندن كتاب نفحات نفت اميرخاني رو براي بار دوم شروع كردم..
كه هروقت كامل خوندم حتما نقدم رو ميذارم رو وب...
اما همين قدر بگم كه خوندنش خالي از لطف نيست.مخصوصا الان كه بحث خصوصي سازي ها و غيره هم به راه است..
اما به هرحال هرچند همه نقدهاي اميرخاني از سر دلسوزيه به هرحال بچه همين انقلابه و ارزشي و ولايي ، اما گاهي انصافا زيادي مته به خشخاش گذاشتن بود ديگه .....


========================================
215
انا عمار: برگرفته از کتاب نفحات نفت
http://ammarnameh04.blogfa.com/post-39.aspx
زهره دلجو-اردیبهشت90
برگرفته از کتاب نفحات نفت
نفحات نفت (رضا امیرخانی) کتاب خوبی است برای جوان امروزی و با توجه به سال جهاد افتصادی. بنابراین خواندن آن را به همه جوانان ایرانی توصیه می کنم. قسمت هایی از کتاب را که مهمتر هستند آورده ام. اما هرگز نمی تواند جای خواندن کل کتاب را بگیرد. شاید باعث انگیزش حس کنجکاوی شود.

باید این فرهنگ را جا انداخت که پول مفت را نباید گرفت. ولو وقتی که به زور بدهند.

بورس ملک به دلیل عدم حضور دولت و در حقیقت ناتوانی دولت در تغییر در عرضه می شود پررونق ترین و مطمئن ترین بورس مالی کشور.

گره کارآفرینی با دانشکده کارآفرینی باز نمی شود، با فرهنگ کارآفرینی کار راه می افتد!

کار عار نیست... ثروت مند عرب چاه می کند و در مزرعه دیگران به مزد کار می کرد، و هم او انسان کامل بود و مولای موحدان...

مدیریت نفتی پس از انقلاب همواره سعی داشت تا موارد خرد ناکارامدی خود را به استقلال کلان میهن ربط دهد که قطعا این یک مغالطه آشکار است.

نقطه آغاز هر اصلاحی از خود آدمی است. تا فهم مدیر نفتی را اصلاح نکنیم، هیچ چیزی اصلاح نخواهد شد.

همه نگرانی این است که غیر دولتی بودن به ضد دولتی بودن و بعدتر به ضد انقلاب بودن تحویل شود. حال آنکه می توان به شدت غیر دولتی بود و در عین حال به شدت انقلابی. و تازه این قلم مدعی است که اصلا برای انقلابی بودن چاره ای نیست به جز غیر دولتی بودن.

تقریبا به ازای هر نویسنده واقعی دو کارمند در دولت به صورت مستقیم برای حمایت از او حقوق می گیرند!!

میان نظام و دولت آیا افتراقی نیست؟ پس مردمی که غیر دولتی اند و علاقه مند به نظام کجای کار ایستاده اند.

مدیر نفتی یعنی آرزوی شهروند نفتی نظام.

امروز فقط یک نمونه آدم موفق بخش خصوصی را نام ببریم که حاضر باشد به دولت کمک کند. یا در حقیقت دولت حاضر باشد از کمک وی استفاده کند!

قول می دهم اگر روزی نماینده اقتصادی آمریکا به ایران بیاید اول کاری که می کند این است که به مرقد می رود و با آرمان های امام تجدید میثاق می کند. او به دنبال پول است و راه را بلد است. بیهوده چیزی را با چیزی قاتی نمی کند.

راه این است که آقایان را ول کنیم و خودمان بکوشیم. اگر جامعه مدنی هم می خواهید همین کار را باید کرد. این اراده های مردمی است که باید در مصاف با غول جهانی شدن استوار بایستد نه بخش نامه های دولتی.

اصل قصه اقتصاد ماست که نه ربطی دارد به اسلام، نه به انقلاب اسلامی و نه به هیچ چیز درست و حسابی دیگری!

اقتصاد اسلامی، اصالتا مانند سایر علوم انسانی نه در حجره های حوزه و نه در کلاس های دانشگاه ساخته نمی شود. افتصاد اسلامی محصول کار اقتصادی مسلمانان، زیر نگاه تیزبین منتقد و محقق مسلمان است. این گونه اقتصاد اسلامی ساخته می شود.

جوان ایرانی بایستی بیاموزد که نه فقط برای نفع شخصی، بلکه برای اعتلای کشورش نباید چشم طمع به نفت داشته باشد.

چقدر بنشینیم سر سفره ای که برای تبدیل دلار به تومان، از گوشت استرالیایی و میوه چینی و برنج هندی و گندم آمریکایی رنگین شده است...دل همه برای لقمه حلال ایرانی تنگ شده است.

مادر یعنی وطن. طلا یعنی نفت. پدر یعنی دولت... این ملک پدرانی داشته است که برای حکومت، نه طلای مادر که خود مادر را نیز فروخته اند! در چنین خانواده ای تنها مایه نجات، همت فرزندان است... از پدر کاری برنمی‌آید...
========================================
214
گنجشکک اشی مشی: جهان که نفت ندارد!
http://gonjeshkakeashemashe.blogfa.com/post-338.aspx
مصطفی-اردیبهشت90
آری ، بگذاریم جهان بر همین منوال بچرخد و مسیری را طی کند که مسیر پیشرفت است جهان را نمی شود با یک بشقاب اضافه سر میز یا رمالی و کف بینی اداره کرد . جهان که نفت ندارد !! بگذارید آن ها به کار خود باشند و ما هم به کار خود . به قول رضا امیرخانی در نفحات نفت تا این نفت در این سرزمینی می جوشد از زمین نیم شود دل بست به پیشرفت این سرزمین !
========================================
213
پاورقی-پاورقی: کتاب نفحات نفت امیرخانی و پیامی که برای نسل جوان دارد
http://pavaraqy.mihanblog.com/post/216
...-اردیبهشت90
رضا امیرخانی و اثر جدیدش نفحات نفت، چند روزی مهمان ذهن بودند. امیرخانی گرچه مدیران نفتی را می کوبد ولی نه نفت و نه مدیران را کاری ندارد، پیام او با نسل جوان است.... حالا بذار یه جور دیگه شروع کنم!

عادت کرده ایم کتاب بعضی ها را می بینیم بخریم! به سابقه آثار خوب رضا امیرخانی، نویسنده توانمند و موسوم به متعهد انقلاب اسلامی چون «ارمیا»* و «از به»*، «نفحات نفت» را در نمایشگاه بیست و سوم کتاب تهران از غرفه نشر افق خریدم.
همان طور که خودش پیش بینی کرده بود از نفحات فهمیدیم که می خواهد نفت را بکوبد. نفت چیز بدی است. برای فرهنگ و اقصاد و مدیریت کشور ما خطر دارد.

این کتاب جلد صفرم «نشت نشا»* نامیده شده. یعنی مشکل تولید علم بومی، یک مرحله عقب تر به فرهنگ و مدیریت نفتی بر می گردد. نفت داریم، پس علم بومی نداریم. همه فصول کتاب (حدود 16 فصل) یادداشتهایی هستند که عاجزانه تلاش دارند همین را بگویند: چون نفت داریم، پس ... . روی بسیاری از مثالها و نتیجه گیری های فرعی و مسائل مختلف این فصول بحث می شود کرد. در کل فقط فصل آخر را پسندیدم. فصول میانی واقعا حال آدم را به هم می زد. به ویژه برای ما که علوم انسانی می خوانیم. این جور سطحی نگاه کردنها از طرف یک فنی مهندسی خونده...بگذریم! فصل آخر فکر می کنم ایده اصلی رضا امیرخانی هم بود. به نظر می رسد این کتاب نوشته شده تا به ما (=نسل جدید و جوان) بگوید: فرهنگ کار غیردولتی خوب است. مثل آمریکا. غیرکارمند دولت شدن. اصلا این پول نفت شبهه ناک است. لقمه حرام که شاخ و دم ندارد. این مضرات و بدی ها را دارد. راه چاره همین است که گفتیم. این همان جایی است که من کاملا موافقم. دخالت دولت و سیطره مدیریت سه لتی** باید در بسیاری از حوزه ها حذف شود. اصلا جوان باید خودش برود کارآفرینی کند نه اینکه دولت اشتغال زایی کند. دخالت دولت متصل به نفت یعنی همین فحشهایی که آقای امیرخانی داده.

اینتر زدم ولی واقعا یادم رفت چی می خواستم بنویسم. حالا! به بچه های غیرعلوم انسانی توصیه می کنم فقط فصل آخر را بخونن، بقیه فصلها رو هم اگه خوندن، وحی منزل فرض نکنن. علوم انسانی ها هم فرض بر این است که با این مباحث آشنایند. از بچه های رشته خودمون (فرهنگ و ارتباطات) حتما می خوام بخونن. البته برای خیلی هاشون حرف جدیدی نداره.

آها! می خواستم از شجاعت آقای امیرخانی در نوشتن عقایدشون (هر چند ممکنه ده سال دیگه تجدید نظر کنن) تشکر کنم. اصلا پراگماتیست بودن از این جهت که اینقدر آرمانی نباشیم که کار بی عیب ارائه کنیم، خوبست. حرف امروزمون رو بزنیم، بقیه هم نقد کنند. انشالله که کسی با حرفهای ما گمراه نمی شه که نوشته مون مصداق کتب ضاله بشود.

از انتشارات افق که کتاب رو با کاغذ کاهی چاپ کردند و ارزون در آووردن، تشکر می کنم. (قابل توجه سوره مهر، فاتحان و دیگران.)

تذکر:

*نشت نشا، از به، ارمیا، اسامی برخی کتابهای قبلی آقای امیرخانی هستند.

**سه لتی را اگر می خواهید بفهمید باید این کتاب را بخوانید!
========================================
212
درگاه سایبری هیات محبین الحسین: نفحات نفت
http://hmha.ir/altar/page38.aspx?lang=Fa
khadem-بهمن89
چکيده : مهم‌ترین صادرات و منبع درآمد کشور ایران نفت است. دولت و صنعت در کشور ما بدون نفت مشکلات فراوانی خواهد داشت. در عین حال، نفت و وابستگی به نفت مشکلی را به وجود آورده است که نگارنده آن را فرهنگ نفتی می‌نامد. در کتاب حاضر ارتباط نفت با مسائل مهم کشور مثل سیاست، مدیریت، کار و ورزش بررسی می‌شود. رسم‌الخط کتاب مطابق دیدگاه نگارنده است و کتاب با زبانی ساده و با دغدغه‌های اجتماعی و مذهبی نوشته شده است. پاره‌ای از عنوان‌های مطالب کتاب عبارتند از؛ قانان، کدام استقلال کدام پیروزی، حزب درپيت، ریاست نفتی و مقصر مدیر سه لتی نیست.
========================================
211
خلوت در قرن بیست و یکم: هفته خوابگاه‌ها
http://khalvat21.blogfa.com/post-93.aspx
هادی-اردیبهشت90
غریبه دیشب "کلیدر" را کلید زد! اگه شرم از پروژه نبود بد دلم هوای "کلیدر" کرده! حتی جرات نمی کنم برم سراغ "کویر"، حقمه! باید با "نفحات نفت" و "کافه پیانو" شباما سر کنم.
در همين رابطه :
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(14)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(13)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(12)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(11)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(10)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(9)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(8)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(7)
. آن‌چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(6)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(5)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند (4)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند (3)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند (2)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند (1)

  نظرات
نام:
پست الکترونيک:
وب سايت / وب لاگ
نظر:
 
   
 
   
   صفحه نخست
   يادداشت
   اخبار
   تازه ها
   يادداشت دوستان
   کتابها
   درباره نويسنده
   تيراژ:٦٨٩٣٥٠
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
 

 
بازديد کننده اين صفحه: ٦٢٤٠
.کليه حقوق محفوظ است
© CopyRight 2008 Ermia.ir & Amirkhani.ir
سايت رسمي رضا اميرخاني
Yvan Arpa even muses on the fact that it is difficult rolex replica to get traditional mechanical watches in Switzerland, suggesting that, perhaps, using smartwatch movements (hardware) might be a possible solution for rolex replica smaller, more creative (and flexible) Swiss watch makers. This gold and diamond laden concept is as much a "what if" as it is a "we await the first order." Talk rolex replica sale about making people feel like their gold Apple Watch Edition pieces aren't as exclusive any longer. Another important implication of something such as this, goes back to the notion that Apple and other smartwatch companies are keen to enter the luxury and rolex replica sale fashion worlds as much as possible. A huge concern of rolex replica sale Apple, is to offer enough Apple Watch variety, so that people don't feel as though replica watches sale they are all wearing similar items.