تاريخ انتشار : ١٢:٢٨ ٢/٥/١٣٩٠

آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(16) 
جهت سهولت دست‌رسي كاربران، هر بیست مطلب مرتبط در يك صفحه ذخيره خواهند شد. براي ديدن دویست و سی نظر قبلي به لينك‌هاي پايين صفحه مراجعه فرماييد.
=======================================
250
بولتن نیوز: مقایسه آزادی بیان میان ایران و غرب
http://www.bultannews.com/fa/news/57505/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%BA%D8%B1%D8%A8
...-مرداد90
جای تأسف دارد که کسی مثل رضا امیرخانی در کتاب نفحات نفت نظام حزبی امریکا را یک نظام واقعی برآمده از جنگ شمال و جنوب دانسته و دسته بندی های داخل ایران را یک دسته بندی موهومی برآمده از میزان نزدیکی و دوری نسبت به نفت برشمرده است. دقیقاً موضوع برعکس است.
=======================================
249
مهرستان: سیاست‌زدگی جامعه ایرانی
http://www.mohrestan.ir/001/3-main/1246-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B2%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C

مهدی دهقان-مرداد90
رضا امیرخانی، از نویسندگان مطرح ایرانی در این باره تمثیل زیبایی دارد. وی برای توضیح علت حضور سیاست در میان همه اقشار جامعه ایرانی می نویسد: فرض کنید، شمار بسیاری مسافر، سوار بر اتوبوسی شده اند و در میان آنان، احتمالا کاسب، کارمند، کارگر، مهندس، دکتر، دانشجو و... باشند. تا هنگامی که اتوبوس به حرکت عادی خود ادامه می دهد، هر کس در عالم شخصی خود به عوالم و برنامه های خود مشغول است و یا نهایت درباره تخصص خود با دیگری سخن می گوید، اما هنگامی که راننده اتوبوس، کار خطرناکی انجام می دهد و برای نمونه، سبقت بیجا می گیرد و با وسیله نقلیه روبه رو به اصطلاح شاخ به شاخ می شود، صحبت همه مسافران با هر شغل و پیشه ای به شیوه رانندگی راننده اتوبوس پایان می یابد و همه بی گمان، درباره بد بودن شیوه رانندگی راننده اتوبوس سخن می گویند؛ در واقع، ناکارآمدی راننده اتوبوس یا کارکرد بد وی، موضوع صحبت همه مسافران با هر پیشه و شغل و تفکری می شود.

=======================================
248
خبرگزاری دانش جو: در اولین کمپین اصولگرایان آذربایجان غربی چه گذشت
http://www.snn.ir/news-13900523004.aspx
عبدالله سیوانی زاد-مرداد90

مسئولان غیردولتی و دولتی و (به قول امیرخانی) سه لتی یکی یکی می آمدند.

شکرنیا از شاخص ترین مسئولان غیردولتی بود که وارد مجلس شد. لحظاتی بعد باهنر به همراه اعوان و انصار جامی اش (جام:جامعه اسلامی مهندسین) وارد مسجد شده، و مورد استقبال حاضران قرار گرفت.

=======================================
247
تابناک: چرا مردم ایشان همیشه از سیاست می‌کنند؟
http://www.tabnak.ir/fa/news/182580/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%9F

...-مرداد90
رضا امیرخانی، از نویسندگان مطرح ایرانی در این باره تمثیل زیبایی دارد. وی برای توضیح علت حضور سیاست در میان همه اقشار جامعه ایرانی می نویسد: فرض کنید، شمار بسیاری مسافر، سوار بر اتوبوسی شده اند و در میان آنان، احتمالا کاسب، کارمند، کارگر، مهندس، دکتر، دانشجو و... باشند. تا هنگامی که اتوبوس به حرکت عادی خود ادامه می دهد، هر کس در عالم شخصی خود به عوالم و برنامه های خود مشغول است و یا نهایت درباره تخصص خود با دیگری سخن می گوید، اما هنگامی که راننده اتوبوس، کار خطرناکی انجام می هد و برای نمونه، سبقت بیجا می گیرد و با وسیله نقلیه روبه رو به اصطلاح شاخ به شاخ می شود، صحبت همه مسافران با هر شغل و پیشه ای به شیوه رانندگی راننده اتوبوس پایان می یابد و همه بی گمان، درباره بد بودن شیوه رانندگی راننده اتوبوس سخن می گویند؛ در واقع، ناکارآمدی راننده اتوبوس یا کارکرد بد وی، موضوع صحبت همه مسافران با هر پیشه و شغل و تفکری می شود.

بنابراین، سیطره سیاست در فرهنگ عمومی ایرانیان نیز بدین گونه است که اصحاب سیاست و یا برخی مسئولان، از آنجا موضوع سخن همه مردم هستند که وظایفشان را به درستی انجام نمی دهند و موضوع سخن مردم قرار می گیرند.

=======================================
246
رواق: نفحات نفت
http://rawagh.blogfa.com/post-263.aspx
علیرضا-اردیبهشت90
"کارخانه پژوی فرانسه ،در اوایلِ دهه هشتادِ میلادی ، بعد از تولیدِ نسلِ درخشان 4 پژو شامل 404 و 504 در دهه هفتاد، رسما به خِنس می خورد و تولیدات ش مقبول نمی افتد و در بازار رقابت به دلایل فراوانی از جمله مصرف سوخت بالا کم می آورد.مدیران پژو دوره می افتند در دانش گاه هاو فقط در پلی تکنیک فرانسه ، 200 پروژه دانشجویی تعریف می کنند و شروع می کنند به تزریقِ پول در دانش گاه ها . ظرفِ مدت پنج سال، پژوی 405 را تولید می کنند که اتومبیلِ سالِ کلاسِ بیِ اروپا می شود که همان ، هنوز بعدِ بیست سال ، سرجهازیِ صنعتِ خودروی ماست. ..."

رضا امیرخانی نویسنده جوونیه که بعد از نوشتن "ارمیا" و "ناصر ارمنی" با رمان " منِ او" به اوج شهرت در بین نسل جوان رسید. بعد از رمان "منِ او" هم کتاب "نشتِ نشا" نوشت که فرار مغزها را تحلیل و بررسی کرده بود. رمان "بیوتن" هم با استقبال خوبی مواجه شد اما نه به خوبی "منِ او".

آخرین کتاب امیرخانی "نفحات نفت" که "جستاری در فرهنگ نفتی و مدیریت دولتی" است.این مطلب آغازین هم از همین کتابه!

امیرخانی به اصول و ارزش هاش حسابی پایبنده و نظرات و دیدگاه خاص خودش را داره؛ حتی در نوشتن هم رسم الخطی منحصر بفرد داره. قلم ساده، صمیمی و رک امیرخانی، حسابی جای خودش را بین نسل جوان باز کرده و نوشته های داستانی و غیر داستانیش با استقبال زیادی مواجه میشه.

این کتاب "نفحات نفت" که در مورد ،مصیبت (!!) نفتی بودن مملکت ما و مدیریت نفتی نوشته شده آخرین کتابیِ که من از امیرخانی خوندم.خوندنش را به همه اعضای رواق؛ بزرگ و کوچک پیشنهاد می کنم. کتاب هم هست ،اگه خواستید امانت میدم.!!

"... فرضِ محال(!) کنیم که به دلیلِ ضعفِ کیفیتِ تولید، کسی محصول ایران خودرو را مثل پژوی 504 دهه ی هفتاد فرانسه نخرد. حالا منتظریم تا مثلِ همان دوره فرانسه، ایران خودرو برود در امیرکبیر و شریف و صنعتی اصفهان و...پروژه پخش کند و ... اما در عمل چه اتفاقی می افتد؟

هیچ! مدیر ایران خودرو می رود خدمتِ مقامِ اجراییِ بالادست. توضیح می دهد که ایران خودرو سه برابرِ کارخانه جاتِ هم ارز کارگر استخدام کرده – تاضریب اشتغالِ کشور را بالا ببرد– و اصلا شهرکی درست شده است به نامِ پیکان شهر برای اسکانِ همین نیروها. این کارگران به دلیلِ مطالباتِ معوقه، همین روزهاست که بریزند و جاده تهران-کرج را رسما ببندند و این یعنی بحرانِ شهری و بحرانِ شهری هم یعنی مطبوعات و مطبوعات هم یعنی تضعیف نظام و ... خلاصه کلام، مقامِ اجرائیِ بالادست هم که حوصله این همه براندازی را ندارد، کمی شیر نفت ورودی به ایران خودرو را باز می کند و جلوِ این همه بحران را به سر انگشتِ تدبیر می گیرد!

بعد باز هم اتومبیلِ بی کیفیتِ آلوده کننده ی محیطِ زیستی می سازیم، با قیمتی بسیار بالا تر از قیمت جهانی. .... این مثالی بود از نفحاتِ نفت در نابود نمودنِ سیرِ تولیدِ علمِ بومی."



پ.ن : خوندن رمان "منِ او" را هم شدیدا پیشنهاد می کنم. واقعا عالیه!
=======================================
245
فرشته‌های من: نفحات نفت
http://maryam1386.persianblog.ir/post/64
مریم-مرداد90

عنوان این پست که اسم کتاب جدید رضا امیر خانی هست منو وادار کرد که این موقع شب بیام و این پست رو بذارم.عالیه معرکه است کاش همه ی مدیرای دولتی یا به قول نویسنده سه لتی این کتاب رو بخونند کاش  کاش.

ادم منقلب میشه وقتی از بعضی پشت پرده ها با خبر میشه.ادم ناراحت میشه وقتی بعضی فرار های مغز و سرمایه از کشورش رو می بینه.کاش همه ی مدیرای سه لتی و دو لتی بخونند این کتاب رو.کاش کاش.

امشب شب پنجم ماه مبارکه و من که یک ساعتی قبل اذان خوابیدم اصلا خوابم نمیاد.می خوام تا اذان صبح بشینم و چه کاری مهمتر از این.اگه خدا بخواد به زودی اینترنت پرسرعت ما هم راه میفته و چشم دشمن کور ما هم همیشه به روز میشیم.اون خونه که بودیم امکان راه اندازی اینتر نت پرسرعت روی پیش شماره ی تلفن ما وجود نداشت و ما ناچارا از دایال آپ هندلی استفاده می کردیم.واسه همین هم انگیزه ی زیادی وجود نداشت واسه روشن کردن کامپیوتر.

هفته پیش خانه کار آفرینی یا همون مهد ریحانه دومین بازارچه کار آفرینی رو برگزار کردند که کار خیلی جالبی بود.اولین بازارچه پارسال برگزار شده بود.که چون استقبال خانواده ها خوب بوده امسال هم برگزار شد.بازارچه به این صورت بود که هر بچه ای  کاردستی هایی که در مهد به کمک مربی و در خانه به کمک مادر درست کرده رو در یک غرفه می گذاشت و خودش فروشنده بود.بعد به هر مادری شش اسکناس ساختگی دادند و گفتند برید و از بچه ها کاردستی هاشون رو بخرید و بهشون پول بدید.بعد بچه ها می رفتن و با پول هاشون از غرفه ی اسباب بازی برای خودشون خرید می کردن.کار جالبی بود.من که خوشم اومد.


========================================
244
نبودن تو تقصیر دست‌های جذامی من نبود: فاکسین
http://cafeketab.blogfa.com/post-108.aspx
فرناندو فراهانی-مرداد90
شریعتی ناکثین  را از غاصبین جدا کرد.برایشان  الگوی جدا تراشید و توی فریم خودشان  جا داد.من هرچقدر فکر کردم که بانیان این  کار در زمره کدامیک اند به عقلم نرسید.الگویی تراشیدم هرچند کج و معوج، مبتدی و تا حدودی شرم آور اما  قبای خوبی درآمد به قامت مسئولین به قول امیرخانی* "سه لتی" که بس پت و پهن تر از "دولتی" اند. اما درشان فقط و فقط یکطرفه اس. هرچقدر هم  شناگر نباشم و  فقط بلد باشم  کرال سینه و پشت شنا کنم.باز هم محقم در چنین زمینه ای اعتراض کنم ولو که رویایم زمانی قهرمانی در شنای  پروانه بود.فکسین ترکیب خوبی است. برای فدراسیون دستگاه ورزشی که ستاره های پرفروغ را جلا نمی دهد که هیچ،زیر آب هم فرو میکند.خنجری است از پشت توی کت داش آکل ورزش.
========================================
243
آزادنگار: نفحات نفت/سردار سپاه در راس وزارت نفت
http://fa.azadnegar.com/article/%D9%86%D9%81%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%AA%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B3-%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%AA
inatsio-مرداد90
توضیح سایت: به جز تیتر هیچ نکته‌ای راجع به کتاب نفحات نفت در متن نوشته نبود!
========================================
242
قلم سرا: صدا و سیمای نفتی
http://qalamsara.blogfa.com/post-7.aspx
میلاد-دی89
تازگی ها کتاب جدید رضا امیرخانی را دست گرفتم برای خواندن اسمش "نفحات نفت"بود و نقدی بود بر مدیریت نفتی و به تبعش فرهنگ نفتی.

الحق کتاب جالبی بود و مانند باقی کتاب های رضا خواندنی .

-حتما "نفحات نفت"رضا را بخوانید که بدانیم و دغ کنیم بهتر از آنکه ندانیم و بمانیم

========================================
241
مرگستان: معرفی کتاب نفحات نفت رضا امیرخانی
http://margestan.blogfa.com/post-47.aspx
سادات-مرداد90
کتاب خیلی جالبی بود من که پاسخ خیلی از سوالاتم را در این کتاب گرفتم .حالا بماند که کلا از رضا امیر خانی نویسنده ی کتاب هم خیلی خوشم می آید به خاطر ذهن خلاق و نویی که دارد و معلومات وافرش از رضا امیر خانی منِ ِاو ،از به ،ناصر ارمنی،ارمیا ،بی وتن را خوانده ام .بین رمان هایش من ِ او را از همه بیشتر دوست داشتم .

کتاب نفحات نفت در واقع نگاهی انتقادیست به سیاست و مدیران جامعه و اقتصاد وابسته به نفت که با قلم ادبی خیلی قشنگی آن را بیان کرده .خوبی کتاب این است که مثل کتابهای فلسفی و اقتصادی نثر سنگین و تخصصی که پر باشه از اعداد و اصطلاحات ثقیل و ... عاری ست.

من که از خواندنش لذت بردم.

از متن کتاب:

ص 157:این بند البته در ایران با موانعی روبروست یک چیز بدیع که در آمریکا میبینی میل سیری ناپذیر به رشد است .

ص155:اینجا(آمریکا)ایده خیلی ارزشمند است .اصلا می میرند برای ایده .تقریبا چیزی مثل ضرب المثل است که از تو می پرسند ،تو اگر باهوشی چرا پولدار نیستی.خوب اینها مشخصات دنیای کاپیتالیستیک است.همین دنبال ایده ی نو گشتن ،یعنی اینکه کمپانی ها گرفتار معیشت روز مره نیستند.چرخ شان میگردد و سرمایه ی بیکار دارند .هنرِ اقتصاد ِ اینجا در این است که این سرمایه را به ابداع جهت میدهد.

ص 135:این جا (ایران)برای ِانجامِ کار ،هیچ چاره ای نیست غیر از مدیر شدن .برای همین هست که میبینی صدها نفر تصمیم می گیرند

نام زد ِرییس جمهوری شوند.وقتی از طرف می پرسند که چرا تصمیم گرفته است رییس جمهور شود،نام زدِ ساده دل که کشاورزی شیرین زبان است جواب می دهد که تا سیب زمینی های مانده را بفروشم....

تلخ ترین طنز عالم است این جمله ...بیش تر میشود گریست با این

جمله ، به عوض ِ خندیدن... در مملکتی که برای فروش سیب زمینی به دولت چاره ای نباشد الّا رییس جمهور شدن ،معلوم است که

جای گاه های تصمیم سازی و تصمیم گیری به صورت ِمتمرکز در

مدیریت ِ سه لتی جمع شده است...
========================================
240
خاطرات یک دکتر ریاضی: علت
http://mydaysinuniversities.persianblog.ir/post/27
...-مرداد90
بعععله! تو کنکور وقتی یک رتبه خوب میاره شروع می کنه به انتخاب رشته به این صورت: 1. مهندسی برق شریف 2. مهندسی مکانیک شریف و...1. مهندسی برق تهران 2. مهندسی مکانیک تهران.... وااییییییییییی اگه تهران قبول نشم چی پس 95. ریاضی شریف 96. فیزیک شریف و.... حالا ممکنه 1 ها پیش هم باشند. بدون در نظر گرفتن هیچ علاقه ای. حالا از بد حادثه می زنه طرف انتخاب 99 شو که ریاضی امیرکبیره قبول میشه بدون ذره ای علاقه ای. (البته من نمی دونم این علاقه از چه جنسیه! چون طرف بیشتر به اسم و رسم کار داره نه واقعا اون رشته!) حالا چی میشه. درس نمی خونه. پدر و مادر و کل فامیل می زنند تو سرش خوب این قانون (به قول امیرخانی قانان) هم هست پس... دیگه بقیه اش معلومه.
پی نوشت: پیشنهاد می کنم کتاب نفحات نفت رضا امیر خانی رو بخونید.

========================================
239
قلم سرخ: جهاد اقتصادی یا اقتصاد ایالتی
http://ghalamsorkh.persianblog.ir/post/18/
مهدی ابراهیمی-مرداد90
امروز تنها راه حلی که می توان جهت خودکفایی اقتصادی،استفاده از منابع بومی و رفع معضل بیکاری یافت،اقتصاد ایالتی(یا به قول رضا امیرخانی،اقتصاد فدراتیو) است.یعنی مدیریت اقتصادی را از مرکزیت گرایی خارج کرده و هر منطقه از کشور را با توجه به ظرفیت های همان منطقه اداره کنیم.یعنی دیگر نفت جنوب نباید اقتصاد شمال را تحت سلطه داشته باشد؛دیگر به جای بودجه ی سالانه ی کشور، مجموعه ای از برنامه ی بودجه ی چند منطقه ی اقتصادی مستقل خواهیم داشت.
========================================
238
دردنامه: درباره مقایسه آزادی بیان بین ایران و غرب
http://dardnameh.mihanblog.com/post/38
محمدمهدی میم-اسفند89
جای تأسف دارد که کسی مثل رضا امیرخانی در کتاب نفحات نفت نظام حزبی امریکا را یک نظام واقعی برآمده از جنگ شمال و جنوب دانسته و دسته بندی های داخل ایران را یک دسته بندی موهومی برآمده از میزان نزدیکی و دوری نسبت به نفت برشمرده است. دقیقاً موضوع برعکس است.
========================================
237
بیان باران: نفحات نفت
http://rainstate.blogfa.com/post-21.aspx
سعید-تیر90
سرانجام کتاب نفحات نفت امیرخانی را خواندم. او را در این کتاب نویسنده ای آرمانخواه،انقلابی و دوستدار ارزشهای اصیل انقلاب اسلامی یافتم. پر گویی نمی کنم و بخش هایی از کتاب  که به نظرم مکرر باید خواند و مکررتر باید عمل کرد را می آورم.
-سنجه ای هست در مدیریت به نام سرعت رسیدن حرف حساب،از پایین دست به بالادست.نظام های مدیریتی پویا و ساکن را با این سرعت می توان سنجید.یعنی مثلا یک ایده ی بکر به دردبخور که به ذهن دربان یک اداره رسیده است،پس از گذشت چه زمانی و طی چه طریقی می تواند در هیات مدیره مطرح شود.این زمان،هر چه کوتاه تر باشد،نشان گر پویایی بیش تر نظام مدیریتی است.
(صفحه145)

-واقعیت مدیریت سه لتی؟ توزیع نمودن پول نفت میان کارمندان جوری که داخل مجموعه غر به حداقل برسد.ترتیب دادن کار برای کارمندان جوری که خارج مجموعه نق به حداقل برسد.
(صفحه 146)

-خانواده ای هست مفلوک. کار پدر بدان جا کشیده شده است که مجبور است طلای مادر بفروشد تا نان سفره ی فرزندان فراهم آورد و البته بیش از آن را نیز خرج خود کند...
به پدر چه خواهید گفت؟بی کاره؟مفلس؟معتاد؟هر چه خواستید بگویید اما بدانید که  از چنین مردی بایستی ناامید بود.اگر کسی به فکر نجات چنین خانواده ای باشد،تنها به فرزندان جوان امید خواهد بست..
مادر یعنی وطن.طلا یعنی نفت.پدر یعنی دولت... این ملک پدرانی داشته است که برای حکومت، نه طلای مادر که خود مادر را نیز فروخته اند!در چنین خانوداده ای تنها مایه ی نجات،همین فرزندان است...از پدر کاری بر نمی آید...
(صفحه 229)


پی نوشت:
1-می شود جملاتی مثل موارد بالا را بیشمار کرد. اما قدر کتاب کاسته می شود. باید زحمت (یا رحمت) خواندن کتاب را بکشیم.

2-خواندن این کتاب و ایده امیرخانی ،سئوالاتی در ذهنم ایجاد کرده است که باید بیشتر درباره آن اندیشید.سئوالاتی چون قطع وابستگی به نفت در حوزه فرهنگ و تبعات آن، نقش ایران و چشم انداز ما در عصر اطلاعات..

3- حالا پس از خواندن این کتاب امیرخانی علاوه بر شان داستان نویسی اش برای من حکم یک تحلیل گر اجتماعی و سیاسی را پیدا کرده که بسیار بیشتر و بهتر از بعضی افرادی که رسما کارشناس این عرصه هستند می فهمد و می فهمد.

4- خواندن این کتاب را به همه دوستان انقلابی ام ، آنان که می دانم دغدغه این آب و خاک و پیشرفت روز افزونش را دارند و آنها که می خواهند بدانند چرا دولت ها می روند و می آیند اما بازهم مشکلات همان مفاهیم انتزاعی هستند،توصیه می کنم.توصیه ای اخوینی.
========================================
236
از ذهن یک زوجه عریض و طویل: نـ فـ ت
http://maktoobeman.blogfa.com/post-17.aspx
نـ نـ جـ و ن-مرداد89
" همه ی نگرانی این است که غیرِ دولتی بودن به ضد دولتی بودن و
بعدتر به ضدِ انقلاب بودن ، تحویل شود. حال انکه می توان به
شدت غیر دولتی بود و در عینِ حال به شدت انقلابی .و تازه این
قلم مدعی است که اصلآ برای انقلابی بودن چاره ای نیست جز
غیر دولتی بودن "

+ نفحات نفت / رضا امیرخانی

========================================
235
جزیره: true or false
http://alonetruman.wordpress.com/2011/07/15/true-or-false/
...-تیر90

بسته پیشنهادی بی شرمانه :

نفحات نفت

کتابی عالی ، درباره کشور رانتیر ایران و مشکلات و فرصت های پیش رو برای استفاده صحیح از این سرمایه ملی

خواندش برای همه اونایی که دغدغه دارند اوجب واجبات است

درباره رضا امیرخانی بعدا باید یه پست بذارم


========================================
234
قصه راستکی: مدیر 2 لتی
http://realstory.persianblog.ir/post/132/
امیرعلی-خرداد90

گرچه پیشتر نیز مدیر بوده ام و تنها در 2 سال گذشته در کسوت کارشناسی مشغول بوده ام، اما این بار انگ تمسخرهای خودم می شوم: "مدیر دولتی" یا به قول رضا امیرخانی عزیز: "مدیر 2 لتی"!

فاعتبروا یا اولی الابصار! که اگر وضع بر همین منوال باشد، لاید چند سال دیگر رییس جمهور می شوم تا ...

========================================
233
دید نو: افق
http://dideno.mihanblog.com/post/61
حمیدرضا-تیر90
بخش زیر بخشی از فصلِ " افقِ " کتاب "نفحاتِ نفتِ" رضا امیرخانی است . رضا امیرخانی نویسنده ای پایبند به اصول خود است . با این همه ، آثار داستانی و حتی غیر داستانی او با استقبال شگفت اقشار گوناگون خوانندگان رو به رو شده است . شاید راز علاقه ی مردم ، در صداقتی باشد که با قلم هنرمندانه ی او عجین است .

توضیح : رسم الخط این نوشته منطبق با دیدگاه مولف است .


افق

افق باید پیشِ رو را نشان دهد ، نه پس پشت را . تمدن اسلامی ِ مدرن ، گذشته گرا نیست ، آرمان ش رسیدن ِ به شکوه ِ عباسی و اقتدار ِ صفوی نیست . راجع به چیزی در آینده حرف می زند ، نه چیزی در گذشته . افق ِ انرژی ِ هسته ای ، افق ِ توسعه ی چینی ، افق ِ دموکراسی ِ هندی ، افق ِ اقتصادی ِ مالزی ، گذشته گرا است . افق ِ جامعه ی مدنی ، چه از جنس ِ مدینه النبی ، چه از جنس ِ سیویل سوسایی تی گذشته گراست . پس ِ پشت را نشان می دهد ، نه پیش ِ رو را . افق ِ 57 هم که این روزگار گاهی شنیده می شود ، نیازی به توضیح ندارد ! خود ِ مبدع ِ آرمان های 57 اگر امروز بود ، آرمان های امروزی ش را شرح می کرد ! دست یافتن به هر کدام ِ این عبارات ، بازتولیدِ تجربه ای تاریخ مصرف گذشته است . واپس گرایی است ، تحجر است . وجودی مکرر است که ارزش وجودی ِ جدیدی به جهان ِ جان ِ آدمی نمی افزاید ...

دست یابی به هر کدام ِ این عبارات ، شاید یک برنامه باشد ، شاید یک راه کار باشد ، حتا شاید یک راه برد باشد ، اما افق ِوجودی نیست . افق باید آینده ساز باشد ، نه گذشته گرا .

وقتی می گوییم افق ِ انسان ایرانی ، تمدن ِ اسلامی ِ مدرن باشد ، راجع به یک آرمان ِ ذهنی سخن رانده ایم . یک چیز ِ انفسی . یک چیز ِ دور . چیزی که می دانیم هنوز در مرحله ی جنینی است . و حالا حالاها کار می برد تا در دریایی از خون و عرق به آن برسیم . نسل ها می توانند پای این علم سینه بزنند . و برای رسیدن ِ به آن شیوه ی زنده گی منحصر به فردی داشته باشند.

از آن طرف شیوه ی زنده گی باید ملموس باشد . دم ِ دستی . مشت پرکن . عینی . روشن . غیر مبهم . کاملا بر خلاف ِ افق .

و صد البته زنده گی با افق رابطه دارد . اگر افق دور باشد ، شیوه ی زنده گی روشن می شود . جای حرکت پیدا می کند . می شود تغییرش داد و متحول ش کرد و بررسی ش کرد و نظارت داشت بر آن . افق را که نزدیک بگیری ، گیر می کند به شیوه ی زنده گی و شیوه ی زنده گی مبهم می شود و ذهنی و انتزاعی ...

افق را اگر به جای تمدن ِ اسلامی مدرن ، گرفتی " انرژی ِ هسته ای حق ِ مسلم ِ ماست " ، شیوه ی زنده گی مبهم می شود و مردمان گاوگیجه می گیرند .

افق ِ " انرژی ِ هسته ای " شیوه ی زنده گی ِ هیچ قشر از اقشار ِ اجتماعی را به درستی روشن نمی کند . با افق ِ " انرژی ِ هسته ای " حتا ، شیوه ی زنده گی ِ یک دانش جوی فیزیک هم که در سازمان ِ اتمی استخدام نشده است ، مجهول باقی خواهد ماند ، چه رسد به شیوه ی زنده گی ِ باقی ِ اقشار جامعه که الزاماً دانش جو و دانش مند فیزیک نیستند ...

افق ِ " انرژی ِ هسته ای " حس امنیت را می گیرد . مردم را مضطرب نگاه می دارد . این افق ، به جلسات ِ روزمره ی آژانس ِ انرژی ِ اتمی ، بسته گی ِ وثیق دارد ! به پشت چشم نازک کردن ِ دول ِ غربی هم ایضاً . به دنده ای که آقای رییس جمهور امریکا صبح روی آن از خواب بیدار شده است نیز ایضاً . به دندان قروچه ی وزیر ِ جنگ ِ رژیم ِ اشغال گر ِ قدس هم ایضاً ... چرا افق ِ زنده گی ِ یک مردم را وصل کنیم به چیزی متغیر که هر روز مضطرب باشند ؟ این اقل ِ ضرر ِ افق ِ کوتاه ِ مشت پرکن است که خود برای نابود کردن ِ یک عمر از یک ملت کافی است !

اگر افق تبدیل شد به چیزی بزرگ و انتزاعی مثل ِ " تمدن ِ نو ِ اسلامی " آن زمان هر کسی با هر سطحی از سواد و قدرت و ثروت در این ساز و کار وظیفه اش را کشف می کند و شیوه ی زنده گی ش را می سازد . به گمان ِ من برای رسیدن ِ به این افق ، باید ارزش گذاری های فرابخشی را مشخص کرد .

در شاخه ی فرابخشی ِ اقتصاد ، توکل ، بالاترین آرمان ِ اقتصاد ِ ایرانی خواهد بود . اگر مردمی تربیت کردیم متوکل ، که دست به زانوی خود گرفتند ، خود ، قدرشناس ِ ثروت شان خواهند بود و لاجرم ایشان با پیش زمینه ی مذهبی ، قناعت پیشه خواهند کرد و الگوی مصرف شان تغییر خواهد کرد .

تا وقتی مردم از سفره ی نفت لقمه بردارند ، قناعت به دست نخواهد آمد . مال ِ بادآورد که حساب گری برنمی دارد . با سخن رانی و وعظ و خطابه هم نمی شود فرهنگ ِ قناعت را به خورد ِ مردم داد . مال ِ مفت که آدم ِ قانع بار نمی آورد !

شیوه ی زنده گی ِ ایرانی فقط در ظل ِ آفتاب ِ افق ِ تمدن ِ نو ِ اسلامی شکل خواهد گرفت .
========================================
232
تابناک: حذف بی سر و صدای یک فصل از کتاب امیرخانی
http://www.tabnak.ir/fa/news/173358/%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D9%88-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C
...-تیر90
به نظر می رسد بخش حذف شده کتاب نفحات نفت؛ نقدهای موثری در فضای فرهنگی کشور را متوجه برخی مسئولان می‌کرد.
24 نوشت:

نفحات نفت که مجموعه مقالاتی از رضا امیرخانی در باب فرهنگ نفتی و وابستگی های کشورمان به نفت است؛ در ابتدای کار دولت دهم به سختی مجوز گرفت اما هیچکسی متوجه نشده بود که این کتاب بدون یک فصل اصلی، روانه بازار نشر شده است.

امیرخانی که به تازگی کتاب «جانستان کابلستان» اش روانه بازار نشر شده، درباره نفحات نفت پیش‌تر به رسانه ها گفته بود: «همه تلاشم این بوده که ببینم از دورانی که ما به نفت اتکا پیدا کردیم، چه اتفاقی برای فرهنگمان رخ داده‌است. ضمن اینکه این کتاب درباره فرهنگ نفت است و این نکته که از وقتی تمام  تلاش و وجه همت همه ما این شده است که شیر نفتی پیدا و از آن ارتزاق کنیم، چه به سر فرهنگمان آمده‌است؟ سعی کردم فرهنگ را خارج از فضای سیاسی یا به عبارتی بالاتر از فضای سیاسی کشور ببینم و بررسی کنم. بنابراین خیلی اتفاقات سیاسی بخصوص اتفاقات اخیر خیلی بر این کتاب تاثیر چشمگیری نداشته است.»

به نظر می رسد بخش حذف شده کتاب نفحات نفت؛ نقدهای موثری در فضای فرهنگی کشور را متوجه برخی مسئولان می‌کرد.
========================================
231
تار و ترانه: خودخوب‌بینی
http://tarotaraneh.blogfa.com/post-22.aspx
محمد-تیر90

چند روز پیش مطلبی در "همشهری جوان" می خواندم درباره کتاب نفحات نفت (کتاب جدید رضا امیرخانی که اگر به دستتان رسید حتما مطالعه کنید)

 

مضمونش این بود که از امیرخانی پرسیده شده که تا به حال چند نفر از مسئولان کتابش را خوانده اند و چه واکنشی داشته اند؟ او هم جواب داده بود که بسیاری خوانده اند ولی هیچ کدام این انتقادات را به خود نمی گیرند! می گویند: عجب نکته دقیقی ولی این نکته دقیق را به خودشان نمی گیرند. (نقل به مضمون بود)

 

در واقع باید گفت که مسئولان کشور ما دچار بیماری "خود خوب بینی" هستند! اصلا احتمال نمی دهند که شاید یک اپسیلون مقصر باشند.

 

این که نکته روشنی است. اگر کسی ذره ای پیگیر اخبار کشور باشد، بارها و بارها این خصیصه مسئولان را به چشم دیده است. روی صحبت این نوشته با مسئولان نیست که آنها از قلمهایی مثل قلم امیرخانی هم پند نمی گیرند، چه برسد به این سیاه نوشته! طرف صحبت، خودمان هستیم. من و شمایی که این مطلب را می خوانید.

 

فردا روز من و شما وارد چرخه مدیریت می شویم. یکی وزیر می شود، یکی وکیل، یکی معلم، یکی ...

 

هیچ تضمینی هم نیست که ما هم دچار "خود خوب بینی" نشویم. تنها چاره اش این است که نگذاریم وجدانمان بمیرد. گاه و بیگاه به نصیحتهای وجدانمان گوش بدهیم ...

 

و با خودمان عهد ببندیم که اگر فردایی رسید و منصبی به ما رسید، "خود بد بین" باشیم نه "خود خوب بین" و شجاعت خود را در انتقاد پذیری خود نشان دهیم.


 

پانوشت اول: این یادداشت، جدی ترین یادداشتی است که تا کنون نوشتم، به این دلیل که روی صحبتش خودمان هستیم.


در همين رابطه :
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(15)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(14)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(13)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(12)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(11)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(10)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(9)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(8)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(7)
. آن‌چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(6)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(5)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند (4)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند (3)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند (2)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند (1)

  نظرات
نام:
پست الکترونيک:
وب سايت / وب لاگ
نظر:
 
   
 
   
   صفحه نخست
   يادداشت
   اخبار
   تازه ها
   يادداشت دوستان
   کتابها
   درباره نويسنده
   تيراژ:٦٨٩٣٥٠
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
 

 
بازديد کننده اين صفحه: ٨٩٨٩
.کليه حقوق محفوظ است
© CopyRight 2008 Ermia.ir & Amirkhani.ir
سايت رسمي رضا اميرخاني
Yvan Arpa even muses on the fact that it is difficult rolex replica to get traditional mechanical watches in Switzerland, suggesting that, perhaps, using smartwatch movements (hardware) might be a possible solution for rolex replica smaller, more creative (and flexible) Swiss watch makers. This gold and diamond laden concept is as much a "what if" as it is a "we await the first order." Talk rolex replica sale about making people feel like their gold Apple Watch Edition pieces aren't as exclusive any longer. Another important implication of something such as this, goes back to the notion that Apple and other smartwatch companies are keen to enter the luxury and rolex replica sale fashion worlds as much as possible. A huge concern of rolex replica sale Apple, is to offer enough Apple Watch variety, so that people don't feel as though replica watches sale they are all wearing similar items.