تاريخ انتشار : ١٥:١٨ ٢٩/٨/١٣٩٠

آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(18)
جهت سهولت دست‌رسي كاربران، هر بیست مطلب مرتبط در يك صفحه ذخيره خواهند شد. براي ديدن دویست و هفتاد نظر قبلي به لينك‌هاي پايين صفحه مراجعه فرماييد.

=======================================
290
پردیس: قانان
http://hosseinb.blogfa.com/post-235.aspx
حسین-دی90
از رضا امير خاني خيلي از كتابهاش ( ازبه ، داستان سيستان ، من او ، بي وتن )‌رو خوندم ، كتابهاي قبلي همه بيان خيلي از مسائل جامعه در قالب رمان بود اونهم با بازي با كلمات و بهم ريختن املاي اونها و گرفتن چند تا معني از يه كلمه به سبك خود اميرخاني .

دارم كتاب نفحات نفت رو مي خونم كه اصلا يه كتاب انتقادي است، اون هم از نوع شديد و بيان خيلي از مشكلات اقتصادي جامعه و تك محصولي بودن مملكت ما و دولتي بودن همه اقتصادمون . جالبه كه به همه چيز از قانون كار و كار آفريني تا مناطق آزاد و ورزش وارد شده و دردهاي پنهان زيادي رو گفته و شايد سعي كرده با بقيه كشورها مقايسه كنه و راهكاري هم ارائه بده .

يك جاي كتاب از دوران دانشجويي و فضاي سبز دانشگاه و راههاي دسترسي بد اون نوشته كه باعث ميشه خيلي از مسيرهاي عبوري براي نزديك شدن از بين چمن باز بشه و پا گذاشتن روي قانون چمن . و حالا بايد چكار كرد ؟ مسير ها اشتباه ان يا افرادي كه پا روي قانوم ميذارن ؟

من اينجا رو كاملا موافقم كه وضع قوانين بشري براي تسهيل امور جوامع بشري و توسط خودمون طراحي و نوشته شده و گاهي لازمه كه اون رو با توجه به شرايط تغيير بديم و هيچ وقت وحي منزل حسابش نكنيم .

من خودم توي دانشگاه آزاد با همين مشكل مواجه بودم كه طراحي محوطه سازي با يه راه پيچ در پيچ عبوري بود و مسير ميان بري از توي چمن كه ديگه داشت به راه اصلي بدل مي شد . ولي به جاي تبديل اون مسير به يه پياده رو و از ريخت انداختن محوطه سازي قبلي ، فقط توي چمن با چند تا بلوك طرح پا ، يه مسير فانتزي تر درست كردم تا هم مسير عبور قبلي قابل استفاده براي همه باشه و هم اينكه طرح محوطه سازي اوليه دست خوش تغيير موضعي نشده باشه .

بعدا نوشت :

بیشتر حرفم در مورد قوانین بشری بود که باید برای تسهیل در امور باشه نه پتکی برای مرد قانون و ما هم به دنبال فرار از اون . گاهی هم لازمه با نگاهی از بیرون به قانون ( همون پیاده رو ها ) اون رو اصلاح کنیم .

دو تا بخش از کتاب رو توی ادامه مطلب ملاحظه بفرمایین ...
=======================================
289
نقد: بایسته‌ها و فرصت‌های فرهنگی و کاهلی‌های ما
http://naghd123.blogfa.com/post-75.aspx
عسگری-دی90
کتاب «خلاف جریان» از دکتر سعید زیبا کلام، «جریان‏شناسی فکری معاصر ایران» حجت‏الاسلام خسروپناه یا «نفحات نفت» از رضا امیرخانی، نویسنده کتاب «داستان سیستان» و «من او» و دیگر کتب اساتید و فعالان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی که اخیراً یا در گذشته، منتشر شده است، در بین تشکل‏های دانشجویی مورد مطالعه قرار می‏گیرد، شما هم از این کارها الگو بگیرید و این نوع کارها را ادامه دهید.
=======================================
288
رویش‌نیوز: نفحات نفت
http://www.rooyeshnews.com/public/33-books/8836-3901014070123.html
...-دی90
رضا امیرخانی نویسنده نام آشنای این اثر نوشته خود را در 17 سرفصل ارائه می دهد که شامل مقدمه نیز می شود. این کتاب نیز چون دیگر نوشته های وی نه تنها خالی از بیان طنز گونه نیست بلکه در کل برپایه طنزی تلخ نگاشته یافته است...
این مطلب عینا در سایت ارمیا کار شده است.
=======================================
287
برقم: افق
http://barghom.blogfa.com/post-416.aspx
صادق ملک محمدی-دی90
...
سلام دوستان
دو بندی که خوندید،بند اول و بند آخر کتاب فوق العاده زیبای "نفحات نفت" بود که رضا امیرخانی اون رو نوشته. چیزی که بیشتر از همه توی این کتاب توجه امو جلب کرد صداقت گفتاری بود که بدون جهت گیری ایراد ها رو بیان میکرد.

نکته ی دیگه هم بیان ساده و مثال های روزمره ی اون بود. این کتاب درکل راجع به مدیریت وابسته به نفت توی ایران و اثرات مخرب اون روی اقتصاد،فرهنگ،دانش،ورزش،صنعت و.... صحبت میکنه. یه جاهایی با انتقادهای شدیدش به دولت( که بعضن با توهین همراهه!!) دل آدم رو خنک میکنه،با گفتن حرف های توی سینه مونده. یه جاهایی هم با پافشاری روی اصولی که احتمالا همه قبولش دارن آدم رو به آینده امید وار میکنه.

در کل پیشنهاد میکنم فارغ از هرسلیقه و ایدئولوژی! و جهتگیری که دارید این کتاب رو بخونید(و بخرید،چون بنظرم گهگاهی رجوع بهش خوبه). مطالب کتاب میتونه توی شیوه فکر کردنتون و تصمیم گیری هاتون تاثیرات مثبت زیادی بزاره.
=======================================
286
رفاقت: چاره کار
http://ansariun.blogfa.com/post-466.aspx
علیرضا-آذر90
خانواده ای هست مفلوک. کارِ پدر بدان جا کشیده است که مجبور است طلای مادر بفروشد تا نانِ سفره ی فرزندان فراهم آورد و البته بیش از آن را نیز خرجِ خود کند . . .
=======================================
285
آدم بزرگ‌ها وارد نشوند: ادبیات نفتی
http://darde-javdanegi.blogfa.com/post-114.aspx
مسلم بنی هاشم-مهر90

  امشب وقتي وارد خونه شدم همه خواب بودن و تلويزيون بيدار! رضا اميرخاني رو ديدم كه داشت صحبت مي كرد و كتاب نفحات نفت يادم اومد و همچنين مطلب بالا كه چند شب پيش نوشته بودم و خواستم چنين تكميلش كنم كه فاني عزيز و دوستايي كه نظر داده بودين متاسفانه ادبيات دفاع مقدس ما هم نفتي شده!!

   اصلا برخي كتابها كه در اين زمينه تاليف شده دروغ بوده و اين نويسندگان جبهه رو هم درك نكردند و به قول رزمندگان تبليغاتي بودند! به خاطر نفت بوده.

   خانم سپهري از شخصيتهاي متعهد اين زمينه است و چنين انسانهايي قابل تمجيد و تقدير فراوان .

   حالا خدا كنه اين مراسم رونمايي و ... نفتي نباشه!

=======================================
284
کمان آرش: نفحات نفت
http://thirstywater.mihanblog.com/post/159
علیرضا-آبان90

مادر یعنی وطن.طلا یعنی نفت.پدر یعنی دولت ... این ملک پدرانی داشته است که برای حکومت، نه طلای مادر بلکه خود مادر را نیز فروخته اند! در چنین خانواده ای تنها راه نجات، همت فرزندان است... از پدر کاری بر نمی آید.

بخش پایینی کتاب نفحات نفت نوشته رضا امیرخانی


=======================================
283
وبلاگ شخصی اکبر زواری رضایی: بی‌کارآفرینی یا کارآفرینی
http://azrurmia.blogfa.com/post-5826.aspx
اکبر زواری رضایی-آذر90

...رفيقي ديگر دارم. اين يکي نه پسرخان است و نه تاجرزاده ذاتش صنعت گر است و از همان ابتداي جواني به دنبال ابداع بود. ابداع هرچه که در اين مملکت وجود نداشت. از دستگاه سيب زميني پوست کن بگير تا شمارنده ديجيتال ماهي قزل آلاي پرورشي! اين اواخر شريکي کارگاهي زده بود و کالايي هم توليد مي کرد. قرارداد حقوقي سفت و سختي بسته بود با يک خريدار بزرگ تا کالايي را راس زماني مقرر تحويل دهد و در صورت تاخير به ازاي هر روز دير کرد......

برگرفته از کتاب نفحات نفت رضا اميرخاني
1- منظور دولت است. نويسنده در کتاب خود دليل انتخاب واژه سه لتي را بجاي دولتي توضيح داده براي آگاهي بيشتر به مقدمه کتاب نفحات نفت مراجعه کنيد.


=======================================
282
هیچ و کوچ: صرفا جهت خودشناسی
http://hichokuch.blogfa.com/post-111.aspx
علیرضا-مهر90
دو هفته از سفرم به ایران گذشت. نوشتن در مورد ایران کار مشکلی است. جامعه ایران بسیار پیچیده تر از آن چیزی است که دو سال پیش حس می کردم. خلاصه اینکه نوشتن در این مورد جسارت می خواهد و اطمینان از بی طرفی در نوشتن. من هم نه جسارتش را دارم و نه اطمینانش را. بخصوص وقتی به تازه گی نفخاتِ نفت رضا امیرخانی را خوانده باشی!
=======================================
281
از نگاه ما: فقط کمی درایت
http://masi-z.mihanblog.com/post/76
masi-آبان90
سال ها پیش از این در شهری زندگی می کردم درجه دو در ایالات متحده. برنامه ای شهری داشتند در تله ویزیون که هر روز پنج دقیقه به مشکلات شهر می پرداخت. یک روز رفت سراغ کامپیوتر اداره ی پلیس شهر و پر جریمه ترین نقاط شهر را از طریق آمار جستجو کرد. اتفاقا من و هم خانه ام هر دو در آن تقاطع جریمه شده بودیم. چراغ سه زمانه ای بود که زود قرمز می شد و مردم گیج می شدند و بعضی صبر نمی کردند و...
برنامه ی تله ویزیونی ابتدا از طریق دوربین های پلیس با چند متخلف تماس گرفت و با ایشان صحبت کرد. آن ها هم به عوض این که شطرنجی روبه روی دوربین تله ویزیون اعتراف کنند و از جامعه عذرخواهی کنند، دلایل تخلفشان را بیان کردند. بعدتر برنامه، تقاطع را به شکل هندسی بررسی کرد. ایرادی در آن پیدا کرد که با یک اصلاح مسیر ساده قابل حل بود. پیش نهاد داد به مسئولان ظرف مدت کوتاهی چراغ سه زمانه حذف شد و تقاطع روان تر...

فرض کن هم چه تقاطعی را در کشورمان و در شهرمان شناسایی کنیم. چه اتفاقی می افتد؟ اول چند برنامه می سازیم و چهره های شطرنجی متخلفان را نشان می دهیم، بعد هم فی الفور چند مامور پلیس به تقاطع اعزام خواهیم کرد تا برگه ی جریمه به دست از این فرصت درآمد زایی به صورت مطلوب استفاده کنند! بعدتر در میان این ماموران با آن حجم کاری یکی- دوتایی هم شاید سوء استفاده ای کنند و قس علی هذا!


"قسمتی از کتاب نفحات نفت"

=======================================
280
روزنامه خراسان: مدیریت با چه قواعدی
http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1390&month=9&day=1&id=1218423
...-آذر90
يکي از عوامل پيشرفت در هر سازمان يا در واحد بزرگ تر هر کشوري، وجود مديراني است که بتوانند با توانايي، ذهن خلاق و آينده‌نگري، سازمان يا کشور را به اهداف ترسيم شده خود برسانند؛ مسئله‌اي که در ايران به دليل وجود سرمايه خدادادي نفت، کم تر مديري دنبال آن مي‌رود و در مقابل همه تنها به مدير شدن مي‌‌انديشند.«رضا اميرخاني» در کتاب «نفحات نفت» در اين باره مي‌نويسد: نظام اداري ما، "کار" را چنين تعريف کرده است که در آن ارزيابي براي همه اجزاي يک دستگاه هست تا برسيم به مديري که فارغ است از ارزيابي. خلاصه آن که آبدارچي را با چاي قند پهلو و چاي به موقع اش مي‌سنجند؛ کارمند را با کارت ساعت حضور و غياب و کارشناس را با شمار کاغذ‌هايي که سياه کرده است، ولي مدير دولتي را با هيچ نمي‌سنجند. براي مدير دولتي، همين که در مجموعه تحت امرش، کسي نق نزند و اعتراضي نکند، کافي است. بالاترين دستمزد را مدير دولتي مي‌گيرد و نظام اداري ما هم که متأسفانه يا خوشبختانه پول محور است، با همين دستمزد شأنيت اش سنجيده مي‌شود. بالاترين شأن سياسي، اجتماعي و اقتصادي را هم همين مدير دولتي دارد؛ آيا در همه دنيا اين گونه است؟ در بسياري از نقاط دنيا، مدير از جنس مديران ما که بيش تر يک هماهنگ‌کننده هستند، گاه جايي بسيار پايين‌تر از متخصصان زير دست خود دارند؛ متخصصي که کار کليدي مجموعه‌اي را انجام مي‌دهد، به لحاظ نمودار اداري، زير دست مدير قرار مي‌گيرد، اما حقوق بالاتري مي‌گيرد و همين، شأن بالاتري به وي مي‌دهد. اما در اين باره بايد گفت که ارزيابي اصلي روي ميزان کار است، ولي در ايران چون کاري وجود ندارد، ارزيابي به ساعات ورود و خروج تقليل مي‌يابد. مديران در ديگر نقاط جهان، دستگاهي را اداره مي‌کنند، ولي در ايران مدير وجود ندارد، بلکه اين رئيس است که براي ايفاي مفهوم قديمي رياست و نه مفهوم مديريت، به ايفاي نقش مي‌پردازد.لازم به ذکر است اين مطلب به يک قاعده مي پردازد و گرنه در ايران مديراني نيز وجود دارند که اگر چه بي ادعا هستند ولي فراتر از توان يک انسان معمولي براي بهبودکار و کشور خود تلاش مي کنند . اينان در کشور ما استثنا هستند.
=======================================
279
الرحیل: کتابخواری(1)
http://environment-and-energy.persianblog.ir/post/237/
...-آبان 90
سلام

مدت ها بود که یک نفس یه کتاب را نخوانده بودم(بخوان نخورده بودم!)

این کتاب رو اواسط شهریور از کتابخانه ی رفقا برداشته بودم

گذاشته بودم که بخونمش

اسمش یه جوری بود،خب اولش آدم رغبت نمی کرد بره بخوندش

فقط به خاطر نام نویسنده کتابو برداشته بودم

تا اینکه چند شب پیش،

اصلا حس هیچ کار خاصی نبود، عمیقا روحم گرسنه ی خواندن بود، چون چند شبی می شد به دنبال خوراک می گشت و با خوردن چند کتاب نا مربوط! رو دل کرده بود...

القصه، دل رو زدم به دریا و کتاب "نفحات نفت" رو برداشتمو بسم الله

شروع کردن همانا و یک نفس خوندن همان

نمی دانم این خاصیت قلم آقای امیر خانی است یا خاصیت خوراکی که کتاب در اختیار این مخاطب گرسنه گذاشته بود، به هر حال

اگر گرسنه ای و دلت برای یک نفس خواندن یک کتاب تنگ شده است

این کتاب را امتحان کن،
=======================================
278
تابناک: مدیران دولتی چگونه مدیر می‌شوند؟
http://www.tabnak.ir/fa/news/204589/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-
...-آبان90
سرویس فرهنگی ـ یکی از عوامل پیشرفت در هر سازمان یا در واحد بزرگتر هر کشوری، وجود مدیرانی است که بتوانند با توانایی، ذهن خلاق و آینده‌گری سازمان یا کشور را به اهداف ترسیم شده خود برسانند؛ مسأله‌ای که در ایران به دلیل وجود سرمایه خدادادی نفت، کمتر مدیری به دنبال آن می‌رود و در مقابل همه تنها به مدیر شدن می‌‌اندیشند که چگونه گره از کار خود بگشایند.

به گزارش «تابناک»، «رضا امیرخانی» در کتاب «نفحات نفت» در این باره می‌نویسد: نظام اداری ما، کار را چنین تعریف کرده که در آن ارزیابی برای همه اجزای یک دستگاه هست تا برسیم به مدیری که فارغ است از ارزیابی. خلاصه آن که آبدارچی را با چای قند پهلو و چای به موقعش می‌سنجند؛ کارمند را با کارت ساعت حضور و غیاب و کارشناس را با شمار کاغذ‌هایی که سیاه کرده است، ولی مدیر دولتی را با هیچ نمی‌سنجند.

برای مدیر دولتی، همین که در مجموعه تحت امرش، کسی نق نزند و اعتراضی نکند، کافی است. بالاترین دستمزد را مدیر دولتی می‌گیرد و نظام اداری ما هم که متأسفانه یا خوشبختانه پول محور است، با همین دستمزد شأنیتش سنجیده می‌شود. بالاترین شأن سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را هم همین مدیر دولتی دارد؛ آیا در همه دنیا این گونه است؟

در بسیاری از نقاط دنیا، مدیر از جنس مدیران ما که بیشتر یک هماهنگ‌کننده هستند، گاه جایی بسیار پایین‌تر از متخصصان زیر دست خود دارند؛ متخصصی که کار کلیدی مجموعه‌ای را انجام می‌دهد، به لحاظ نمودار اداری، زیر دست مدیر قرار می‌گیرد، اما حقوق بالاتری می‌گیرد و همین، شأن بالاتری به وی می‌دهد.

اما در این باره باید گفت که ارزیابی اصلی روی میزان کار است، ولی در ایران چون کاری وجود ندارد، ارزیابی به ساعات ورود و خروج تقلیل می‌یابد.

مدیران در دیگر نقاط جهان، دستگاهی را اداره می‌کنند، ولی در ایران مدیر وجود ندارد، بلکه این رئیس هست که برای ایفای مفهوم قدیمی ریاست و نه مفهوم مدیریت، به ایفای نقش می‌پردازند.

اینجا برای انجام کار، هیچ چاره‌ای نیست، غیر از مدیر شدن. برای همین است که صدها نفر برای به دست گرفتن همه یا بخشی از سکان امور اجرایی تصمیم به این کار می‌گیرند؛ برای نمونه، هنگامی که از طرف می‌پرسند برای چه تصمیم گرفته‌ای رئیس جمهور شوی، نامزد ساده‌دل که کشاورزی شیرین زبان است، پاسخ می‌دهد: تا سیب‌زمینی‌های مانده را بفروشم و این است که یک کشاورز برای فروش سیب‌زمینی هم باید مدیر شود؛ حتی مدیری در حد رئیس‌جمهور...!

[لازم به ذکر است مطلب این گزارش به یک قاعده می پردازد و گرنه در ایران مدیرانی نیز وجود دارند که گر چه بی ادعا هستند ولی فراتر از توان یک انسان معمولی برای بهبودکار و کشور خود تلاش می کنند . اینان در کشور ما استثنا هستند.]
=======================================
277
اجتماعیات: اخوانیات اول، تکاب چند بخش است
http://yherfan.blogfa.com/post-54.aspx
یحیی حمدی-آبان90

 آنچه که می نویسم به قول رضا امیر خانی نه یک مقاله پِژوهشی  برای بالا بردن حقوق استادی است و نه یک یاداشت سیاسی برای گرم کردن تنور انتخاباتی، آنچه که می نویسم  صرفا  یک سوال و تلاشی است در پاسخ به شبهات و نه برای کسانی که اظهار فضلی باشد و نه برای  معمران، که اظهار وجودی باشد بلکه سخنی از سر درد که بدانند در این ملک گر زبان ها به سخن در نمی آیند نه آنکه نمی دانند و یا تصور نشود که  نمی فهمند. از سوی دیگر از شما چه پنهان ...

آن چه می نویسم به قول فرنگی ها "اسی" است، نه " آرتیکل" . در این گوشه از عالم به آن می گویند نوشته ای اخوینی . از زمره اخوانیات. چیزی که میان برادران نگاشته می شود پس باید برادرانه آن را خواند و البته شنید...

پس اخوانیات از شماره اول آغاز می شود و تا چند شماره ادامه پیدا خواهد کرد ... یقینا" آخری نخواهد بود.

=======================================
276
نوشتم نوشت: می نویسم
http://paeizekochak.blogfa.com/post-581.aspx
سیده انوشه مجلسی-آبان90
فرصتی دست داد. به همین سادگی که خواندید. هم برای تنفسی دوباره و تفکر٬ هم برای کمی خواندن و دیدن و شنیدن. این فرصت را صرف خواندن کتابی کردم که به شدت خواندنش را واجب می‌دانم. اگر نسخه نوشتن بلد بودم٬ خواندنش را روزی سه بار تجویز می‌کردم با یک لیوان آب جهت رفع عطش و فروکش کردن هیجانات ناشی از مظالعه این کتاب. بخوانیدش: «نفحات نفت - رضا امیرخانی» که این روز‌ها دریافتم قلمش را بسیار بیشتر از آنکه فکرش را بکنم دوست می‌دارم.
=======================================
275
بخاری: صبح اولی صبحی
http://bokhary.blogfa.com/9008.aspx
هاله-آبان90
در حاشیه ی حاشیه ی حاشیه ی نفحات نفت جناب امیرخانی،و تقدیم به مدیران سه لتی و بلکه با لت بیشتر.
صبح اول صبحی
با ماشینی که مال من نیست
به سمت اداره ای می روم
تا از بیت المال استفاده کنم
و صدای هیچ کس هم درنیاید.
همان جا هم
پشت رئیس اداره مان ــ به جماعت ــ
نماز اول وقت می خوانم...
این شعر کلا در سایت ارمیا کار شده است.
=======================================
274
24:00: سخت است حتی شنیدنش
http://2400.blogfa.com/post-241.aspx
حسین قربانی-آبان90

از کتاب حرف می زنیم و کشور، تا برسیم به نفحات نفت، بخشی از کتاب را برایش می خوانم، بخشی که مربوط است به یک شرکت بزرگ ایرانی که برای فعالیت در دبی می خواهد یک شریک بی دردسر اهل امارات برای خودش دست و پا کند، برای همین یک جاشوی لنگ را از کنار ساحل بر می دارد و با هزار دلار برای سال اول سر و ته قضیه را هم می آورد. در دبی قانون این است که اگر کسی بخواهد با عنوان حقوقی و به صورت شرکت در دبی فعالیت اقتصادی کند باید شریکی اماراتی داشته باشد و این دوستان هم وطن ما با زرنگی یک کارگر را برای شرکت بر می گزینند تا ادعایی نداشته باشد و ... سرتان را درد نیاورم، جاشو سال اول هزار دلار می گیرد، سال دوم سه هزار تا، سال سوم ده هزار تا و ... این سالها پسرش بر اریکه شرکت ایرانی الاصل حکم می راند و الفاتحه.

بغض کرده بود و نگاهم می کرد و می گفت: سخت است حتی شنیدنش.

=======================================
273
isupa: گزارشی از حضور در جشنواره فارابی
http://www.isupa.mihanblog.com/post/187
محسن باقری-آبان90
...تصور خوبی نداشتم از برگزاری این همایشها. چون بعضاً مسئولات سه لتی(ر.ک نفحات نفت) با قدرت نفت اقدام به برگزاری این برنامه ها می کنند. اگر سوز دل و خون دل خوردن در عقب برگزاری این برنامه ها باشد، چیز دیگری از آب در می آید. حرفهای آقای سعید رجحان به خاطرم می آید و نگاهی که به سازمانهای دولتی دارد." تا وقتی که کارمند دولت مطمئن است که در آخر ماه حقوقش کامل به حسابش واریز میشود ، سوز این را ندارد که کارایی و اثربخشی کارش را بالا ببرد. انگیزه ای ندارد که کار را به نتیجه مطلوب برساند. این مورد را در خیلی از کارکردهای ادارات دولتی تطبیق دهید. فرض کنید که کارمند دولتی می خواهد تجارت خارجی داشته باشد ، اگر خودش از آن تجارت و معامله سود ببرد یا در ضررآن شریک باشد، جور دیگری کار خواهد کرد." برگزاری همایش هم یکی از این موارد است که اگر در دست اهلش بیفتد با این همه بودجه و لجستیک، می تواند غوغا بکند. بگذریم...

برنامه ها با بیست دقیقه تاخیر شروع شد. سرود جمهوری اسلامی، قرائت قرآن ، سخنرانی معاون فرهنگی وزیر علوم آقای خواجه سروی و خوشامدگویی.(حالا که امیرخانی هرجور دلش خواست می نویسه ، من هم این جوری می نویسم!!!)...

=======================================
272
از جنس خدا: نقش مطبوعات در نمایشگاه صنعت دکورسازی
http://azjensekhoda.com/?p=1058
محمدرضا موذن‌زاده-آذر90
در نمایشگاه جواب سوالم را پیدا کردم. تعداد روزنامه ها و وب سایت ها خیلی زیاد نیست اما به قول رضا امیرخانی خیلی هاشان به شیرفلکه نفت وصل اند و هزینه اجاره غرفه و غرفه سازی برایشان اصلا به حساب نمی آید. در نمایشگاه رسانه، سایت مسجد جمکران غرفه ای تقریبا بیست متری داشت که هزینه غرفه سازی آن (که توسط شخص غرفه ساز هدیه شده بود) حدود هشت میلیون تومان بود. و شما حساب کنید پرتقال فروش های نمایشگاه مطبوعات برای غرفه های صد متری شان چقدر هزینه ی اجاره غرفه، غرفه سازی ام دی اف، مبلمان، نورپردازی و … کرده اند و این پولها از کجا می آید و به کجا می رود و این نمایشگاه چقدر به درد مردم می خورد.
=======================================
271
جوان‌آنلاین: غیبت اهالی فرهنگ در فعالیت‌های بشردوستانه
http://www.javanonline.ir/vdcguz9t3ak9qq4.rpra.html
نرگس دهنادی-آبان90
جامعه فرهنگی ما نیز به شدت وابسته به دولت است و به بیانی دیگر که این روزها ظاهراً اکثر آن را به گفتمان نفحات نفت رضا امیرخانی منتسب می‌‌کنند، ‌ همه و از جمله اهالی فرهنگ وابستگان مالی دولت هستند و اختیار مالی خاصی برای سرمایه‌گذاری در چنین اموری ندارند.
=======================================
270
تنها در تاریکی: گربه کوره
http://playout.blogfa.com/post-43.aspx
حسام-آبان90
...این حس دنیاطلبی چرا ما را تا این حد تنزل داده که حتی بعضی های مان از حیوانات هم پست تر می شویم. با خودمان که شوخی نداریم. به قول رضا امیرخانی به جای " یا خدا " می گوئیم " یا خود من " . دیگران اصلا مهم نیستند. ما خوب باشیم همسایه به درک. هم شهری به جهنم . هم وطن یا اصلا خود انسان برود بمیرد. چه راحت صورت مسئله را پاک می کنیم. ...
در همين رابطه :
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(17)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(16)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(15)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(14)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(13)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(12)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(11)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(10)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(9)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(8)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(7)
. آن‌چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(6)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند(5)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند (4)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند (3)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند (2)
. آن چه در وب راجع به نفحات نفت نوشته‌اند (1)

  نظرات
نام:
پست الکترونيک:
وب سايت / وب لاگ
نظر:
 
   
 
   
   صفحه نخست
   يادداشت
   اخبار
   تازه ها
   يادداشت دوستان
   کتابها
   درباره نويسنده
   تيراژ:٦٨٩٣٥٠
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
 

 
بازديد کننده اين صفحه: ٤٧٩٣
.کليه حقوق محفوظ است
© CopyRight 2008 Ermia.ir & Amirkhani.ir
سايت رسمي رضا اميرخاني
Yvan Arpa even muses on the fact that it is difficult rolex replica to get traditional mechanical watches in Switzerland, suggesting that, perhaps, using smartwatch movements (hardware) might be a possible solution for rolex replica smaller, more creative (and flexible) Swiss watch makers. This gold and diamond laden concept is as much a "what if" as it is a "we await the first order." Talk rolex replica sale about making people feel like their gold Apple Watch Edition pieces aren't as exclusive any longer. Another important implication of something such as this, goes back to the notion that Apple and other smartwatch companies are keen to enter the luxury and rolex replica sale fashion worlds as much as possible. A huge concern of rolex replica sale Apple, is to offer enough Apple Watch variety, so that people don't feel as though replica watches sale they are all wearing similar items.