تاريخ انتشار : ١٦:١٧ ٣٠/٤/١٣٩١

آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (43) +رضا امیرخانی و کازینو+حال کتابخوان‌هایی مثل ما را به هم زد بیوتن+در عجبم از " رضا امیرخانی " که با این همه ابتکارات و نوآوری های زبانی ، رسم الخط و نوشتاری، چرا عنوان یکی از رمان هایش را به جای " بی وتن " ، گذاشته : "بیوتن "+تخریب مزار شهدا و بیوتن
جهت سهولت دست‌رسي كاربران، هر بیست مطلب مرتبط در يك صفحه ذخيره خواهند شد. براي ديدن  840 نظر قبلي به لينك‌هاي پايين صفحه مراجعه فرماييد.

========================================
860
روزنامه جوان: کانالیست‌ها را به تخت ببندیم
http://javanonline.ir/vdcfx1djmw6deta.igiw.html
صنم سادات عابدی-مرداد91
آخرين آماري كه به دستمان رسيده حكايت از اين دارد كه امروز حدود ۳۷۰ ماهواره در جهان فعاليت مي‌كنند كه اين تعداد ماهواره امواج حدوداً ۱۲ هزار شبكه تلويزيوني را پشتيباني مي‌كنند. در اين ميان، امواج حدود ۳۰۰۰ شبكه در آسمان ايران منتشر مي‌شود ــ به قول رضا اميرخاني (نويسنده): سجده واجبه! ــ آمارها حاكي از اين است كه هرچه مردم كانال بزنند، شبكه‌ها تمام نمي‌شود. اصلاً جاي نگراني نيست! 
========================================
859
داستان عاطفه: بیوتن
http://feeling-story.blogfa.com/post-55.aspx
ateFe
-مرداد91
پشتی صندلی را صاف کرده ام و رویش ولو شده ام.چهار فصل ویوالدی با حداکثر ولوم از اسپیکرها پخش می شود.نمی دانم چرا احساس خفگی می کنم.سرم سنگین است.نماز صبحم قضا شده،شاید چون حتی تا بعد از ساعت سه صبح همچنان داشتم اشک می ریختم و می خواندم گفتگوهای میان ارمیا و سهراب را...شاید چون نماز صبح ارمیا قضا شد،چون سوزی سر کار نرفته بود و رقص سوزی در دیسکو ریسکو همان صورت مثالی نماز ارمیا بود...
...

زمان یعنی مرثیه ای برای زیستن...مرثیه هایی که می گذرند و تکرار نمی شوند.پس در باب اول ارمیای نبی مینویسد :چگونه آن که در میان امت ها عزیز بود،مثل بیوه زن شده است...شبان گاه زار زار می گرید.همه دوستانش به او خیانت ورزیدند...

ارمیا چهل و هشتی است.می رود...

من دلتنگ شب های قدرم و ذکر گرفته ام:

اللهم ارحم من لا یرحمه العباد واقبل من لا یقبله البلاد...


بعد از تحریر:حال و روز من در صفحه صفحه "بیوتن"-رضا امیرخانی


========================================
858
قاصدک رها:20
http://rahanevesht.blogfa.com/post/26
رها-مرداد91
امشب پر تناقضم

حسم مثل حس "ارمیا" ست تو "بیوتن"!

یا مثل "صالح اعلا" توی "تابستان جان است"!

========================================
857
سکانس طلایی: یک شبه ره صدساله رفتن...
http://mvaziri.blogfa.com/post/54
مرضیه وزیری مقدم-مرداد91

یکی از بچه های فیلم نگار در جایی خصوصی گفته قرارداد اقتباس سینمایی از رمان بیوتن امیرخانی توسط خانم وزیری در مرحله گفتگوست.میخواستم بگویم تو از صحت و سقم این خبرداری یا نه؟

جوابیه :اتفاقا کار اقتباس را خیلی دوست دارم...پیشنهاد دیگری هم بود می پذیرم... جایی خواندم موفقیت آثار هالیوود اقتباس از داستان های استخوان دار کلاسیک شان است ... البته امیدوارم استخوان در گلو نشود...

========================================
856
زندگی شیرین من: کو اجاق خنده هات؟!
http://bluebottle.blogfa.com/post-137.aspx
moHadeseH -مرداد91
عشق از اول چرا خونی بود؟

تا گریزد هر که بیرونی بود....


برای تفنن زدم کتاب بیوتن رضا جونو خوندم...آخ که چقدر قشنگ بود...الان کمی آماده ایم برای آناکارنینا و دنیای سوفی!

========================================
855
miss m: 851
http://be-simple.blogfa.com/post/879 
miss-تیر91

بیوتن(رضا امیرخانی):

-هر زنی رازی است.ازدواج کشف این راز نیست.معماری این راز است

-علم طب سربستگی مریض را پاره می کند  و او را لخت می کند.برای همین پزشک عاشق بیمارش نمی شود

-مناره  اگر روح نداشته باشد علم کفر است اقا سهراب

-غروبی مردم می روند فرحزاد .جگر بره می زنند.ما باید جگر زلیخایمان را بگیریم کف دستمان و بیاوریم بهشت زهرا

-کی من پوتین های تو را جفت می کردم؟حکما کرامت داشتی ،کفش ها جلو پات جفت شده

-دو و پنجش را جوری می نویسد که قرینه ی هم دیگرند...دو بود و من خیال کردم پنج است .عاقبت نفهمیدم این فصل دو بود یا پنج

-خیابان ۵ام همیشه خیابان ۵ ام است.این ما هستیم که تغییر می کنیم.تغییر می کنیم مثل خیابان پهلوی و مصدق و ولیعصر

-سکوت یعنی چه؟وقتی همه ی عالم این چنین بلند و رفیع در جلوه اند

-بعض الظن اثم =بعضی زن ها اسم اند

-چهل و هشتی ها

========================================
854
مجنون نیوز: رسیدیم به جایی که صبح به صبح بایستی می گفتیم یا دولت!
http://www.majnoonnews.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=2997:1391-04-26-04-22-20&catid=7:1388-07-11-15-52-15
...-تیر91

خمینی به ما یاد داد که وسط جنگ، هر روز صبح بلند شویم و دستمان را بگیریم به زانوی خودمان و بگوییم یا علی...بگوییم یا خدا...بعد رسیدیم به جایی که صبح به صبح بایستی می گفتیم یا دولت...

رضا امیر خانی-کتاب بیوتن
========================================
853
آقا موجی: تعویض
http://mooji.ir/%D8%AA%D8%B9%D9%88%DB%8C%D8%B6/
...-تیر91
فقط بیوتن رو مونده بخرم تا مجموعه مو تکمیل کنم
========================================
852
خبرگزاری دانش‌جو: آیا هر بردوباختی شرط‌بندی محسوب می‌شود؟ گفت‌وگو با سلیمی
webcache.googleusercontent.com/search?q=cache:FkyU3xepGX0J:snn.ir/news-13910406070.aspx+&cd=10&hl=en&ct=clnk&client=firefox-a
...-تیر91
(استفاده شده از کش گوگل برای پیداکردن متن اولیه)
در جايي از رضا اميرخاني، نويسنده رمان «بي‌‌و‌تن» (رماني كه قسمت عمده اتفاقات داستان در فضاي آمريكا اتفاق مي‌افتد) شنيدم كه گويا براي موفقيت در تصويرسازي داستان به كازينو (قمارخانه‌هاي غربي) سر زده بود تا ببيند چه خبر است؛ وي گفت: من فقط براي نگاه كردن رفتم و وقتي بيرون آمدم ديدم ظهر شده است.

ببينيد نگاه كردن عيش و نوش ديگران چقدر زمان مي‌برد كه مي‌گويد وقتي داخل شدم تا زماني كه خواستم خارج شوم دو يا سه ساعت از زمانم رفته بود. حالا لحاظ كنيد كسي كه وارد اين كار و درگير قمار مي‌شود چه وضعيتي دارد!
========================================
851
عهد من: مگر توی این مملکت مسئولین بنیاد شهید مطالعه نمی کنند؟
ahdestan.blogfa.com/post-6.aspx
مسعود ملکی-تیر91

...وقتی جواب میراث شهدا را اجازه عنوان می کنند یعنی امتناع زبانی و دیالوگ یعنی فاتحه را بخوان که من از داغ حسین در اضطرابم تو از عباس می گویی برایم

میراث بودن آثار جنگ نگاهی کاملا فرهنگی است به جنگ که جنگ و میراثش را از محدوده خانواده های شهدا بیرون می برد.

جهت مطالعه دوستان که انشا الله در میراث دفاع های مقدس بعدی تجربه لازم و دانش کافی را داشته باشند لیستی از افراد صاحب نظر را جهت مطالعه آثارشان ارائه می کنیم بماند که میراث جنگ هشت ساله به باد رفت :

سردار باقرزاده، رئیس بنیاد حفظ آثار که در سال 86 رنج نامه‌ای را در اعتراض به یکسان‌سازی مزار شهدا منتشر کرد.

علیرضا کمری، چهره‌ی شاخص ادبیات پایداری

دکتر کوشکی استاد دانشگاه

دكتر رحماندوست، مشاور سابق رییس جمهور در امور ایثارگران

رضا امیرخانی، در رمان «بی‌وتن»
========================================
850
سطرهای سفید: کافکا در کرانه / هاروکی موراکامی / مهدی غبرائی / نشر نیلوفر
http://elhamazimi.blogfa.com/tag/%DA%A9%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87
سفید کمرنگ-تیر91

موراکامی را به عنوان یک نویسنده ی سورئال می شناسند و کسانی که به این قسم کتابها علاقمندند حتما راحت تر می توانند با این رمان کنار بیایند. برای من کمی سخت بود.در این مورد دقیقا همان احساسی را داشتم  که بعد از خواندن من او و بی وتن امیرخانی داشتم. که سردرنمی آوردم لزوم آوردن بعضی اتفاقهای غیرعادی و کاملا بی منطق در داستان چیست؟ شاید سورئال هم کمی معقول باشد بهتر است! تا حدی که به پیرنگ لطمه نزند. (این نکته کاملا سلیقه ای بود. )

 آن قدر این اتفاقات خارق العاده در داستان زیاد بود و پیرنگ آن قدر پیچیده شده بود که کتاب تمام شد و من با یک عالمه علامت سوال صفحه ی آخر را خیره نگاه می کردم! عزیز من نمیتوانی جمعش کنی برای چی پیرنگت را پیچیده میکنی؟! خیلی بد است که خواننده بعد از خواندن داستان، سوال داشته باشد. خیلی.

========================================
849
گلابی: بــیوتــن
http://golaaabi.parsiblog.com/Posts/37/%D8%A8%D9%80%D9%80%D9%80%D9%8A%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%88%D8%AA%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%86/
گلابی-تیر91

ارمیا معمر رو که یادتون هست؟


طی اتفاقاتی با آرمیتا پناهی آشنا میشه و به دنبال اون سفر به نیویورک و ادامه داستان...


بیشتر از این توضیح نمیدم!بخونید،پشیمون نمی شید!

قسمت هایی از کتاب که خودم دوس داشتم(مورد علاقه گلابی!):


-صدایی از دل آسمان بلند میشود:"و دیگر آسمان را نخواهی دید!


بعد خودش از خودش خجالت می کشد.چگونه خود را اهل رفاقت حساب کرده است؟با گردن کج جلوی دیسکو ریسکو؟با سینه سپر جلوی شیشه شکسته مشروب میاندار؟نمی داند چه قدر می دود و چه قدر خورشید صبوری می کند و چه قدر به خود دشنام می دهد تا عاقبت....


- از دیسکو ریسکو که نماز بالا نمی رود...وااااای


- و کسی در عالم هست که می گوید:"الیه یصعد کلم الطیب" و در هیچ جای کتاب محکمش "من دیسکو ریسکو الیه" را مستثنا نمی کند.

گلابی نوشت:

1.این کتابو اونایی که "ارمیا" رو نخوندن هم می تونن بخونن.

2.همونی که "ارمیا" رو بهم هدیه داد،"بیوتن" رو هم هدیه داد!

3.از دوستانی که این کتابو خوندن یا بعد می خونن،می خوام که نظرشونو راجع به این کتاب بگن.

========================================
848
مرا آفرید آن که دوستم داشت: گوشِت می‌برم خین میاد!*

http://www.havaars.blogfa.com/post-1258.aspx
سوسن جعفری-تیر91
2.کتاب «بیوتن» امیرخانی را نیز به لطف و کرم ایزد منان تمام کردیم! خودمان هم تمام شدیم ایضاً! یعنی من اگر در موردش ننویسم به نظرم سنگین‌ترم. یعنی آن شب پیش آرزو آنقدر نق زدم که کلاً نق‌م تمام شد که حالا بزنم. فقط ... شما را به سر جدتان، نمی‌شود سبک نیافرینید و نگارش تجدید نکنید و حالِ کتابخوان‌هایی مثل ما را به هم نزنید؟ یعنی فقط من ببینم کسی آمده نوشته «بیوتن» فلان و بیسار من می‌دانم و او!

ان‌ شا الله «قیدار» را که تمام کنم، می‌روم سراغ کتاب‌های خوب. کتاب‌های عالی. حتی کتاب‌های متوسط!

========================================
847
نگاهی خیره بر افق: بیوتن - رضا امیرخانی
http://pourahmadi.blogfa.com/post-63.aspx
عباس پوراحمدی-تیر91
خب ، از اسم که شروع کنیم . آن جور که نویسنده می گوید خارج رفتگان فارسی را درست اسپیک نمی کنند . پس آنان را به جای بیوطن ، می توان بیوتن گفت . ضمنا یک ماده ای هم هست که مقوم ناخن است و از ....هشت پا و... باقی داستان که مهم نیست . دوم اینکه: نویسنده از کرخه تا راینی مطول و سخت خوان نوشته است با خاطره ای از سهراب که در رمان ارمیا مصطفا بود و اینجا سهراب! سوم اینکه : اصلا جذاب نبود . کشش لازم را نداشت و به سختی خوانده شد . چهارم اینکه: خب فقه اللغه انگلیسی را می افزود یا حداقل مروری بر اصطلاحات انقلیسی بود! پنجم اینکه: روان نویسی هنر است . تویی که دل سهراب را به همراه قهرمان داستانت داری راحت می توانستی روان بنویسی و ننوشتی. شاید داری در فقه اللغه فارسی ، عربی و انگلیسی فرو می روی حتی فروتر از جلال !  و می خواهی مدرن بنویسی بر اساس تصویر و دیالوگ!

در  زمینه دیالوگ و گفتگوهای نغز بسیار موفق بوده است جناب نویسنده . از اینها که بگذریم نویسنده زحمت زیادی کشیده است در این وانفسای بی کتابی و بی نویسنده مجازی! و ایشان استعداد بزرگی است که صداهای بیشتری هم در آینده از او به گوش خواهد رسید و هنوز سی و نه سالش است . ضمنا مقالاتش فراتر از داستان گویی اش می باشد .

========================================
846
be-simple: 824
http://be-simple.blogfa.com/post/849
miss-خرداد91

بیوتن رو دارم می خونم...

کلا هرچی توش ارمیا داشته باشه ،ارزش خوندن داره

========================================
845
مثل هوای بهار: زندگی در جریان است...
http://meslehavayebahar.blogfa.com/post-778.aspx
صبا-تیر91

پ.ن1: رضا امیرخانی در صفحه 106 «بیوتن» ش مینویسد: «شب است، خانه ام، کنار هم سرم، و این هر سه مرا آرام نمی کند...»

از روزی که پایم را توی خانه گذاشتم و میدانستم که قرار است روال گذشته زندگی در پیش گرفته شود، این جمله در ذهنم مرور میشد؛ این جمله را دوست داشتم ولی واقعیت این است که این هر سه مرا آرام میکند؛ بدجور مرا آرام میکند.

ممکن است دلتنگ باشی، ممکن است دلخور باشی، ممکن است غمگین باشی، اما ممکن هست که با همه اینها «آرام» باشی...

من اینجا... در این خانه... کنار این هم سر... آرامم....
...


پ.ن3: شاید دوباره بیوتن را بخوانم. به افتخار علیرضا. مرد جوانی که خاطرات دانشجوییش در نیویورک رقم خواهد خورد. مرد جوانی که برادر دوست داشتنی من است.

========================================
844
قیام: تاریخچه تکاپوهای جلوگیری از تخریب مزار شهدا
http://ghiam.ir/?p=717
...-تیر91
در اولین واکنش ها به طرح بازسازی علیرضا کمری مسئول معاونت پژوهشی دفتر ادبیات و هنر مقاومت با نوشتن مقاله ای تحت عنوان “رازمزار” در نامه ی پژوهش به بررسی ابعاد مختلف ضرورت حفظ این میراث فرهنگی پرداخت. همچنین چندین جلد کتاب توسط بنیاد شهید، بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس و سازمان میراث فرهنگی کشور و ستاد اقامه نماز و نیز چند پایان نامه در دانشگاه های مختلف با موضوع مزارشناسی و گورشناسی تألیف شد. و درنهایت بنابرآن شد که مجموعه ای کار نظری در این زمینه انجام دهد، متاسفانه این مجموعه هرگز تشکیل نشد.
رضا امیرخانی در رمان بی وتن با نوشتن بخشی به عنوان بشکه اسید آقای گاورمنت نسبت به بازسازی مزار شهدا شدیداً اعتراض کرد. بی وتن جزو پرفروش ترین رمان های سال ۸۷شد.


========================================
843
این‌جا بن بست است: من در این پُف‌ها غرق می‌شوم

http://memote.blogfa.com/post/861/%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D9%8F%D9%81%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%BA%D8%B1%D9%82-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D9%85
بن بست-تیر91
بعضی وقت‌ها، فرصت می‌کنم در فاصله‌ی تاکسی یا اتوبوس عوض کردن، آسمان را با آن گلّه‌ی ابرهای پُف‌کرده یا بدون آن گلّه‌ی ابرهای پُف‌کرده ببینم. باقی وقت‌ها، یا داخل ساختمان‌های بلند بتونی هستم، یا بینشان. بدون آسمان.

یاد بیوتن امیرخانی افتادم و ارمیایی که لابه‌لای ساختمان‌های نیویورک خورشید را گم کرده بود. این روزها آدم زیاد دنبال آسمان نمی‌گردد، اگر مدام حس نکند یک چیزی از او دور شده.

========================================
842
گزارش یک زبان شناس: رسم الخط
http://tmashayekh.blogfa.com/post-102.aspx
طاهره مشایخ-تیر91
در عجبم از " رضا امیرخانی " که با این همه ابتکارات و نوآوری های زبانی ، رسم الخط و نوشتاری، چرا عنوان یکی از رمان هایش را به جای " بی وتن " ، گذاشته : "بیوتن " !!!

از او که خدای جدانویسی است بعید است !!! این عناوین را از او انتظار داشتم : "قی دار " و " جان ستان کابل ستان " به جای  " قیدار " و " جانستان کابلستان " !!!

========================================
841
قدم زنان: A lost memory
http://ghadamzanan.persianblog.ir/post/226
علی محسنی-خرداد91

باید یک نامه ی بلند بنویسم. بی دلیل و صرفا بخاطر اینکه دلم برای نوشتن تنگ شده و یا شاید چون الان سر کلاس فیزیکال ژئودزی نشسته ای. البته تازگی ها یک نامه ی بلند بالا  از همان ها که  برای هر کلمه اش حسابی وسواس بخرج داده بودم  نوشتم . اما به دست مخاطب نرسید ... هرگز نمی رسد. بعضی چیزها خوانده نمی شوند و بعضی چیزها اصلا نوشته نمی شوند. مثلا می دانی من چندتا نامه ی نوشته نشده از تو دارم ؟  همه را گذاشتم زیر تختم . کنار بقیه ی یادگاری هایت.شاید کنار بیوتن!
در همين رابطه :
آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (1-10)
آن‌چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (11)
آن‌چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (12)
آن‌چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (13)
آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (14)
آن‌چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (15)
آن‌چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (16)
آن‌چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند(17)
آن‌چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (18)
آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (19)
آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (20)
آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (21)
آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (22)
آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (23)
آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (24)
آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (25)
ن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (26)
ن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (27)
آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (28)
آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (29)
آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (30)
. آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (31)
. آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (32)
. آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (33)
. آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (34)
. آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (35)
. آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (36) 
. آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (37) 
. آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (38)
. آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (39)
.آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (40)
. آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (41)
. آن چه در وب راجع به بيوتن نوشته‌اند (42) +ضرغامی، چرا روشنفکرنمایان بیوتن! را تحویل گرفتی؟!+انتشار کتاب هاروارد مک دونالد+دوست دارم بیوتن را ریزریز کنم!+چرا تیم قوچانی به امیرخانی اقبال نشان می دهد؟

  نظرات
نام:
پست الکترونيک:
وب سايت / وب لاگ
نظر:
 
   
 
   
   صفحه نخست
   يادداشت
   اخبار
   تازه ها
   يادداشت دوستان
   کتابها
   درباره نويسنده
   تيراژ:۷۰۴۳۵۰
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
 

 
بازديد کننده اين صفحه: ٥٥٨٥
.کليه حقوق محفوظ است
© CopyRight 2008 Ermia.ir & Amirkhani.ir
سايت رسمي رضا اميرخاني
Because when the replica watches uk astronauts entered the replica watches sale space, wearing a second generation of the Omega replica watches, this watch is rolex replica his personal items.