بيوتن: ( ١٧:٢ ١٨/٦/١٣٨٨ )
آلبالاليلوالا... نوشتهاي شب قدري از سيدمهدي موسوي
نویسنده با یک وبگردی چند دقیقهای توی وبلاگ همسایهها و غیر همسایهها، وقتی مطمئن میشود که هنوز کسی در مورد شبهای قدر، مطلب خاصی ننوشته، این بار پیش دستی میکند و هنوز 3-2 روز از ماه رمضان نگذشته دربارهی شب نوزدهم مینویسد.
بيوتن: ( ١١:٠ ١٢/٥/١٣٨٨ )
قصهي پرغصه در جام جم!
رضا اميرخاني ميگويد: اولين و آخرين جايزه ادبي كه گرفتم، مربوط به اولين كتاب من بود كه از سوي رئيسجمهور وقت (آقاي هاشمي رفسنجاني) به من اهدا شد. بعدها چون گوشم براي شنيدن پيام هر گونه انتخابات سنگين بود، يك بار داوران گفتند اصلا كتاب من (من او) به آنها داده نشده و يك بار ديگر هم پيغام دادند (بيوتن) شايد شايسته كانديدا شدن كتاب فصل هم نيست. اين اتفاقات چيز تازهاي نيست.
بيوتن: ( ٢١:٢٩ ٢٨/٤/١٣٨٨ )
در حاشيهي جايزهي قلم زرين از زهير توكلي
احتمالا ايشان تعريض به رمان بيوتن آقاي اميرخاني داشتهاند. خوب است اگر در يك نقد تفصيلي، ايشان روشن كنند كه كدام يك از پاراگرافها يا سطور اين رمان كه به زعم نگارنده و بسياري از دوستان مذهبي اهل قلم، اثري درخشان و روبهجلو در ادبيات ديني است، نسبت به خداوند و كلام او مرتكب بيادبي شده است.
بيوتن: نقدي بر بيوتن ( ١١:٤٧ ١٠/٣/١٣٨٨ )
جهنم بيهويتي از جناب مهدي بهرامي
جملات سهراب را که در نفرت متراکم فضای این داستان؛ نقش سِنتِرِ تضادها را بازی می کند؛ آب طلا بگیرید و گوشه ذهنتان بچسبانید تا کمی خاک بخورد. شاید با خاکش بتوان در این برهوت بی فرهنگی، تیمّمی کرد. شاید.. .
بيوتن: ( ١٤:٥٩ ٢٧/٢/١٣٨٨ )
غم غربت و از خود بيگانهگي، نقدي بر بيوتن از جناب رحمت حقيپور
ام هاي آشنايي مثل تقي مدرسي، گلي ترقي، اسماعيل فصيح و محمود گلابدره اي با همين دستمايه، آثاري نوشته اند كه در نوع خود قابل درنگ و تامل هستند. اما آنچه كه كار «اميرخاني» را متمايز نشان مي دهد، حجم، گستردگي، نوآوري در ساختار و حتي رسم الخط، تعدد شخصيتها و خرده روايت هاي گيرا و پر كششي است كه يكي از ويژگي هاي معنايي رمان يعني (مانايي حوادث و شخصيتها) را در ذهن خواننده شكل مي دهد.
|